نسخه آزمایشی  

توضیح بیان متکلمان اسلامی در مورد برهان وجوب امکان

جلسه نهم

حضرت آیت الله سبحانی به توضیح و تحلیل بیان متکلمان اسلامی در مورد برهان وجوب امکان پرداختند.

به گزارش روابط عمومی حوزه علمیه خراسان، حضرت آیت الله سبحانی در ادامه سلسله جلسات مسائل جدید کلامی در مدرسه علمیه عالی نواب با اشاره به بیان متکلمان اسلامی در مورد برهان وجوب امکان، ابراز کردند: همین برهان از طرف گروهی از فلاسفه غرب مانند هیوم و کانت و جان استوارت میل مورد انتقاد قرار گرفته است.
ایشان افزودند: آنها نسبت به امر گفته شده سه نقد دارند که اولی عبارت است از اینکه خدا موجود بالضرورة، متضمن دو حمل متناقض است.
این مرجع تقلید به تحلیل نقد پرداخته و اظهار کردند: اساس اشکال را یک مطلب تشکیل می دهد و آن تصور یک معنی و یا یک مصداق برای ضرورت در فلسفه است و آن ضرورت ذاتی می باشد که در حمل اولی به کار می رود و به حکم این که محمول، یا عین موضوع و یا جزئی از آن است؛ طبعا، حمل محمول بر این موضوع، ضروری خواهد بود.
ایشان اضافه کردند: در حالی که این یک قسم از اقسام ضروریات است که در جهان مفاهیم به کار می رود و برای ضرورت، مصداق دیگری است که مربوط به جهان خارج و عینیت است.
حضرت آیت الله سبحانی نقد دوم را اینگونه عنوان کردند که گفته شده: کاربرد علیت در خارج از جهان ماده روا نیست و در این زمینه تبیین کردند: هیوم و کانت می گویند که سخن از علیت باید محدود به حوزه ای باشد که فقط قلمرو آن، مفهوم علیت نقش و معنا داشته باشد. به عبارت دیگر، معنی علیت این است که پدیده ای مقدمه پیدایش پدیده دیگر باشد چنانکه جریان در تمام فعل و انفعالات مادی چنین است اما علیت به این معنا که موجودی چیزی را از عدم بیافزاید و بر این اساس، وجود علتی ماورای طبیعی اثبات گردد که کل جهان طبیعت را آفریده است، با معنای شناخته شده از علیت و کاربرد رایج آن سازگار نیست.
ایشان در تحلیل این نقد با اشاره به اینکه مفهوم علیت از مفاهیم بدیهی است که هر انسانی آن را ادراک می کند و اینکه موجودی منشا پیدایش موجود دیگری است به گونه ای که بدون واقعیت موجود نخست، موجود دوم به وقوع نمی پیوندد، اظهار کردند: به طور مثال هنگامی که انسان عصا را با دست خود حرکت می دهد این دو حرکت در عین اینکه همزمان واقع می شوند، انسان واقعیت حرکت عصا را به واقعیت حرکت دست، مستند می داند و دومی را علت اولی می شناسد. نوع بشر از علیت همین معنا را درک می کند و حکیم الهی نیز برای علیت جز این معنی چیزی قائل نیست.
این مرجع تقلید روند علل نامتناهی را سومین نقد مذکور دانسته و تبیین کردند: آنها می گویند که یکی از خطرها و خلل های عمده ای که در کمین برهان امکان و وجوب بر اساس علیت، براثبات وجود خداوند است، این امکان است که روند علل خودنامتناهی باشد؛ حاصل اشکال این است که برای تبیین هستی دو راه وجود دارد که یکی متوقف شدن سلسله علل و معالیل هر نقطه ای که او فقط علت باشد نه معلول، و این همان راهی است که الهیون پیموده اند.
ایشان افزودند: راه دوم در تبیین هستی با توجه به اشکال یادشده این است که سلسله علل و معالیل به صورت نامتناهی پیش برود و اگر این فرضیه را به جای فرضیه پیشین قرار دهیم کوچکترین خدشه ای بر جهان خلقت وارد نمی شود.
حضرت آیت الله سبحانی در تحلیل این نقد نیز با اشاره به اینکه فرضیه نامتناهی بودن علل و معالیل غیر معقول است، توضیح دادند: هر یک از این سلسله به حکم معلول بودن، فاقد هستی، ذات و وصف می باشد و همه را از علت مافوق به دست آورده است؛ طبعا هر یک در حد ذات، حکم صفر را دارد که در سایه علت پیشین از این حد خارج شده است.
ایشان با اشاره به اینکه درباره هر یک از این سلسله هر چند نامتناهی باشد، این حکم صادق است که او به منزله صفر و فاقد هر نوع شئون واقعی است، ابراز کردند: چنین سلسله ای که تا بی نهایت پیش برود و به یک علت غنی بالذات رسد، در حد ذات حکم صفر را دارد. اکنون این سوال می شود که چگونه صفرهای غیرمتناهی ناگهان به صورت عدد صحیح درآمد و هستی را تشکیل داد، هیچ گاه از اجتماع فقرها و نیستی ها نمی توان به هستی و غنا رسید.


كد خبر: 28047  |  تاریخ درج خبر: 97/05/14  |  کد خبرنگار: 3884
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
 
کد امنیتی:       
بالا