امروز: جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله إيّاكُم وفُضولَ الطَّعامِ ؛ فَإِنَّهُ يَسِمُ القَلبَ بِالقَسوَةِ ، ويُبطِئُ بِالجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ ، ويُصِمُّ الهِمَمَ عَن سَماعِ المَوعِظَةِ .    از زياد خوردن بپرهيزيد ؛ زيرا زياد خوردن ، نشان قساوت را بر دل مى نهد ، اندام ها را در اطاعت و عبادت ، كُند مى كند ، و گوش دل را از نيوشيدن پند ، كَر مى سازد .    عدّة الداعي : ص 294
جایگاه حوزه علمیه خراسان در بین حوزه های علمیه جهان اسلام؛

حوزه علمیه خراسان، پیشتاز در عرصه چشم انداز نویسی


اگر بخواهیم با نیازهای خودمان آشنا شویم و همزمان پاسخگوی نیازهای جامعه باشیم، می بایست حتما چشم انداز داشته باشیم. در جامعه ای که ساعت به ساعت رو به جلو می رود، به طبع حوزه هم باید خود را با این رشد هماهنگ کند. لازمه این هماهنگی داشتن یک سند راهبردی و اشراف کافی بر داده ها و اطلاعات است تا در نهایت به برنامه و اقدام تبدیل شود. این ها همه هنر چشم انداز است.

 روابط عمومي حوزه علميه خراسان/با گذر زمان و رشد پر شتاب علم و تکنولوژی، و تغییرات گسترده در عرصه های مختلف فرهنگی، اجتماعی در جامعه، حوزه علمیه خراسان بر آن شد تا به منظور رصد و شناسایی و ترسیم نیاز های جامعه اسلامی، دست به تدوین سندی راهبردی در عرصه های مختلفي همچون آموزش و پژوهش، تحقیق و تبلیغ و... زده تا فقه شیعه را که در طول تاریخ از پویایی کاملی برخوردار بوده، با این سند، راهبری و راهنمایی کند تا مسیر این حرکت، در افق سال 1414 به روشنی ترسیم شود.

با این وجود به سراغ حجت الاسلام حسن باقریه، نماینده مدیر حوزه علميه خراسان در کمیسیون تلفیق سند چشم انداز اين حوزه و مسئول کارگروه تبلیغ و اطلاع رسانی تدوين برنامه پنجساله اول رسیدیم تا پیرامون این سند گفتگویی داشته باشیم.

 


*** چه اتفاق و ضرورتی موجب شد تا حوزه علمیه خراسان، تدوين سند چشم انداز را در اولویت برنامه های خود قرار داده و با وجود زحمت های فراوان، دست به چنین اقدامی بزند؟
بايد عرض كنم تا قبل از انقلاب اسلامي ساختارهای تشکیلاتی منسجمي نسبت به مدیریت نهادهای دینی نداشتیم. بعد از پیروزی انقلاب و برقراری حاکمیت اسلامی تحت رهبری ولایت فقیه، ارگان ها و سازمان هاي بسیاری تاسیس و راه اندازی شدند، که تا به حال، چگونگی روند و امتداد آن ها در طول زمان به صورت دقیق ترسیم نشده بود. با گذشت زمان و تغییرات فکری و فرهنگی جامعه، می بایست نهادهای دینی ما از مساجد و حسینیه ها گرفته تا حوزه های علمیه با ساختار و تشکیلات جدید و با توجه به نیاز های روز جامعه، باز بینی می شد، چرا که بعد از انقلاب، نگاه متفاوت و ویژه ای معطوف به این نهادهای دینی شد که اهمیت اين تشکیلات را صد چندان می کرد.


سال ها پیش مجموعه ای برای مديريت حوزه علميه شکل گرفت که به مرور زمان به مرکز مدیریت تبدیل شد. بعد از چشم اندازی که برای كشور در افق 1404 نوشته شد، مقام معظم رهبری(حفظه الله تعالي) دستور دادند، تا حوزه های علمیه هم چشم انداز خودشان را بنویسند كه درپي آن مدیر عالي حوزه علمیه خراسان، آیت الله واعظ طبسی (دامت بركاته) دستور دادند تا برای حوزه علمیه خراسان نيز چشم اندازی همسو با چشم انداز کشور ترسیم شود که الحمدلله بعد از سه سال پیگیری مستمر با برگزاری جلسات و کارگروه های متعدد این چشم انداز تدوین شد. دستور تدوین سند سال 87 ابلاغ شده ، اما تدوین آن به صورت جدی از سال 91 آغاز شد و تا آخر سال 93 ادامه داشت.


اینکه مقام معظم رهبری می فرمایند، حوزه های علمیه می بایست چشم انداز داشته باشند، منظورشان این است که بدانند در آینده چه کاری می خواهند انجام دهد و به کجا برسند. با این وجود، اگر بخواهیم با نیازهای خودمان آشنا شویم و پاسخگوی نیازهای جامعه باشیم، می بایست حتما چشم انداز داشته باشیم. جامعه ای که ساعت به ساعت رو به جلو می رود، به طبع حوزه هم می بایست خود را با این رشد هماهنگ کند. لازمه این هماهنگی داشتن یک سند راهبردی و اشراف کافی بر داده ها و اطلاعات است تا آن به برنامه و در نهایت به اقدام تبدیل شود. این ها همه هنر چشم انداز است.


***چه عاملی سبب شد، که بعد از گذشت سال های متمادی از تشکیل مرکز مدیریت و بعد از گذشت سال هاي متمادي از پیروزی انقلاب اسلامی به فکر تدوین این سند افتادید؟
چشم انداز نویسی از مقوله های برنامه ریزی است. اساسا در عرف منطقی، جایگاه برنامه ریزی قبل از اجرا ترسیم می شود و اقدامات و کارهای اجرایی، از نتایج و آثار برنامه ریزی حاصل می گردد. با وجود این امر، چنین منطقی در بسیاری موارد رعایت نمی شود، چرا که ضرورت ها و الزاماتی وجود دارد که مانع چنین کاری می شود. از جمله الزامات برنامه ریزی شکل گیری یک مجموعه و تشکل در کنار هم است، یعنی تا یک سازمانی شروع به کار نکند، حتی چند گامی هم بر ندارند، غالبا برنامه ریزی برای آینده و چشم انداز نویسی صورت نمی گیرد و یک تشکیلات در گذر زمان، برای هدفمند شدن کارشان دست به برنامه ریزی و چشم اندازنویسی می زنند، تا بتوانند به افق هایی که مدنظرشان است دست پیدا کنند. تقريبا شبه محال است که بدون وجود تشکیلاتی، چشم انداز نوشته شود؛ بنابراین اول تشکیلاتی باید باشد تا آن مجموعه عهده دار امر چشم انداز نویسی شود.


به عنوان مثال اینگونه نبوده است که اول چشم اندازی برای دانشگاه های کشور ترسیم شود و بعد دانشگاه تاسيس شده و شروع به کار کند، بلکه اول ضروت ایجاد آن احساس شده، و در گذر زمان به این ضرورت رسیده اند که می بایست چشم اندازی را برای آن ترسیم و تدوین کنند.


شما اگر به خود انقلاب اسلامی ایران که با رهبری حضرت امام خمینی (رضوان الله تعالی) شکل گرفته توجه کنید، می بینید که خود انقلاب به علت ضرورت هایی انجام پذیرفت، ولی ایشان در همان اول انقلاب دستوری مبنی بر تدوین چشم انداز جمهوری اسلامی نداشتند ولی دو دهه بعد، رهبری معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای (حفظه الله تعالی) با توجه به ضرورت های موجود، برای حفظ آرمان ها و ارزش های انقلاب اسلامی دستوری مبنی بر تدوین سند چشم انداز دادند و سندی 20 ساله ترسیم شد.


بنابراین درست است که منطقاً در اول کار می بایست به فکر چشم انداز بود و بعد شروع به ساخت کرد ولی الزاما چنین اتفاقی لازم نیست، چه بسا در بسیاری از کارها، به صورت مهندسی معکوس چنین اتفاقی رقم بخورد؛ به این معنا که اول کار انجام شود، در مرحله بعد، برای کیفیت بخشی به کار، چشم اندازی تدوین شود.


*** آیا این سند الهام گرفته از سند دیگری است یا حوزه علمیه خراسان در این زمینه پیشتاز بوده است؟ قبل از حوزه علمیه خراسان، حوزه علمیه قم یا نجف یا نهاد حوزوی دیگری چنین سندی را ترسیم کرده است؟

در زمان تدوین سند، تلاش کردیم تا اسناد مرتبط با چشم انداز و یا حتي اسناد راهبردی غيرمرتبط اما هماهنگ با برنامه ريزي كلان را از مراکز مختلف جمع آوری کنیم. یکی از اسنادی که برای ما مهم بود، سند چشم اندازهاي ساير حوزه هاي علمیه بويژه قم بود که با پیگیری های مختلف به یک پیش نویس سند چشم انداز رسیدیم که سال ها پیش، نوشته شده بود و در ادامه متوجه شدیم که اخیرا هم اقدامی برای تكميل این سند انجام داده اند ولی خروجی نهایی و قطعی از آن پیدا نکردیم. البته شاید اقدامی صورت گرفته باشد ولی حداقل تا آنجایی که جویا شدیم، به اسناد مشخصی نرسیدیم.


حال با این وجود، اگر قم به عنوان ام القراي جهان اسلام که مرکزیت حوزه های علمیه ایران اسلامی را بر عهده دارد، چشم اندازی تاکنون ترسیم نکرده باشد، و با توجه به بررسی صورت گرفته در حوزه های مختلف جهان تشیع در عراق و لبنان، می توان اذعان کرد که حوزه علمیه خراسان اولین مرکز حوزوی و پیشتاز در عرصه چشم انداز نویسی است.

*** چشم انداز نویسی چقدر در روند حرکت مرکز مدیریت می تواند موثر واقع شود؟
اساساً چشم انداز با همان مفهوم خودش که ناظر به نتایج و با نگاه به افق های پیشرو است، یک نگرش هدفمند و مثمر ثمر را به انسان نشان می دهد. اگر انسان در زندگی خودش افق نداشته باشد، هرچند که برنامه روزانه و ماهانه داشته باشد، دچار روزمرگی و سردرگمی می شود، چرا که در یک نگاه کلی نمی داند در سال آینده چه کاری می خواهد انجام دهد. اما اگر انسان بتواند در یک برش زمانی 10 یا 20 ساله افق و چشم اندازی را ترسیم کند، و بعد آن را به برنامه های میان و کوتاه مدت تبدیل کند و برنامه های ذیل آن را هم با موفقیت بتواند پشت سر بگذارد ، کلیه این امور در یک تشکیلات كارآمد و هماهنگ کاملا صادق و اجرايي است.


اثر و نتیجه بسیار مهم دیگری که چشم انداز نویسی به دنبال دارد، ارزیابی دقیق و جامع از روند رو به جلوی مرکز مديريت است. اگر یک مرکز چشم انداز نداشته باشد، ممکن است که ارزیابی آن، موردی، فصلی و یا حتی خیلی دم دستی باشد و همیشه عملکرد خود را خوب ارزیابی کند. بالاخره در یک سازمان، روزانه کارهای متعددی صورت می پذیرد و شاید طبق برنامه هم باشد، ولی اگر برنامه بلند مدت نداشته باشد، نمی توان تشخیص داد که آیا این کارها، آن سازمان را به مقصدی که می خواهد برسد یک گام نزدیک کرده است یا نه.
از جمله مزایا و اثرات دیگر این چشم انداز نویسی، ایجاد نگاه امیدوارنه و امید بخش، همراه با نیرو و انرژی به کارمندان، مسئولین و بدنه حوزه است. چشم انداز، انسان را از حالات وادادگی دور می کند و نگاه را هدفمند می کند. چشم انداز به نسل نوی حوزه یک نشاط جدید می دهد که می توان با داشتن همان اصالت ها و مبادی و مبانی سنتی پیشین، جلو رفت و هرگز آن ها را فراموش نکرد و در عین حال مدل ها و سبک ها و روش های مختلف را برای رسیدن به اهداف عوض کرد. با این وجود می توان اذعان کرد که چشم انداز، پل ارتباطی بین غایات و مبادی است و بسیار پر برکت است.


ما در عرصه های مختلف حوزه از جمله آموزش و پژوهش، تحقیق و تبلیغ و مواردی دیگر، توانستیم همین فرآیند را با توجه به امکانات و پتانسیل هایی موجود در حوزه علمیه خراسان در بیست سال آینده در سندی ترسیم کنیم.


*** این چشم انداز آیا برای مرکز مدیریت تدوین شده یا برای طلاب و اساتيد حوزه نوشته شده است؟ و مرکز مدیریت که متولی اجرای این سند است، چقدر خود را در اجرای آن ملزم می داند؟ و در نهایت چگونه می توان اساتید و طلاب حوزه را که بخش اصلی تغییرات می بایست به وسیله های آن ها انجام شود، با این سند همسو کرد؟
در جواب این سوال چند نکته می بایست بررسی شود:


نکته اول این است که ما در ابتدای آغاز تدوین سند، بحث های مفصلی انجام دادیم که آیا ما می خواهیم برای مرکز مدیریت حوزه (که اجرای برنامه را در دست دارد)سندی بنویسیم یا می خواهیم چشم اندازی برای حوزه علمیه خراسان (که همه سازمان های حوزوی را در بر می گیرد) ترسیم کنیم. به تعبير ديگر چشم انداز رسالت محور ميخواهيم يا سازمان محور.

برخی نظرشان بر این بود که ما می بایست فقط چشم انداز سازمان مرکز مدیریت، به عنوان پازلي از یک مجموعه عظیم حوزوی را بنویسیم و به دیگر مراکز حوزوی کاری نداشته باشیم. اما بعد از جلسات متعدد و بحث های بسیار جدی به این نتیجه رسیدیم که می بایست سند را برای حوزه علمیه خراسان ترسیم کنیم.


در نهایت تصمیم بر این شد که چشم انداز براي حوزه علمیه خراسان نوشته شود، به طبع، مرکز مدیریت به عنوان یک بخش و البته مهمترين بخش از کلیه مجموعه های حوزوی، مسئول اجرای برخی از الزامات چشم انداز است. بعد از آن هم کارگروه های تدوین برنامه 5 ساله اول شکل گرفت که این کارگروه ها قرار است فقط برنامه های اجرایی مرکز مدیریت را تدوین و ترسیم کند، که ان شاء الله تا آخر سال 94، اولین سند برنامه 5 ساله تنظیم و تصویب و براي سال آينده اجرايي خواهد شد.


در نتیجه، نهادها و سازمان های درون حوزوی یا غیر حوزوی دیگر دخيل در چشم انداز حوزه که می خواهند در عرصه فعالیت های حوزوی اجراي نقش كنند، می بایست برنامه، جایگاه و شأن خودشان را برای تحقق این سند تدوین کنند. همه آن ها می بایست فعالیت های خودشان را بر اساس این سند برنامه ریزی کرده و جلو ببرند. الحمدلله با رايزنيهاي مقدماتي اميدواريم چنين اتفاقی بيافتد.


*** این سند خواه ناخواه، برای کلیه سازمان ها و نهادهایی که به نوعی با حوزه ارتباط دارند، تعیین مسیر کرده است، این کار نوعی دخالت نیست؟ این الزامی که در تحقق سند، می فرمایید با توجه به اینکه برخی از نهادهای حوزوی، زیر نظر مرکز مدیریت نیستند، ، چگونه از سوی آن ها محقق خواهد شد؟


برخی از نهادهای حوزوی به لحاظ ساختاری و مدیریتی قطعا زیر نظر حوزه نیستند، اما تمام نهادهای مرتبط با حوزه، در محدوده فعالیت ها و اجرای خود، متمرکز با مرکز مدیریت فعالیت انجام می دهند. در حیطه ستادی، زمانی که یک سند جامع برای حوزه علمیه تدوین می شود، همه نهادها همانند جامعه المصطفی العالمیه، دفتر تبلیغات و سازمان تبلیغات و .. اگر سندی داشته باشند، می توانند اسناد خود را با این سند همراه و همسو ترسیم کنند. چرا که تمام الزامات مرتبط با حوزه و ارکان حوزوی در آن دیده شده است كه لازمه آن، هماهنگی و همسویی و همگرایی با آن نهادهاست.


*** این حرف شما در سند چشم انداز حوزه که عبارات به صورت کلی آماده تحقق پذیر است، ولی برای رفع تعارض بین برنامه های 5 ساله هر نهاد و سازمان با مرکز مدیریت حوزه، چه راه حلی را پیش بینی کرده اید؟


ما از همان اول در تدوین برنامه تلاش کردیم تا از هر نهادی یک نماینده داشته باشیم و می بایست تلاش کنیم تا در سیر آينده اين مسیر نيز، هماهنگی های مستمر داشته باشیم و به لطف خدا این هماهنگی، در حال حاضر هم در کارگروه هاي مختلف و در تنظیم برنامه 5 ساله درحال استمرار است. این کار مزایای متعددی در بر داشته است. اولاً نهادها و سازمان ها، از جزیات تنظیم سند و محتوای آن مطلع می شوند. ثانیاً تشریک مساعی همه سازمان های حوزوی خواهد بود و ثالثاً سند از حالت دستوری خارج شده و به نوعی حالت محتوايی عملکردی قرار می گیرد.


البته این ارتباط و هماهنگی به صورت جدی تر در خود مجموعه های مرتبط با مرکز مدیریت اتفاق افتاده است. چرا که زیر شاخه های مرکز که شامل مدارس علمیه عمومی و تخصصی، طلاب، اساتید و مدیران حوزه های علمیه چه برادران و چه خواهران می باشند، ارتباطات خوبی در همه زمینه ها برقرار کرده اند. این ارتباط در مسائل مختلفی مثل توجیه محتوایی، اعتبار بخشی، نیاز سنجی و استفاده از نظرات، خود را نشان می دهد. این ارتباطات به نحو ورود کارشناسی است و نه به صورت ابلاغ دستورالعملی. به عبارت دیگر زمانی که افراد در تنظیم سند و برنامه، مشاوره داده و کارشناسی می کنند، خودشان را همسو و همراه این سند می بینند. به خاطر همین هم هست که شما زمانی که به اعضاي دست اندرکار در سند و مرتبطین این امر نگاه می کنید، تنوع علایق و سلایق و شخصیت های مختلف را شاهد هستید.


*** با توجه به اختلاف نظرات در فضای عمومی حوزه علمیه مشهد، شما به هر میزان افراد را در تدوین این سند دخیل کرده باشید، بازهم جامع همه طیف، تفکرات موجود در حوزه نیست. چه راهی برای همراه کردن طیف فکری مخالف بخش هایی از این سند دارید؟
یک بحث این است که آیا ما از تنوع فکری حوزه استفاده کرده ایم یا نه، بنده با قاطعیت می گویم بله حتما چنین بوده است. همین الان هم در عرصه اجرایی نگاه کنید در کمیسیون ها، کارگروه ها و اساتید و کارشناسان همه نحله ها و تفکرات موجود وجود دارند که به نظر بنده این از امتیازات مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان است که همه تفکرات را حتی شده با یک نماینده از آن گروه، دور خود جمع کرده است.


نکته بعد این است که غالب طیفهاي موجود در حوزه علميه مدرسه علمیه دارند؛ مدرسه ای که رسمیتش را از مرکز مدیریت گرفته، طلبه های آن رسمی این مرکز هستند و مدیر آن به تایید آن انتخاب می شود، پشتیبانی و مدارج علمی آن ها زیر نظر این مرکز تأمین می شود. همه این ها یعنی ارتباط داشتن.


آنچه به عنوان نکته سوم می توان به آن اذعان کرد این است که اگر گروه یا طیفی خاصی که همراهي با نظام مقدس جمهوری اسلامی نداشته یا ندارند ولي آن ها هم مدرسه دارند، این مرکز اینقدر سعه صدر دارد که مجوز تاسیس مدرسه به آن ها داده و مشغول تربیت طلبه است. اگرچه درصد این طیف بسیار کم و نادر است و از میان حدود 120 مدرسه علمیه ممكن است ما فقط یک مورد این چنینی داشته باشیم. ما معتقدیم که این گروه هم عملا زمانی که در عرصه اجرا واقع شوند، خود به خود توجيه می شوند. چرا که بالاخره اگر خود آن آقایان هم در کرسی برنامه ریزی به جای ما بنشینند همان کاری را خواهند کرد که ما انجام دادیم. نهایتا ممکن است در مورد مقولات همسوی با نظام حرفی داشته باشند که خیلی تاثیر جدی ندارد.


در بعضی موارد مخالفت های از این جهت که مبانی علمی افراد مختلف است مطرح می شود، به عنوان نمونه برخی اساتید نسبت به دروس حکمت و فلسفه مواضع خاص دارند. با این وجود اگر مرکز مدیریت با یک مشورت و تعقل جمعی و با کمک از دانش بزرگان و با استفاده از تجربیات گسترده با نگاه به برطرف کردن نیاز روز اعتقادات در جامعه و مصالح جهاني به این نتیجه رسید یک حرکتی باید انجام بگیرد، به این اساتید می توان گفت که نظر شما به عنوان یک کارشناس محترم است ولی در کنار شما چندین نظر کارشناسی دیگر هم داریم، و ما هم می گوییم حداقل فراگيري مراتب فلسفه و حکمت نیاز یک طلبه است. حال اگر یک مدرسه موافق با این قضیه نبود، از باب اینکه بالاخره یک مركز و جایی می بایست حرف آخر را بزند و یک نظر را از میان نظرها انتخاب کند و آن مدرسه هم باید قبول کند وگرنه سطح علمی خود را تكميل نگذرانده ، هر چند که شاید کسی که می خواهد آن درس را بگذارند، خوشش نیاید ، اين مركز همان مركز مديريت حوزه است كه با يك واسطه تحت اشراف ولي امر مسلمين انجام وظيفه خواهد كرد. بالاخره هر کاری شذوذاتی دارد که مانع روند اصلی نیست و شاید برخی خوششان نیاد ولی در مسیر کلی باید انجام بپذیرد.


كد خبر: 12058  |  تاریخ درج خبر: 94/03/31  |  کد خبرنگار:
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
footer slimi
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا