به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، سخنان مدیر حوزه علمیه خراسان در آیین آغاز سال تحصیلی جدید، صرفاً ناظر به آغاز یک سال آموزشی نبود؛ بلکه تلاشی برای ترسیم افق حرکت حوزه در مقطعی ویژه از تاریخ و بازخوانی مسئولیتهایی بود که امروز پیش روی حوزههای علمیه قرار دارد. از همین رو، مدیریت رسانه و فضای مجازی حوزه علمیه خراسان این سخنان را در قالب ۱۰ محور بههمپیوسته بازتنظیم و بهمرور منتشر میکند تا مجموعهای از ایدهها، دغدغهها و جهتگیریهای مطرحشده در این مراسم، در قالب یک «منشور حرکت علمی، تربیتی و انقلابی حوزه» در اختیار مخاطبان قرار گیرد؛ منشوری که از هویت و رسالت حوزه آغاز میشود، به آیندهنگری، تولید علم و نظریهپردازی میرسد و در نهایت، نقش روحانیت در جامعه، مسجد و عرصه بینالمللی را دنبال میکند.
این مجموعه در ده بخش، از «هویت، رسالت و آینده حوزه» و نسبت آن با «سند حوزه پیشرو و سرآمد» آغاز میشود و سپس به مسئولیتهای روحانیت در دوره پساجنگ، جنگ ترکیبی و جهاد تبیین، رسالت جهانی حوزه، بازگشت به اجتماع علمی و سنت اجتهادی، مسئلهشناسی و نظریهپردازی، تربیت طلبه تراز، اخلاق و معنویت و در نهایت احیای کارکرد اجتماعی روحانیت و مسجد میپردازد؛ ده محوری که در کنار یکدیگر، تصویری از حوزهای فعال، مسئلهشناس، آیندهنگر، مردمپایه و برخوردار از هویت علمی و انقلابی ترسیم میکنند.
بخش سوم:
جهاد تبیین؛ روایت درست در میدان جنگ ترکیبی و پساجنگ
جنگ، همیشه با خاموش شدن صدای سلاحها به پایان نمیرسد. گاهی پس از پایان یک نبرد، میدانهای تازهای پیش روی یک ملت گشوده میشود؛ میدانهایی که در آنها باید آنچه را با ایستادگی و فداکاری به دست آمده، حفظ کرد و برای ادامه مسیر، خود را آماده ساخت. امروز نیز ما در چنین مقطعی قرار گرفتهایم؛ مقطعی که نمیتوان آن را صرفاً ادامه گذشته دانست. شرایط کشور، جامعه و جهان پس از جنگ، با پیش از آن تفاوت کرده است و این تفاوت، مسئولیتهای تازهای را پیش روی حوزههای علمیه و روحانیت قرار میدهد.
در سال گذشته، کشور عزیز ما و نظام جمهوری اسلامی ایران با دو تجاوز وحشیانه دشمنان روبهرو شد. هدف آنان صرفاً وارد کردن خسارت به یک کشور نبود؛ تلاش اصلی این بود که اساس نظام جمهوری اسلامی از میان برداشته شود و مسیری که ملت ایران طی دهههای گذشته در پرتو مکتب الهی و معارف اهلبیت(علیهمالسلام) پیموده است، متوقف شود.
این نظام برای دشمن تنها یک ساختار سیاسی نیست. در نگاه آنان، مسئله عمیقتر از این است؛ سخن از مکتبی است که میتواند در جهان نقشآفرین باشد، از مردمی متدین است که در صحنه ایستادهاند و از جریانی است که در پرتو رهبری امام عزیز و رهبر انقلاب اسلامی، مدعی ایفای نقش تمدنی است. از همین رو، آنچه در این میدان اتفاق افتاد، تنها یک مواجهه نظامی نبود؛ بلکه تقابلی با یک هویت و یک مسیر تاریخی بود.
در این میان، شهادت امام عزیز، یکی از بزرگترین خسارتهایی بود که در این مقطع بر کشور، نظام جمهوری اسلامی و حوزههای علمیه وارد شد. این حادثه را نمیتوان صرفاً در حد یک فقدان شخصی یا حتی سیاسی دید. شهادت ایشان یک نقطه عطف تاریخی است؛ خسارتی سنگین که آثار آن در عرصههای مختلف احساس خواهد شد و جبران آن نیازمند مسئولیتی بزرگ بر دوش همه ماست.
اما در برابر یک فقدان بزرگ، وظیفه ما متوقف شدن نیست. مسیر باید ادامه پیدا کند. آنچه ناتمام مانده و آنچه مردم برای تحقق آن در این مسیر حرکت کردهاند، باید دنبال شود. یکی از مهمترین وظایف ما در این مرحله، انجام مسئولیت خود نسبت به رهبر جدید جامعه و همراهی و اطاعت کامل از امام جدید است. این مسیر، نیازمند آن است که همه به میدان بیاییم و اجازه ندهیم دشمن تصور کند با یک حادثه بزرگ میتواند حرکت یک ملت را متوقف کند.
در حقیقت، یکی از مهمترین پیامهای این مقطع آن است که ملت ایران با شهادت امام عزیز، از حرکت بازنایستاد. حادثهای که میتوانست زمینهساز فروپاشی و ناامیدی باشد، نتوانست این ملت را از مسیر خود جدا کند. بلکه حقیقت آن است که این حرکت، ابعاد گستردهتری پیدا کرده و به مسئلهای فراتر از مرزهای ایران تبدیل شده است.
پساجنگ؛ مرحلهای تازه از مسئولیت و هوشیاری
البته هنوز نمیتوان گفت جنگ به معنای مطلق آن پایان یافته است. آنچه تغییر کرده، شکل و میدان مواجهه است. دشمن همچنان در حال تلاش است و در کنار تهدیدهای نظامی و اقتصادی، میدانهای دیگری را دنبال میکند. بنابراین، دوره پساجنگ را نباید دوره آسودگی و کنار رفتن از میدان دانست؛ بلکه باید آن را مرحلهای تازه از مسئولیت و هوشیاری تلقی کرد.
در این مرحله، روحانیت وظیفهای ویژه بر عهده دارد. حوزههای علمیه باید بتوانند شرایط جدید را بهدرستی بفهمند، نسبت خود را با تحولات مشخص کنند و برای مسائل تازهای که در برابر جامعه قرار گرفته است، پاسخ و راهکار داشته باشند.
جهاد تبیین؛ روایت درست در میدان جنگ ترکیبی
امروز با جنگی ترکیبی مواجه هستیم؛ جنگی که تنها در میدان نظامی اتفاق نمیافتد. اقتصاد، امنیت، رسانه، افکار عمومی و مهمتر از همه ذهن و ادراک مردم، به میدانهای این مواجهه تبدیل شدهاند. دشمن تلاش میکند از واقعیتها روایت مطلوب خود را بسازد، دستاوردهای خود را بزرگ جلوه دهد، مقاومت ملت ایران را کوچکنمایی کند و ناامیدی را در جامعه گسترش دهد.
در چنین شرایطی، روایت اهمیت پیدا میکند. ممکن است یک ملت در میدان واقعیت پیروز باشد، اما اگر نتواند روایت درست آن پیروزی را به جامعه منتقل کند، دشمن تلاش خواهد کرد تصویر دیگری از واقعیت بسازد. از همین رو، تبیین صحیح مسائل، انتقال روایت درست، امیدآفرینی و حضور در کنار مردم، از مهمترین مسئولیتهایی است که در این دوره بر دوش روحانیت قرار دارد.
حوزه و روحانیت باید در متن جامعه حضور داشته باشند؛ نه فقط برای سخن گفتن با مردم، بلکه برای شنیدن، فهمیدن و همراهی کردن. جامعه در شرایط بحران، بیش از هر زمان دیگری نیازمند کسانی است که بتوانند مسائل را برای آن روشن کنند، امید را زنده نگه دارند و اجازه ندهند روایتهای تحریفشده جای واقعیت را بگیرند.
در این میان، فعالان عرصه رسانه حوزه مسئولیتی مضاعف دارند. آنان بیش از دیگران میتوانند در روایتسازی، بیان درست موفقیتها و تبیین واقعیتهای میدان نقشآفرین باشند. رسانه تنها ابزار انتقال خبر نیست؛ در چنین شرایطی، رسانه بخشی از میدان مواجهه است و حوزه باید بتواند در این میدان، با شناخت و توانایی بیشتری حضور پیدا کند.
از خاطره مقاومت تا فرهنگ مقاومت؛ رسالت اجتماعی روحانیت
در کنار جهاد تبیین، یکی دیگر از مسئولیتهای مهم روحانیت، حفظ انسجام جامعه و سرمایه اجتماعی است. شاید هیچ قشر دیگری به اندازه جامعه روحانیت ظرفیت ایجاد پیوند و انسجام میان مردم را نداشته باشد. روحانیت در سختترین مقاطع تاریخی، در کنار مردم بوده و امروز نیز باید این نقش را با قوت بیشتری ایفا کند.
باید خاطره مقاومت را به فرهنگ مقاومت تبدیل کنیم. مقاومت نباید صرفاً خاطرهای از یک مقطع جنگی باشد که پس از عبور از بحران، در حافظه تاریخی ما باقی بماند. آنچه مردم در این میدان تجربه کردند، باید به یک فرهنگ تبدیل شود؛ فرهنگی که بتواند در ساختن آینده جامعه اثر بگذارد.
پساجنگ، مرحلهای برای بازخوانی آنچه گذشته و آماده شدن برای آن چیزی است که پیش رو داریم. دشمن همچنان به دنبال اثرگذاری است و میدانهای جدیدی را پیش روی ما قرار خواهد داد. بنابراین، حوزه علمیه نمیتواند نسبت به تحولات پیرامون خود بیتفاوت باشد. باید جهان را رصد کند، تحولات منطقه را بشناسد، ظرفیتهای موجود را ببیند و جایگاه جدید ایران و جبهه مقاومت را در معادلات منطقهای و جهانی درک کند.
امروز ایرانِ پس از جنگ، همان ایرانِ پیش از جنگ نیست. ملت ایران در افکار عمومی و نگاه بسیاری از ملتها جایگاهی تازه پیدا کرده است؛ جایگاهی که حاصل مقاومت و ایستادگی است و باید از این فرصت بهدرستی استفاده شود. نباید اجازه داد روایت دشمن جای روایت واقعی ملت ایران را بگیرد.
تربیت طلبه تحلیلگر؛ آمادگی برای نقشآفرینی در جهان جدید
این مسئولیت، بیش از هر چیز به تربیت نسلی از طلاب نیاز دارد که برای فهم این جهان جدید آماده باشند؛ طلابی که فقط راوی نباشند، بلکه تحلیلگر نیز باشند؛ بتوانند مسائل را بفهمند، حرکت دشمن را رصد کنند، تحولات منطقه و جهان را بشناسند و با قوت و اقتدار در میدان حضور پیدا کنند.
رسالت روحانیت در پساجنگ، در حقیقت ادامه همان رسالتی است که در متن تاریخ بر دوش حوزه قرار داشته است؛ حفظ هویت، انجام وظیفه و ساختن آینده. امروز این رسالت، در میدانهای تازهای دنبال میشود؛ میدانهایی که نیازمند دانش، بصیرت، مهارت، حضور اجتماعی و قدرت روایتگری است.
جنگ ممکن است در یک میدان متوقف شود، اما مسئولیت ما پایان نمییابد. اکنون زمان آن است که از تجربه این مقطع تاریخی برای ساختن آینده استفاده کنیم؛ از خون شهیدان پاسداری کنیم، در کنار مردم بمانیم، روایت درست مقاومت را منتقل کنیم و برای نسلی که قرار است آینده این مسیر را بسازد، سرمایه علمی، اخلاقی و اجتماعی فراهم آوریم.
پساجنگ، پایان یک راه نیست؛ آغاز مرحلهای تازه است. و در این مرحله، حوزه و روحانیت باید نشان دهند که همچنان میتوانند در متن تحولات جامعه حضور داشته باشند، مسائل را بفهمند، امید بیافرینند و در ساختن آینده این ملت نقشآفرین باشند.