ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.

خاطره ای از طلبه جهادگر قرارگاه شهید حاج قاسم سلیمانی معاونت تبلیغ حوزه



حجت الاسلام نیازی، طلبه مبرز مدرسه علمیه جعفریه مشهد که این روزها در قالب قرارگاه جهادی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی معاونت تبلیغ حوزه علمیه خراسان در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا به ارائه خدمت اجتماعی می پردازد، نوشتاری را تنظیم کرده است که در ادامه می خوانید.

به گزارش روابط عمومی حوزه علمیه خراسان، حجت الاسلام نیازی، طلبه مبرز مدرسه علمیه جعفریه مشهد، که امروز در قالب قرارگاه جهادی سردار شهید حاج قاسم سلیمانی معاونت تبلیغ حوزه علمیه خراسان در خط مقدم مبارزه با ویروس کرونا به ارائه خدمت اجتماعی می پردازد، نوشتاری را تنظیم کرده است که روابط عمومی حوزه علمیه خراسان بر حسب وظیفه و رسالت خود نسبت به آگاهی افزایی جامعه از یکسو و دلگرمی این طلبه جهادگر که در خط مقدم مبارزه با کرونا قرار دارد، نسبت به انتشار آن اقدام کرده است؛ این متن را در ادامه می خوانید.

«ایستاده بودم منتظر جنازه کرونایی تا آمبولانس وارد شد؛ طبق دستور العمل ابلاغی جنازه را تحویل غسال دادم تا امورات غسل و کفن انجام شود. چون جنازه خانم بود از غسال خانه بیرون آمدم تا کمی دورتر بایستم.
در فکر فرو رفته بودم که ناگهان کارشناس و ناظر مرکز بهداشت نزد من آمد؛ با او در حین صحبت و گفتگو بودیم که متوجه شدم فرزندان مرحومه به سمتم می آیند و با گریه و زاری تقاضای خود را بیان می کردند که حاج آقا.... یه بار دیگر بزارید مادرمونو ببینیم. گفتم طبق قانون نمیشه هر چه اصرار کردند هم دیدند نشد.
یکی از فرزندان مرحومه تلفن همراه خود را در آورد و با چشمان اشک بار گفت پس خواهش می کنم برای مرتبه آخر یک عکس از صورت مادرم بگیرید تا ببینم؛ یه هفته هست دلتنگشم و این عکس را برای یادگاری داشته باشم .
طولی نکشید وقتی فرزندان دور شدند دیدم پیرمردی تقریبا ۷۵ ساله به سمت من می آید؛ اشک در چشمان پیرمرد حلقه زده دست بر روی دست می زد و زیر لب آه و ناله میکرد و نزدیکتر می شد؛ حس کردم شوهر مرحومه باشد تا رسید سلام و احوالپرسی کردم. با اشک در چشمان و حالت ناله گفت حاج آقا می توانم یه درخواست منه پیرمرد تو این سن از شما داشته باشم. بنده شوکه شدم و گفتم این چه حرفی است پدر در خدمتم هر کاری از دستم بیاد کوتاهی نمیکنمم.گفت حاج آقا برای دفعه آخر بزارید همسرم رو ببینم همینطور که صحبت میکرد بغض کرده بود و اشک می ریخت . با شنیدن این سخن... بهم ریختم و بغض کردم.....
سخت است؛ سخت است؛ سخت است
با برادر عزیزم کارشناس مرکز بهداشت که ناظر بودند هم مشورت کردم که اگر مشکلی نباشد لباس مخصوص بپوشند و همسرش را ببیند به این نتیجه رسیدیم که طبق گزارش پزشک متخصص عفونی بعد از فوت بیماری سرایت دارد لذا به همسر مرحومه جواب منفی بدهیم. رو کردم سمت این پدر پیر گفتم پدر جان حرف شما درسته ولی به جهت اینکه سن شما بالاست و پزشک متخصص نظرش بر سرایت بیماری بعد از فوت هست نبینید بهتره چون سلامتی شما مهمتره و فرزندانتون به اندازه کافی داغدار هستند در جواب گفت هر جور صلاحه حاج آقا یه مرتبه دیدم در نیمکتی که در روبروی ما بود و به دور از فرزندانش نشست با دست بر پشت دست می زد و ناله میکرد و اشک می ریخت.....
اما طولی نکشید که امورات غسل و کفت انجام شد. جنازه آماده نماز و دفن شد؛ آنجا بود که دیدم پیرمرد بی قرار می کند. دستکش و ماسک گرفتم به سمت پیرمرد رفتم صدا زدم پدر جان دستکش و ماسک بپوشید به همراه من برای نماز بیایید چرا که اگر اینکار رو نمی کردم یقین می دانستم دق می کرد.....
یکی از سخت ترین صحنه هایی که در این مدت کوتاه دیدم.....
لذا بنده حقیر به عنوان خادم و برادر کوچک شما عاجزانه از تمامی همشهریان و هموطنان عزیز خواهش میکنم در خانه بمانید و با رعایت مسائل بهداشتی تمامی خدمتگزاران خود در خط مقدم مبارزه با ویروس منحوس کرونا را یاری نمائید که ما هم شاهد اینچنین حوادث تلخی نباشیم .»


حوزه علمیه خراسان امیدوار است عموم مردم مشهد مقدس با رعایت اصول بهداشتی، در راستای قطع زنجیره انتقال ویروس کرونا و ریشه کنی هرچه سریعتر آن تلاش نموده و از توسل به ائمه معصومین نیز غفلت نکنند.

 


كد خبر: 37383  |  تاریخ درج خبر: 1399/01/13  |  کد خبرنگار: 207368
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
 
کد امنیتی:       
بالا