بهگزارش خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، حجتالاسلام والمسلمین عبدالحمید واسطی، عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، در شصتوپنجمین نشست تخصصی محاکات با عنوان «عرفان و هنر: عرفان راهبردی برای هنرورزی»، که به همت هیئت اندیشهورز هنر و رسانه معاونت پژوهش این حوزه، بهصورت مجازی برگزار شد، گفت: ظهور گسترده آثار هنریِ «دنیامعنایی» اعم از تصویرگری و تصویربرداری، تجسمی و بافتسازی، صوت و آواپردازی، نورپردازی، ادبیات و بلاغت، خوشنویسی، تئاتر، سینما و... سطح ادراکی انسان را در معرض بحران قرار داده است.
وی به طرح این پرسش که چگونه میتوان از هنر برای «حقیقت معنایی» استفاده کرد، پرداخت و در پاسخ با اشاره به آیه ۷ سوره روم، به تبیین «حقیقت معنایی» پرداخت و در توضیح فرضیه بحث گفت: دانش عرفان، بهسبب تلاش برای کشف وحدت در کثرات، مناسبترین محتوا را برای هنرورزی فراهم کرده و راهبردهای مؤثری برای «فرمدهی» ارائه میکند.
وی برای اثبات فرضیه بحث، ابتدا تصویری بهصورت اجمالی و کلی از معنای زیبایی و هنر ارائه کرد و کشف جمال و زیبایی مطلق را مساوی با فهم عالم واحد مطلق دانست و ابراز داشت: اگر هنر با زیبایی گره خورده باشد، براساس مفهوم زیبایی که در دنباله بحث خواهد آمد، باید برای هنرورزی، مهارت کشف وحدت در کثرات را فعال کرد؛ در سوی دیگر، عرفان، دانش کشف وحدت در کثرات و بیان راه و روش وحدتیابی در کثرات است، بنابراین برای هنرورزی باید از مفاهیم عرفان در تولید محتوا و از تکنیکهای عرفان در تولید فُرم استفاده کرد.
حجتالاسلام والمسلمین واسطی در بخش ارتباطشناسی میان مفهوم هنر و عرفان، تعریف پیشنهادی از هنر را که پس از بررسی تعاریف مختلف آن به دست آمده، چنین دانست: هنر، نشان دادنِ وحدتی در میان کثرات است که منجر به ادراک یا احساس معنایی جدید میشود، اعم از اینکه سرور ایجاد کند یا غمِ معنابخش؛ هرچه این احساسِ معنای جدید، گستردهتر باشد یا برای مخاطب مهمتر یا استمرار داشته باشد ارزش هنریِ آن بیشتر است.
وی در خصوص تعریف زیبایی، پس از بررسی تعاریف رایج به دست آمده، بیان کرد: زیبایی، وجود تناسب و ایجاد وحدت میان اجزا و روابط، اَعراض و نتایج هر پدیده است که سبب ایجاد احساس تمایل برای اثرپذیری مستمر از آن پدیده میشود.
این مدرس و عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی دربارۀ چیستی رشد و کمال گفت: کمال، وجود تمام عناصر و روابط و اَعراضی است که غرض نهایی پدیده را مستمراً حاصل میکنند و رشد، ایجاد عناصر و روابط و اعراضی است که تقرب به کمال را حاصل میکنند.
وی به تعریف عرفان پس از بررسی تعاریف رایج حاصل شده پرداخت و افزود: عرفان، تلاش معرفتی برای شهود وجود بینهایت الهی است و اگر این تلاش، فکری و عقلی باشد، عرفان نظری است و اگر تلاش قلبی باشد، عرفان عملی است؛ بر همین اساس «بینهایت» مهمترین موضوع در هستی و زندگی بشر است.
حجتالاسلام والمسلمین واسطی ایجاد فُرم و صورت برای هنرورزیِ مبتنی بر «حقیقت معنایی» را محصول الگوی شبکهای دانست که در آن، اجزا و روابط هر پدیده در مقیاس شبکۀ هستی، موردبررسی و تحلیل قرار میگیرد و منجر به تولید فکر، نظریه، راهبرد و مدل با ملاحظه ارتباطات با کل شبکۀ هستی میشود.
وی در ادامه به توضیح چیستی شبکه و مخروط شبکهای پرداخت و فهرستی از محورهای اصلی عرفان، مفاهیم کلان و نظریههای راهنما در عرفان ارائه کرد و افزود: مفاهیمی مانند نفس و معرفت نفس، قلب و رؤیتالقلب، الهام و کشف، تخلیه و خلوص، ذات غیبالغیوبی، فیض و تجلی، ظهور و بطون، ظلّ و مرآتیّت، معنای ربطی، شبکۀ اسماءالله و نظامالعالم، حُجُب و مراتب طولی، فناء فی الله و بقاء بالله، خلافتاللهی، نفخه ربوبی، نفحات اُنسی، مقام «اَو اَدنی»، مشیّت مطلقه، قُرب، سرّ القَدَر، حمل امانت الهی، عشق و حبّ بینهایت، مراقبه، منازل و مقامات، جذبه و مفهوم ویژۀ «افق دید رو به بینهایت»، بهمثابه دستمایه برای هنرورزی هنرمند قابلاستفاده است.
این مدرس و عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در پایان گفت: بینهایتبینی، مهمترین شاخص برای ارزیابی آثار هنری و حرکت از جهان محدود و امیال محور به جهان نامحدود است.
كد خبر:
44090
|
تاریخ درج خبر:
1401/03/30
|
کد خبرنگار:
231446
|
نام خبرنگار:
مرضيه وحدت