امروز: سه‌شنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۶
RSS   جستجو
بستن در حال بارگذاری...
امام عسكرى عليه السلام: «ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ، و لا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ»    «هيچ عزّتمندى، حقّ را فرو نگذاشت مگر اين كه به ذلّت افتاد، و هيچ ذليل و ناتوانى، حق را نگرفت مگر اين كه عزيز و نيرومند شد»    بحار الأنوار : ۷۸ / ۳۷۴ /۲۴

رویش نهال اسلام از میان صخره های سخت جاهلیت و تعصب/ هفت شاخص نظامی که پیامبر(ص) ساختند


دوران مدینه، دوران شالوده‌ ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان ‌ها و دوران‌ های تاریخ انسان و همه مکان ‌‌ها است؛ البته این الگو، یک الگوی کامل است و مثل آن را دیگر در هیچ دورانی سراغ نداریم.

کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیای ظلمانی زمانی خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد. چه آن روزی که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکی از مسلمین او را احاطه کرده بودند و در مقابلش سران متکبر عرب، صنادید قریش و گردن ‌کشان، با اخلاق ‌های خشن و با دست ‌های قدرتمند قرار گرفته بود، و یا عامه مردمی که از معرفت نصیبی نبرده بودند، وحشت نکرد، سخن حق خود را گفت، تکرار کرد. تبیین کرد، روشن کرد، اهانت ‌ها را تحمل کرد، سختی ‌ها و رنج‌ ها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیری را مسلمان کند و چه آن وقتی که حکومت اسلامی تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت. آن روز هم، دشمنان و معارضان گوناگونی در مقابل پیامبر بودند؛ چه گروه‌ های مسلح عرب ـ وحشی ‌هایی که در بیابان‌ های حجاز و یمامه همه جا پراکنده بودند و دعوت اسلام باید آن ها را اصلاح می‌ کرد و آن ها مقاومت می ‌کردند- و چه پادشاهان بزرگ دنیای آن روز -دو ابرقدرت آن روز عالم- یعنی ایران و امپراتوری روم که پیامبر نامه ‌ها نوشت مجادله ‌ها کرد، سخن‌ ها گفت، لشکر‌کشی‌ ها کرد، سختی ‌ها کشید، در محاصره اقتصادی افتاد و کار به جایی رسید که مردم مدینه گاهش دو روز و سه روز، نان برای خوردن پیدا نمی ‌کردند تهدیدهای فراوان از همه طرف پیامبر را احاطه کرد. بعضی از مردم نگران می ‌شدند، بعضی متزلزل می ‌شدند، بعضی نق می ‌زدند، بعضی پیامبر را به ملایمت و سازش تشویق می ‌کردند، اما پیامبر در این صحنه دعوت و جهاد، یک لحظه دچار سستی نشد و با قدرت جامعه اسلامی را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند، و همان نظام و جامعه بود که به برکت ایستادگی پیامبر در میدان‌ های نبرد و دعوت، در سال ‌های بعد توانست به قدرت اول دنیا تبدیل شود.
خود آن حضرت، بنا بر حدیث متواتر و معروف، فرمود: «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَکَارِمَ الْأَخْلَاقِ» (شرح اصول کافی/ صدرا/ ج1/ ص240). بعثت با این هدف در عالم پدید آمد که مکرمت‌ های اخلاقی و فضیلت‌ های روحی بشر عمومیت پیدا کند و به کمال برسد. تا کسی خود دارای برترین‌ مکام اخلاق نباشد خداوند متعال این مأموریت عظیم و خطیر را به او نخواهد داد، لذا در اوایل بعثت، خداوند متعال خطاب به پیغمبر می ‌فرماید: «وَ اِنَّکَ لَعَلَی‌ٰ خُلُقٍ عَظیم» (قلم/ 4) ساخته و پرداخته شدن پیغمبر، تا ظرفی بشود که خدای متعال آن ظرف را مناسب وحی خود بداند، مربوط به قبل از بعثت است، لذا وارد شده است که پیغمبر اکرم که در جوانی به تجارت اشتغال داشتند و درآمدهای هنگفتی از طریق تجارت به دست آورده بودند، همه را در راه خدا صدقه دادند، بین مستمندان تقسیم کردند.
در این دوران که دوران اواخر تکامل پیغمبر و قبل از نزول وحی است -دورانی که هنوز ایشان پیغمبر هم نشده بود- پیغمبر از کوه حرا بالا می رفت و به آیات الهی نگاه می گرد؛ به آسمان، به ستارگان، به زمین، به این خلایقی که در روی زمین با احساسات مختلف و با روش ‌های گوناگون زندگی می ‌کنند. او در همه این ‌ها آیات الهی را می ‌دید و روز به ‌روز خضوع او در مقابل حق، خشوع دل او در مقابل امر و نهی الهی و اراده الهی بیشتر می ‌شد و جوانه ‌های اخلاق نیک در او روز به روز بیشتر رشد می‌کرد. در روایت است که «کان اعقل الناس و اکرمهم»؛ پیامبر قبل از بعثت با مشاهده آیات الهی، روز به روز پربارتر می ‌شد تا به چهل سالگی رسید. «فلما استکمل اربعین سنه و نظر الله عزوجل الی قلبه فوجده افضل القلوب و اجلّها، و أطوعها و أخشها و أخضعها»؛ دل او در چهل سالگی نورانی‌ ترین دل‌ ها، خاشع‌ ترین دل ‌ها، پرظرفیت ‌ترین دل ‌ها برای دریافت پیام الهی بود. «أذن لأبواب السماء ففتحت و محمد ینظر الیها»؛ وقتی به این مرحله از معنویت و روحانیت و نورانیت و اوج کمال رسید، آن وقت خدای متعال درهای آسمان و درهای عوالم غیبی را به روی او باز کرد. چشم او را به عوالم معنوی و عوالم غیبی گشود. «و أذن للملائکه فنزلوا و محمد ینظر الیهم» (بحارالنوار/ ج17/ ص309)؛ او فرشتگان را می ‌دید با او سخن می ‌گفتند کلام آن ها را می ‌شنید، تا اینکه جبرئیل امین بر او ناز شد و گفت: «إقرا» سرآغاز بعثت.
این مخلوق بی ‌نظیر الهی،‌ این انسان کامل که قبل از نزول وحی الهی به این مرحله از کمال رسیده است،‌ از اولین لحظه بعثت، یک جهاد مرکب همه ‌جانبه دشوار را آغاز کرد و بیست و سه سال در نهایت دشواری این جهاد را پیش برد. جهاد او در درون خود جهاد با مردمی که از حقیقت هیچ ادراکی نداشتند و جهاد با آن فضای ظلمانی مطلق بود، که امیرالمؤمنین در نهج‌البلاغه می‌ فرماید: «فی فتن داستهم بأخفافها و وطئتهم بأظلافها و قامت علی سنابکها» (نهج البلاغه/ خطبه2)؛ از همه طرف فتنه ‌ها مردم را می‌ فشرد دنیاطلبی، شهوترانی، ظلم و  تعدی، رذائل اخلاقی در اعماق وجود انسان ‌ها، و دست تعدی قدرتمندانی که بدون هیچ مانع و رادعی به سوی ضعفا دراز بود. این تعدی نه فقط در مکه و در جزیرة العرب بلکه در برترین تمدن‌ های آن روز عالم، یعنی در امپراتوری بزرگ روم و در شاهنشاهی ایران، وجود داشت. تاریخ را نگاه کنید؛ صفحه ظلمانی تاریخ، سراسر زندگی بشر را فرا گرفته بود. مجاهدت با این قدرت عظیم و تلاش بی ‌وقفه و غیر قابل تصور از اولین ساعات بعثت و تحمل وحی الهی برای پیغمبر آغاز شد و وحی الهی هم پیوسته، مثل آب زلالی که به سرزمین مستعدی برسد، بر قلب مقدس آن بزرگوار نازل می ‌شد و او را نیرو می ‌بخشید؛ و او همه توان خود را به کار می‌ برد تا این که بتواند این دنیا در آستانه یک تحول عظیمی قرار بدهد؛ و موفق شد.
اولین سلول ‌های پیکره امت اسلامی در همان روزهای دشوار مکه با دست توانای پیغمبر بنا شد؛ ستون‌ های مستحکمی که باید بنای امت اسلامی بر روی این ستون‌ ها استوار بشود؛ اولین مؤمنین، اولین ایمان آورندگان، اولین کسانی که این دانایی، این شجاعت، این نورانیت را داشتند که معنای پیام پیغمبر را درک کنند و دل به او ببندند. «فَمَن یُرِدِ اللَّهُ أَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلإِسلامِ». دل‌ های آماده و درهای گشوده دل به سمت این معارف الهی و این دستورات الهی، با دست توانای پیغمبر ساخته شد، این ذهن ‌ها روشن شد، این اراده ‌ها روز به ‌روز مستحکم‌ تر شد و سختی‌ هایی در دوران مکه برای همان عده قلیل مؤمنین -که روز به ‌روز هم بیشتر می ‌شدند- پیش آمد، که برای من و شما قابل تصور نیست. در فضایی که همه ارزش ‌ها، ارزش ‌های جاهلی است، تعصب‌ ها، غیرت ‌ورزی ‌های غلط، کینه‌ ورزی‌های عمیق، قساوت ‌ها، ظلم ‌ها و شهوت ‌ها در آمیخته با هم است و زندگی مردم را می ‌فشرد و در خود احاطه کرده و در بین این سنگ‌ های خارا و غیرقابل نفوذ این نهال‌ های سرسبز بیرون آمد. «وَإِنَّ الشَّجَرَةَ الْبَرِّیَّةَ، أَصْلَبُ عُوداً،‌ أَقْوَى وَقُوداً» که امیرالمؤمنین می ‌گوید، این است. هیچ توفانی نمی‌ توانست این سبزه‌ ها، این نهال ‌ها و این درخت ‌هایی را که از لای صخره‌ ها رویید و ریشه‌ دوانید و رشد کرد را تکان بدهد. سیزده سال گذشت و بعد براساس این پایه ‌های مستحکم، بنای جامعه اسلامی، جامعه مدنی و نبوی، بر روی این پایه ‌ها گذاشته شد.
این امت‌ سازی فقط سیاست نبود؛ یک بخشی از آن، سیاست بود. بخش‌ عمده‌ دیگری آن، تربیت یکایک افراد بود: «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمِّیّینَ رَسولًا مِنهُم یَتلو عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ و الحکمه»؛ «یزکیهم» یک ‌یک دل ‌ها در زیر تربیت پیغمبر قرار می ‌گرفت. پیغمبر به یکایک ذهن ‌ها و خردها، دانش و علم را تلقین می ‌کرد. «وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَ» حکمت یک مرتبه بالاتر است. فقط این نبود که قوانین و مقررات و احکام را به آن ها بیاموزد، بلکه حکمت به آن ها می ‌آموخت. چشم ‌های آن ها را بر روی حقایق عالم باز می ‌کرد. ده سال هم پیغمبر این ‌گونه و با این روش حرکت کرد.
از طرفی سیاست، اداره حکومت، دفاع از کیان جامعه اسلامی، گسترش دامنه اسلام، باز کردن راه برای اینکه گروه‌ های خارج از مدینه به‌ تدریج و یک ‌به‌ یک وارد عرصه نورانی اسلام و معارف اسلامی شوند، از طرف دیگر هم تربیت یکایک افراد. این دو تا را نمی ‌شود از هم جدا کرد.
یک عده ‌ای اسلام را فقط مسئله فردی دانستند سیاست را از اسلام گرفتند، در حالی که نبی مکرم اسلام در آغاز هجرت، در اوّلی که توانست خود را از دشواری ‌های مکه نجات دهد، اولین کاری که کرد، سیاسیت بود. بنای جامعه اسلامی، تشکیل حکومت اسلامی، تشکیل نظام اسلامی، تشکیل قشون اسلامی، نامه به سیاست ‌مداران بزرگ عالم، ورود در عرصه سیاسی عظیم بشری آن روز، سیاست است. چطور می‌ شود اسلام را از سیاست جدا کرد؟! چطور می ‌شود سیاست را با دست‌ هدایتی غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد؟! «الَّذینَ جَعَلُوا القُرآنَ عِضینَ»؛ بعضی قرآن را تکه ‌پاره می ‌کنند. «یُؤْمِنُ بِبَعْضِ الْکِتَابِ وَ یَکْفُرُ بِبَعْض»؛ به عبادت قرآن ایمان می ‌آورند؛ اما به سیاست قرآن ایمان نمی ‌آورند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ». قسط چیست؟ قسط یعنی استقرار عدالت اجتماعی در جامعه. چه کسی می ‌تواند این کار را انجام دهد؟ تشکیل یک جامعه همراه با عدالت و قسط، یک کار سیاسی است؛ کار مدیران یک کشور است. این، هدف انبیاست. نه فقط پیغمبر ما، بلکه عیسی و موسی و ابراهیم و همه پیغمبران الهی برای سیاست و برای تشکیل نظام اسلامی آمدند.
سیره نبی اکبرم در دوران ده ساله حاکمیت اسلام در مدینه، یکی از درخشان ‌ترین - و گزافه نیست اگر بگوییم درخشان ‌ترین - دوره‌‌ های حکومت در طول تاریخ بشری است. باید این دوره کوتاه و پرکار و فوق ‌العاده تأثیرگذار در تاریخ بشر را شناخت. دوره مدینه، فصل دوم دوران بیست و سه ساله رسالت پیغمبر است. سیزده سال در مکه، فصل اول بود که مقدمه فصل دوم محسوب می ‌شود و تقریباً ده سال هم دوران مدینه پیغمبر است که دوران شالوده‌ ریزی نظام اسلامی و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیت اسلام برای همه زمان ‌ها و دوران‌ های تاریخ انسان و همه مکان ‌‌ها است. البته این الگو، یک الگوی کامل است و مثل آن را دیگر در هیچ دورانی سراغ نداریم؛ لیکن با نگاه به این الگوی کامل، می ‌شود شاخص ‌ها را شناخت. این شاخص‌ ها برای افراد بشر و مسلمان ‌ها علامت ‌هایی است که باید به وسیله آن ها نسبت به نظام ‌ها و انسان ‌ها قضاوت کنند.
هدف پیغمبر از هجرت به مدینه این بود که با محیط ظالمانه و طاغوتی و فاسد سیاسی و اقتصادی و اجتماعی ‌ای که آن روز در سرتاسر دنیا حاکم بود، مبارزه کند و هدف، فقط مبارزه با کفار مکه نبود؛ مسئله، مسئله جهانی بود. پیامبر اکرم این هدف را دنبال می ‌کرد که هرجا زمینه مساعد بود، بذر اندیشه و عقیده را بپاشد؛ با این امید که در زمان مساعد، این بذر سبز خواهد شد. هدف این بود که پیام آزادی و بیداری و خوشبختی انسان به همه دل ‌ها برسد. این جز با ایجاد یک نظام نمونه و الگو امکان ‌پذیر نبود؛ لذا پیغمبر به مدینه آمد تا این نظام نمونه را به وجود آورد. اینکه چقدر بتوانند آن را ادامه دهند و بعدی ‌ها چقدر بتوانند خودشان را به آن نزدیک کنند بسته به همت آن ها است. پیغمبر نمونه را می ‌سازد و به همه بشریت و تاریخ ارائه می ‌کند. نظامی که پیغمبر ساخت، شاخص ‌های گوناگونی دارد که در بین آن ها هفت شاخص از همه مهم تر و برجسته ‌تر است.
شاخص اول، ایمان و معنویت است؛ انگیزه و موتور پیش برنده حقیقی در نظام نبوی، ایمانی است که از سرچشمه دل و فکر مردم می ‌جوشد و دست و بازو و پا و وجود آن ها را در جهت صحیح به حرکت در می ‌آورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.
شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقی به حق‌ دار بدون هیچ ملاحظه است.
شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوی، پایه همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهی و بیداری است. کسی را کورکورانه به سمتی حرکت نمی‌ دهند؛ مردم را با آگاهی و معرفت و قدرت تشخیص، به نیروی فعال نه نیرو منفعل بدل می ‌کنند.
شاخص چهارم، صفا و اخوت است؛ در نظام نبوی، درگیری‌ های برخاسته از انگیزه ‌های خرافی، شخصی، سودطلبی و منفعت ‌طلبی مبغوض است و با آن مبارزه می ‌شود. فضا،‌ فضای صمیمیت و اخوت و برادری و همدلی است.
شاخص پنجم، صلاح اخلاقی و رفتاری است. انسان‌ ها از تزکیه و از مفاسد و رذائل اخلاقی، پیراسته و پاک می ‌کند؛ انسان با اخلاق و مُزَکی می‌ سازد؛ «وَ یزَکِّیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ»؛ تزکیه، یکی از آن پایه ‌های اصلی است؛ یعنی پیغمبر روی یکایک افراد، کار تربیتی و انسان ‌سازی می‌‌ کرد.
شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوی، توسری‌خور، وابسته، دنباله ‌رو و دست حاجت به سوی این و آن درازکن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم‌‌ گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، برای تأمین آن تلاش می ‌کند و کار خود را پیش می ‌برد.
شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفت دائمی است. توقف در نظام نبوی وجود ندارد؛ به‌ طور مرتب، حرکت، کار و پیشرفت است. اتفاق نمی ‌افتد که یک زمان بگویند دیگر تمام شد،‌ حال بنشینیم استراحت کنیم! این وجود ندارد. البته این کار، کار لذت ‌آور و شادی ‌بخشی است؛ کار خستگی ‌آور و کسل‌‌ کننده و ملول‌ کننده و به تعب ‌آورنده ‌ای نیست؛ کاری است که به انسان نشاط و نیرو و شوق می ‌دهد.
پیغمبر وارد مدینه شد تا این نظام را سرِ پا کند و آن را برای ابد در تاریخ به عنوان نمونه بگذارد تا هر کسی در هر جای تاریخ بعد از زمان خودش تا قیامت توانست مثل آن را به وجود آورد و در دل‌ ها شوق ایجاد کند تا انسان ‌ها به سوی چنین جامعه ‌ای بروند. البته ایجاد چنین نظامی به پایه ‌های اعتقادی و انسانی احتیاج دارد.
انسان250ساله؛ بیانات مقام معظم رهبری درباره زندگی سیاسی مبارزاتی ائمه معصومین (علیهم السلام)
 


كد خبر: 19265  |  تاریخ درج خبر: 96/09/15  |  کد خبرنگار: 201020
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه يا ايميل)
متن:
 
كد امنيتي:       
دفتر فناوری اطـلاعات مرکز مدیریت حـوزه علمیه خراســان
تلفن تماس: ۳۲۰۰۸۱۱۸ ۰۵۱ - فکس: ۳۲۲۵۷۸۴۹ ۰۵۱
بالا