روابط عمومي حوزه علميه خراسان/ با گذر زمان و رشد پر شتاب علم و تكنولوژي، و تغييرات گسترده در عرصه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي در جامعه، حوزه علميه خراسان بر آن شد تا به منظور رصد و شناسايي و ترسيم نياز هاي جامعه اسلامي، دست به تدوين سندي راهبردي در عرصه هاي مختلف همچون آموزش و پژوهش، تحقيق و تبليغ، زده تا فقه شيعه را كه در طول تاريخ از پويايي كاملي برخوردار بوده، با اين سند، راهبري و راهنمايي كند تا مسير اين حركت، در افق سال 1414 به روشني ترسيم شود.
با اين وجود به سراغ حجت الاسلام والمسلمين اسلامي فر، مدير مدرسه علميه فاضليه مشهد و از اساتيد اين حوزه رسيديم تا پيرامون ابعاد مختلف سند از الزامات آموزشي و تربيتي تا مباحث گسترش فرهنگ ديني از منظر سند گفتگويي داشته باشيم.
*** اگر بخواهيد از منظر يك مدير حوزه علميه به سند چشم انداز توجه كنيد، آيا سند جامعيت لازم را دارد؟
براي اينكه كشف كنيم سند جامعيت لازم را دارد، نيازمند بررسي دقيق آن هستيم. اما با اين وجود، بعد از مطالعه دقيق سند، نكات، سوالات و اشكالاتي به ذهن مي رسد، كه پرداختن به بعضي از آن موارد در ترسيم آينده حوزه موثر است. نكته اول اينكه مي بايست از نويسندگان سند چشم انداز كه زحمت قابل تقديري كشيده اند، تشكر ويژه انجام داد و نبايد آن زحمات را ناديده گرفت و به كليت تدوين سند اشكال كرد. اما با اين حال، سوالي كه به ذهن مي رسد، كه به نظر مي رسد نياز به دقت و تامل بيشتري دارد.
از جمله اين موارد اين است كه اين آينده پژوهي كه در سند، نسبت به گسترش فهم در دين مطرح است، آيا به منظور شناخت پيدا كردن نسبت به نيازهاي آينده حوزه علميه است يا منظور شناخت نيازهاي مردم از منابع ديني است، اين مطلب بايد روشن شود.
نكته ديگر آن است كه ما هميشه در حال دفاع در مقابل مستكبريني هستيم كه دائما در حال طرح ريزي در تقابل با تشيع هستند. حال با توجه به توطئه هاي جديدي كه همه روزه به جامعه وارد شده كه سبب گمراهي برخي از مردم مي شود، اين سوال مطرح است كه آيا ما بايد از الان ترفندهاي پيش روي دشمن را رصد كنيم و براي آن تدبيري بيانديشيم، يا مي بايست در مسائل فكري و اعتقادي جلوتر به آن ها حمله كنيم و در موضع دفاع نباشيم. اين كار نيازمند فهم دقيق و تحليل صحيح از نحله ها و رويش هاي موجود در جامعه است.
نكته ديگر كه فقط به عنوان مسئله اي درون حوزوي بايد طرح شود، اين است كه ما نياز به ايجاد يك بولتن خبري براي مديران و اساتيد سطوح مختلف حوزه هستيم كه از منابع دست اول اخبار و تحليل به دست شان برسد. مانند ائمه جمعه، كه جديدترين اخبار براي آن ها ارسال مي شود. بنده اين پيشنهاد را 10 سال پيش به برخي مسئولين حوزه مطرح كردم اما همچنان خلاء آن و عدم دسترسي به اخبار مهم و محرمانه، امروزه حس مي شود، چرا كه بخش قابل توجهي از مديران و اساتيد در جامعه حضور دارند ولي از همه مسائل روز خبر ندارند. اگر به مديران خبري برسد كه مثلا در مشهد فلان آقا با اين طرز فكر در حال يارگيري است، بنده مي توانم آن استراتژي لازم براي مقابله با اين شخص را در خود اعمال نمايم و تا زماني كه اساتيد و مديران حوزه علميه آگاهي كامل نسبت به اخبار روز نداشته باشند، سند چشم انداز در سال 1414 جوابگو نخواهد بود.
مقام معظم رهبري چندين سال پيش در يكي از سخنراني هايشان بيان كردند كه من دوست دارم وقتي در يك روزنامه اي مقاله اي عليه نكته هاي ديني نوشته مي شود، ده ها مقاله از حوزه هاي علميه سراسر كشور در جواب به آن نوشته شود، جالب است كه ايشان بيان نكردند آن مقاله را حذف كنيد. با توجه به فرمايش ايشان، آيا ما توانسته ايم طلاب را با مباحث روز پيوند بزنيم، به گونه اي كه از اخبار آگاهي داشته باشند، تا بتوانند به درستي پاسخگوي شبهات و مسائل باشند؟ در دنياي امروز راه حل رشد، نيازمند اطلاعات به روز و به موقع است. با طرز تفكر قديمي و سنتي كه برخي مي خواهند، طلاب را در بي خبري نگه دارند، به چشم انداز 1414 نخواهيم رسيد.
از مولفه هاي مهم دست يابي به چشم انداز رسيدگي و تامين نياز هاي اصلي مدارس
مبحث دوم در اين سند، موضوع ابلاغ دين است كه شامل تعليم، تدريس و تاسيس مدارس بزرگ است. اين چشم انداز تنها با يكي دو مدرسه مثل مدرسه نواب و سليمانيه كه قابل دسترسي نيست، بلكه هر مدرسه اي كه عضو اين حوزه علميه است، قسمتي از پازل مكمل براي رسيدن به اين اهداف بزرگ است. مي بايست به همه مدارس رسيدگي شود و حداقل سخت افزارهاي آن نوسازي و تقويت شود.
اگر ما مي خواهيم در سال 1414 به اين چشم انداز با عظمت دست پيدا كنيم، مي بايست فكري براي مدارس موجود كنيم، مدارس مشكلات عديده اي دارند كه فقط تامين كننده نيازهاي اوليه طلاب است و با اين بستر نيازهاي اساسي و همه جانبه آن ها تامين نمي شود. هم اكنون هر سال برخي از طلاب، به خاطر اينكه به خواسته هاي جانبي آن ها توجه نمي شود، از مدرسه اي به مدرسه ديگر مي روند. در نتيجه يكي از مولفه هاي مهم دست يابي به چشم انداز رسيدگي و نوسازي و تامين نياز هاي اصلي مدارس است.
در اين سال هاي اخير، بارها انسان هاي خيّري براي وقف در حوزه علميه مراجعه مي كردند، اما متاسفانه به خاطر نبود مسئول مشخصي براي پيگيري درست و بهينه از اين موقوفه ها، برخي از آن ها از دست مي رفت و يا حتي در مواردي موقوفه به جاي تبديل شدن به مدرسه به مراكز فرهنگي حوزه علميه تبديل مي شد.
در زمينه توسعه مدارس بستر فراهم است ولي هيچ واحد مشخصي با دست باز براي توسعه وجود ندارد تا پيگير تمام روابط اداري بين مدارس علميه و نهادها، موسسات و ادارات مختلف شود. اگر قرار باشد، مديران مدارس تمام كارهاي اداري و معمولي مثل پيگيري هزينه هاي جاري حوزه از پرداخت و پيگيري قبوض گرفته تا كارهاي عمراني و مجوز ها و ديگر كارهاي را خودشان اقدام نمايند، يعني از 35 مجموعه، 35 نفر از كه مسئولين و اساتيد مدارس علميه كه معمولا زمان كمي هم دارند، تلف شود تا فقط امور عمومي مدارس بچرخد، در حالي كه مي توان يك نفر از طرف مركز مديريت حوزه، مسئول رسيدگي و پيگيري امور جاري مدارس قرار بگيرد تا مديران وقت بيشتري را براي تربيت طلبه صرف كنند، نه اينكه شخص مدير مدرسه، تمامي كارها را پيگيري كند و انرژي و وقت كافي براي طلاب خود نداشته باشد. با اين روش رسيدن به چشم انداز سخت خواهد بود.
برخي قوانين موجود با روح و اهداف چشم انداز تعارض دارد
مبحث سوم آموزش همگاني معارف ديني است كه بايد در سطح شهر به صورت كلان انجام شود، چرا كه تبليغ و آموزش معارف اسلامي از جمله وظايف روحانيت و حوزه هاي علميه در طول تاريخ بوده است. ولكن با توجه به قوانين جديدي كه در حوزه هاي علميه مصوب كرده اند، اين امكان وجود ندارد، چرا كه مثلا اگر شخصي 25 سال و يك ماه سن داشته باشد، به خاطر همون يك ماه نمي تواند به حوزه ورود پيدا كند و چنين قوانيني با روح و اهداف چشم انداز تعارض دارد و مي بايست اصلاح شود.
مهم آن است كه درب دين و حوزه هاي علميه براي همه باز باشد، البته مطمئنا بايد قاعده مند باشد ولي نه با اين قوانين فعلي. به عنوان مثال ما در مدرسه خودمان، طرحي را به اسم دانش و بينش، مخصوص بزرگسالان اجرا كرديم، كه هر كارمند و بازنشسته علاقه مند به تعليم دروس حوزوي مي تواند به آن وارد شود، و كليات حوزه را بياموزد، مثل سفيران هدايت.
مردم از حوزه هاي علميه، خود را جدا مي پندارند، و حلقه اتصالي به غير از امام جماعت مسجد و منبري وجود ندارند كه در بسياري از ائمه جماعت مساجد از فضاهاي درس و علم فاصله گرفته اند و توانايي پاسخگويي نيازهاي روز افراد را ندارند. حوزه علميه مثل كرم ابريشمي دور خود در حال تنيدن است.