حجت الاسلام امیر علی حسنلو در گفتگو با خبرگزاری حوزه علمیه خراسان بیان کرد: از جمله فعاليت هاي امام عليه السلام در حفظ اسلام اصیل ، مبارزه با افراطیان و اهل غلو و غاليان و فرقه هاي گمراه با گرايشات صوفي مآبانه بود وسلف گرایانه بود . آن حضرت با تمام گرايشاتي كه مغاير با خط اسلام ناب و اصيل بود از طرق مختلف مبارزه مي كرد و به اصحاب خود و وكلاي خود طي نامه يا پيام شفاهي به دوري و پرهيز از آنان را موكداً توصيه كرده و شيعه را از غلو و گرفتاري در انحرافات نجات مي داد. و بدين نحو خط امامت و اسلام را حراست مي نماید.
استاد حوزه علیمه قم افزود: دوره امام هادی علیه السلام دوره ای است که بنیان اصول ناب تشیع شکل گرفته و پایداری مکتب اهل بیت بعنوان شاخه اصلی دین شکل گرفت، امام هادی (ع) برای حفظ دین، مکتب اصولی را تبیین می نماید که دین در برابر هیچ خطری آسیب نبیند، چند نمونه از این اصول تبیین می شود.
زیارت
وی گفت: بی گمان زیارت مقوله مهم و عمل معنوی و عرفانی جامع است ؛ تبیین مفاهیم کلیدی حفظ دین و مکتب اهل بیت در غالب زیارت وتاکید بر زیارت اهل بیت (ع) توسط امام هادی (ع) راه برد تضمین کننده پایداری دین است. از امام هادی دو متن زیارتی به دست ما رسیده که به منزله دو دائره المعارف دین شناسی و امام شناسی هستند ؛ متن اول متن زیارت جامعه است ؛ معرفی اوصاف همه ائمه واساس امامت متن دوم متن زیارت غدیریه و تبیین جایگاه امام امیر مومنان علی علیه السلام و منزلت و قرب آن حضرت به نبوت و شاخصه بودن وجود حضرت برای دین.
حجت الاسلام حسنلو بیان کرد: زیارت و موضوع زیارت که امروز دشمنان زیادی دارد یکی از زیباترین جلوه های دینی است که از عناصر تکمیل کننده دین می باشد ، رمز بقای مکتب است ، به همین جهت دشمنان زیادی نیز داشته و دارد؛ همه ائمه به پیروی از رسول الله به این موضوع پرداخته اند رسول الله مدام به زیارت قبرستان بقیع می رفت خصوصا روزهای آخر زندگی با وجود ضعف شدید فرمود او را به بقیع بردند و بقیع را که بسیاری از صحابه و یاران شهیدش در آن آرمیده بودن زیارت کرد با اینکه راه رفتن برای جضرت مشکل بود اما با کمک دو نفر به زیارت بقیع رفت.
وی گفت: بر اساس همین سیره امیر مومنان (ع) زیارت را مهم می شمرد و همسرش فاطمه(س) به زیارت قبر شهدای احد و حمزه سید الشهدا از مدینه تا احد پیاده می رفت و رسول الله در زمان خود به زیارت امام رضا (ع) و پاداش آن اشاره فرموده است و همچنین زیارت امام حسین(ع) را تاکید فرمود ؛ دشمنان اسلام از جمله فرقه استعماری وهابیت به جهت آثار معنوی و بزرگ این مولفه مکتبی به آن ایراد می گیرند و زیارت را بدعت و قبر پرستی و شرک می نامند در حالیکه زیارت یعنی پویایی مکتب و اتصال دائم به دین از طریق و راه امامت واتصال از راه امامت به نبوت و توحید و زیارت عین توحید است وزائر موحد است ؛ این مفهوم زیارت است ودشمن به همین جهت به آن می تازد .
استاد حوزه علمیه قم خاطرنشان کرد: در دوره امامت امام هادی و امام عسگری (ع) که عباسیان مقابل زیارت اهل بیت (ع) موضع گرفتند و پیش از آن متوکل دستور تخریب قبر امام حسین (ع) را داد ؛ این دو امام بزرگوار با تاکیدبر زیارت قبر امام حسین (ع) وزیارت اربعین و زیارت امیر مومنان (ع) که دشمنی امویان و عباسیان با حضرت علنی بود ، لذا این دو امام بزرگوار ضمن پاسخ کوبنده به آنان هم به مقوله زیارت که به منزله تجدید عهد با دین و امامت است تاکید به زیارت می نمایند؛ هم به زیارت امیر مومنان با دو زیارت جامعه و غدیریه تاکید می کنند؛ با مطرح شدن پیوسته زیارت در کلام این دو امام بزرگوار یکی از اصول و مولفه مهم حفظ دین که زیارت بود تبیین و نهادینه شد.
وی تصریح کرد: امام هادی و امام عسگری علهیم السلام اساسی ترین کارها دینی و نمادهای مهم حرا ست از دین را در دوره خود با تبیین اصول زیارت ومتونی متقن همچون متن زیارت غدیریه و زیارت جامعه را برای زیارت به شیعه منتقل و شیعه را به حرکت و فعالیت های اجتماعی و جنب وجوش سیاسی و به پویایی سوق دادند.
حجت الاسلام حسنلو اظهار داشت: امام هادی متون زیبا و جامعی برای زیارت اهل بیت تبیین می نماید که این متون آکنده از معارف برای شناخت ائمه (ع) و تمیز امامت با دیگران هست؛ خطوط و مرزها بین امامت اصیل و مدعیان امامت در این متون زیارتی عالی تبیین گردیده است.
وی گفت: امام هادى عليه السّلام دو زیارت نامه مهم با متن عالی و زیبا و رسا درباره ائمه دارد که در آن ها اوصاف امامت و حقانیت امامت را بطور دقیق ومفصل ذکر فرموده است ؛ یکی زیارت جامعه و دیگری زیارت غدیریه.
مدیر گروه تاریخ وسیره مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه بیان کرد: در زیارت غدیریه محوریت ذکر فضایل امیر مومنان است؛ حکمت این رویکرد و توجه و اهمیت امام هادی (ع) هم می تواند به جهات سیاسی وهم به جهات کلامی و باورهای شیعه و مسلمانان باشد در مقابل فضائل تراشی برای خلفای ستمگر و غاصب باشد ؛ از طرفی متوکل که سر سخت ترین دشمن علویان بود، مدام به امیر مومنان توهین می نمود احتمال دارد ،امام هادی موضعی در مقابل این گستاخی ها به بیان فضایل حضرت بپردازد و دفع شبهات نماید و به تنویر افکار مسلمانان در مقابل سیل تهاجم این خلفای نادان اقدام بفرماید.
وی افزود: لذا در این زیارت نامه با توجه به متن زیبا و عالی آن که به ذکر پاره ای از حوادث تاریخ و نقش امیر مومنان(ع) در استقرار اسلام و ایثار ها و مجاهدتهای حضرت پرداخته است؛ لذا در زيارت غديريه نکاتی درباره جدّش امام امير المؤمنين عليه السّلام، که بنیان واساس امامت است فرموده است.
حجت الاسلام حسنلو بیان کرد: آن حضرت نخستين كسى است كه اسلام آورد و به خداوند مؤمن و معتقد شد و دعوت رسول خدا(ص) را لبيك گفت، امام هادى جدش را مخاطب ساخته، مىگويد: «تو نخستين كسى هستى كه به خدا ايمان آوردى و در پيشگاه خدا نماز گزاردى و در راه او جهاد كردى و در ديار شرك و بتپرستى كه آكنده از كفر و ضلالت بود و آشكارا شيطان را مىپرستيدند، تو بودى كه عرض اندام نمودى (آنجا را از پليدى و شرك پاك ساختى) ...» رسول خدا- صلّى اللّه عليه و آله- به عايشه فرمود: اين على بن ابى طالب نخستين كسى است كه پيش از همه مردم ايمان آورد. و بسيارى از اين قبيل اخبار كه اين مطلب را بصراحت بيان كردهاند.
وی افزود: همچنین امام هادى عليه السّلام در اين زيارتنامه، از جهاد امام امير المؤمنين عليه السّلام و بىباكى، دلاورى و سرسختى آن حضرت در جنگها از جمله جنگ خندق وبدر سخن گفته، و خطاب به جدش عرض مىكند: «و لك المواقف المشهودة و المقامات المشهورة، و الأيام المذكورة يوم بدر، و يوم الأحزاب، إذ زاغت الأبصار و بلغت القلوب الحناجر، و تظنّون باللّه الظنونا»
این استاد گفت: افتخار نزول آیاتی از قرآن در شان حضرت «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ». براستى خوابيدن امام امير المؤمنين عليه السّلام در بستر پيامبر (ص) از بزرگترين كارهاى جهادگرانه بود و امام عليه السّلام در آن شب اسلام را از بزرگترين مصيبتى كه دچار شده بود نجات داد، و زندگانى امام على عليه السّلام به همين ترتيب، سراسر تقديم اسلام بوده است.
وی افزود: امام هادى عليه السّلام در زيارت خود به بعضى از صفات برجسته معنوی جدش امام امير المؤمنين عليه السّلام اشاره فرموده است: «گواهى مىدهم اى امير مؤمنان! كه تو هميشه با هواى نفس مخالفت كرده و همواره به همراه تقوا و پرهيزگارى، بر فروخوردن خشم و غضب توانا بودى، و از بديهاى مردم، چشم مىپوشيدى، و هنگامى كه مردم از دستور خدا سرپيچى مىكردند، تو سخت خشمناك مىشدى، و چون راه طاعت مىپيمودند تو خوشنود مىگشتى و به هر چه عهد و پيمان داشتى عمل مىكردى و آن چه را كه بايد پاس دارى، كاملا رعايت كردى و هر چه را به وديعت نزد تو گذاشتند، محافظت فرمودى. و آن چه از فرمان خدا بر عهده تو بود كه به مردم تبليغ كنى، انجام دادى. گواهى مىدهم كه تقيه تو از دشمنان نه به خاطر ذلّت و خوارى (بلكه براى رضاى خدا) بود و خوددارى كردن تو از گرفتن حقّت نه به سبب عجز و ناتوانى بود، و هرگز اظهار رضايت بر خلاف رضاى خدا از آنان نكردى و نه از راه سستى و ضعف در برابر ستمهايى كه به تو رسيد تسليمم شدى و از طلب حق خود كوتاهى كردى، پناه به خدا! هرگز از ترس و ضعف و ناتوانى نبود- بلكه ظلمى كه كردند در راه دين خدا منظور داشتى و كارت را به خدا واگذاشتى.»
وی تصریح کرد: امام هادی عليه السّلام، در اين بخش از دعا به برخى از صفات والاى امام على عليه السّلام و نمونههاى برجستهاى كه در شخصيّت جدش امير المؤمنين بوده پرده برداشته است كه از آن جمله: مخالفت با هواى نفس است كه هيچ چيزى را على عليه السّلام بر اطاعت و رضاى خدا مقدم نداشت، ملازمت آن حضرت باتقوا و پرهيزگارى، كه همواره با هر خو و خصلت نيكى همراه و به هر عملى كه او را مىتوانست به خداوند نزديك كند سرگرم بود، فرو خوردن خشم، گذشت و چشمپوشى از ستمگران و متجاوزان به حقّش، خشم گرفتن او بر تبهكاران و بىدينان و خوددارى امام از حقّ خلافت خويش، كه انگيزه اين خويشتندارى ترس و ناتوانى نبود، بلكه تنها مصالح عاليه اسلام بود و بس.
استاد حوزه علیمه قم بیان کرد: امام هادى عليه السّلام دنباله بيان صفات جدش على عليه السّلام را چنين ادامه مىدهد و مىگويد: «لا تحفل بالنوائب، و لا تهن عند الشدائد، و لا تحجم عن محارب أفك » «و در سختيها و شدايد روزگار باكى نداشتى و در مشكلات سستى به خود راه نمىدادى، و از جنگها- در راه اسلام- بازنايستادى »
وی افزود: براستى از برجستهترين صفات امام عليه السّلام آن بود كه وى چون كوهى استوار بود كه به هيچ تندبادى نمىلغزيد، و از سختيهايى كه به او رو مىآورد باكى نداشت همچنان كه از جنگهاى دشمنان و مخالفان بازنمىايستاد و باز امام هادى عليه السّلام، صفات جدّش را بيان مىكند و خطاب به آن بزرگوار مىگويد: «و أنت القائل: لا تزيدنى كثرة الناس حولى عزّة، و لا تفرّقهم عنّى وحشة، و لو أسلمنى الناس جميعا » « و تو بودى كه گفتى، نه اجتماع مردم در اطراف من باعث عزّت و بزرگى من مىشود و نه تفرقه مردم از اطراف من باعث وحشت و نگرانى من مىگردد در حالى كه تمام مردم نيز مرا واگذارند ..»
وی گفت: پديده ديگرى از صفات امام امير المؤمنان عليه السّلام، تمسّك آن حضرت به حق و عدالت است كه به هيچ چيز ديگر از مظاهر فريبنده دل نبسته بود، نه اجتماع تودهها در اطرافش باعث فزونى عزّت و بزرگى بود، همچنين نه پراكنده شدن آنان از پيرامون آن بزرگوار باعث فزونى وحشت و نگرانى، اگر تمام مردم او را وامىگذاشتند، باعث اندوه وى نبود، بلكه آن چه كه دل آن بزرگوار را خشنود مىساخت گسترش عدالت و انتشار حق و حقيقت در ميان مردم بود و بس.
مدیر گروه تاریخ وسیره مرکز مطالعات وپاسخگویی به شبهات حوزه های علمیه بیان کرد: همچنين، اين زيارتنامه مشتمل بر بيان جريان غدير است كه مسلمانان در آنجا با امام امير المؤمنين عليه السّلام به عنوان خليفه و امام ايشان بيعت كردند، از اين رو امام هادى عليه السّلام مىگويد: «انّ اللّه تعالى استجاب لنبيّه صلّى اللّه عليه و آله فيك دعوته، ثم أمره باظهار ما أولاك لأمّته إعلاء لشأنك، و اعلانا لبرهانك، و دحضا للأباطيل، و قطعا للمعاذير فلما اشفق من فتنة الفاسقين، و اتقى فيك المنافقين أوحى إليه ربّ العالمين «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ، وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ» فوضع على نفسه أوزار المسير، و نهض فى رمضاء الهجير فخطب و اسمع و نادى فأبلغ ثم سألهم أجمع فقال: هل بلّغت؟ فقالوا: اللهمّ بلى، فقال: اللهمّ اشهد، ثم قال: أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم؟ فقالوا: بلى، فأخذ بيدك، و قال: من كنت مولاه فهذا علىّ مولاه، اللهمّ وال من والاه، و عاد من عاداه، و انصر من نصره، و اخذل من خذله، فما آمن بما أنزل اللّه فيك على نبيّه الّا قليل، و لا زاد أكثرهم غير تخسير.»
«همانا خداوند دعاى پيامبرش را درباره تو مستجاب كرد، آنگاه خداوند پيامبرش را مأمور ساخت تا امامت تو را بر امّت آشكار كند تا مقام والاى تو هويدا گردد، و برهان حقانيت تو بر مردم آشكار شود، و سخنان بيهوده مخالفان نابود گردد و راه عذر و بهانه مردم قطع شود. و چون پيامبر (ص) از فتنه و آشوب فاسقان و بدكاران درباره تو بيم داشت و از منافقان نسبت به تو مىهراسيد، خداوند ربّ العالمين به آن حضرت وحى كرد: «اى پيامبر! آن چه از طرف پروردگارت- درباره خلافت على- بر تو نازل شده است بر امت ابلاغ كن كه اگر ابلاغ نكنى رسالت خدا را هرگز ابلاغ نكردهاى و- اگر از فتنه بدكاران و منافقان- بيمناكى خدا تو را از شر مردم نگه مىدارد.» اين بود كه پيامبر زحمت سفر را بر خود هموار كرد و در بيابان شنزار و در گرمايى طاقت فرسا قيام كرد و خطبهاى آغاز نمود و با صداى بلند به گوش تمام مردم رساند و حكم خدا را ابلاغ كرد و پس از ابلاغ از مرد مپرسيد: اى مردم آيا من امر خدا را به شما ابلاغ كردم؟ همگى گفتند: آرى يا رسول اللّه. عرض كرد: بار خدايا تو خود شاهد باش.
وی تصریح کرد: سپس فرمود: آيا بر مؤمنان از خودشان سزاوارتر نيستم؟ مردم همه عرض كردند: چرا يا رسول الله. آنگاه دست تو را- على- گرفت و فرمود: «هر كه را من سرپرست و آقايم، اين على سرپرست و مولاست، بار الها دوست بدار هر كه على را دوست بدارد و دشمن دار آن كس را كه على را دشمن بدارد و يارى كن هر كه را كه او را يارى كند و خوار گردان هر كه او را خوار سازد» و باز اى فرمانرواى اهل ايمان آن چه خداوند درباره تو بر پيامبرش نازل فرمود: جز اندكى ايمان نياوردند و بيشتر مردم جز زيان براى خود چيزى نيفزودند»
حجت الاسلام حسنلو گفت: براستى روز غدير، جزئى از رسالت اسلام بود و حيات اسلام در هيچ حال از آن بىنياز نبود، رسول خدا- صلى الله عليه و آله- پس از خود رهبرى روحانى و حكومتى براى مردم تضمين فرمود و آن را در مسير تاريخ سرگردان نگذاشت تا امواج فتنهها و نگرانيها در كام خود فرو برد، بلكه براى مردم رهبر، تعيين كرد و امت در روز غدير به عنوان امام و فرمانفرما با وى بيعت كردند، و اين آيه مباركه در آن باره نازل شد: اليوم أكملت لكم دينكم و أتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا. امروز دين شما را به حد كمال رساندم، و نعمت را بر شما تمام كردم و بهترين دينها را كه اسلام است برايتان برگزيدم
وی افزود: امام هادى عليه السّلام در زيارت خود به آن مصائب و شدايدى كه جدّش امام امير المؤمنين عليه السّلام گرفتار شده بود اشاره كرده و آن حضرت را مخاطب قرار داده مىگويد: باز رنج و محنت تو در روز جنگ صفين، كه به مكر و حيله قرآنها را بر سر نيزه بلند كردند و مردم را به شك و ترديد واداشتند، و دين حق را بازيچه قرار دادند و از گمان خود پيروى كردند، در آن هنگام- يا على- غم تو نظير غم و اندوه هارون بود، وقتى كه حضرت موسى او را فرمانرواى مردم قرار داد و مردم از اطراف او پراكنده شدند، هر چه هارون به آنان هشدار داد و گفت: «شما به اين- گوساله سامرى- امتحان مىشويد، پروردگار شما خداوند بخشاينده است، از من پيروى كنيد، و امر مرا اطاعت كنيد- قوم موسى به هارون- گفتند ما بر پرستش گوساله ثابت مىمانيم، تا موسى به سوى ما بازگردد ..
و همچنين بود، حال تو- يا على هنگامى كه قرآنها را بر سر نيزه بلند كردند، فرمودى: اى مردم! اين فتنه و فريب و امتحانى است براى شما آنان با تو مخالفت كردند و از فرمان تو سرباز زدند و از تو تقاضاى تعيين حكمين كردند پس تو از نصب حكمين خوددارى كردى و از كار زشت آنها بيزارى جستى و بناچار، كار را به خود آنها واگذاشتى اما وقتى آشكار شد، و به نادانى و عمل زشتشان پى بردند و بر خطا و جور و ستم خود واقف شده و اعتراف كردند پس از آن نيز راه اختلاف و تفرقه را پيش گرفتند و حكم سفيهانهاى را تقاضا و اصرار كردند و تو خوددارى كردى، و آنها دوست داشتند، و تو آن را خطا و مخاطرهآميز شمردى، و باز آنان گناهى را كه خود مرتكب شده بودند، مباح و روا دانستند و تو همواره از روى آگاهى و بصيرت در راه هدايت بودى و آنان در گمراهى و ضلالت گام بر مىداشتند، تا اين كه خداوند كيفر كار زشتشان را به آنان چشانيد، و معاندان و منافقان همگى بيچاره و نگونبخت شدند و به وسيله شمشير تو به قعر جهنّم رفتند، و سعادتمندان از ياران تو با برهان و ارشاد تو هدايت يافتند پس درود خدا بر تو، در تمام آغاز و انجام كار- صبح و شام- ايستادن و حركت كردنت، اى كه هيچ مدح كنندهاى به اوصاف كمالت نرسد، و دشمنان و بدخواهانت به مقام فضل و كمالت احاطه پيدا نكنند .....
حسنلو گفت: براستى از بزرگترين مصائب و گرفتاريهايى كه امام امير المؤمنين عليه السّلام دچار شد، همان مكر و حيله بر سر نيزه كردن قرآنها بود كه تمام پيروزيهاى درخشانى را كه نصيب ياران امام عليه السّلام شده بود در هم ريخت در حالى كه سپاه امام در آستانه فتح نهايى قرار داشت و نزديك بود كه قواى ستمگر را كه با اين جنگ مىخواست اسلام را نابود سازد و پرچم دين را درهم نوردد، براى هميشه از ميان بردارد.
وی افزود: امام امير المؤمنين عليه السّلام، درخواست حكميت را پذيرفت از ترس جاهلانى كه اسلام را نشناخته و عقل و خردشان كارايى نداشت و سر از فرمان امام عليه السّلام پيچيده و نافرمانى كردند و شمشيرها را به سمت امام كشيدند و با آن حضرت اعلان جنگ كردند- كه اگر اين درخواست احمقانه را نپذيرد، با او خواهند جنگيد- با اين وصف، امام كارآزموده، عليه السّلام، هيچ چارهاى جز اجابت درخواست آنها را نداشت از اين رو جنگ را متوقّف ساخت و به اين ترتيب حكومت عدل و داد در هم پيچيده شد و معاويه- سرانجام- پيروز شد و در نتيجه ظلم و جور و استبداد همه جا را فرا گرفت.
و چون براى اين مردم نادان روشن شد كه معاويه در بلند كردن قرآنها بر سر نيزه قصد مكر و فريب داشته، با عجله تمام به سراغ امام عليه السّلام آمدند و از او خواستند تا از پذيرش حكميت! توبه كند و به اين گناه! خود اعتراف نمايد كه چرا وى درخواست آنها را براى صلح پذيرفت! اين بود كه امام عليه السّلام امتناع ورزيد، زيرا كه آن حضرت در سراسر زندگى پاك خود كه مملوّ از نيكيها و خوبى در حق اسلام و مسلمين بود هرگز مرتكب گناهى نشده بود كه توبه كند. و چون امام عليه السّلام خوددارى كرد و از پذيرش درخواست آنان سرباززد، اعلام جنگ كردند و جنگ نهروان اتفاق افتاد كه باعث بدبختيها و مشكلات سياسى فراوانى براى مسلمين شد و آشوبها و گرفتاريها براى مسلمانان در پى داشت.
وی گفت: امام هادی علیهالسلام اقدام بسیار اساسی برای تبیین جایگاه امامت انجام داد و بارزترین و بهترین سند شناسایی امامت یعنی زیارت جامعه کبیره را بیان فرمود. معرفی اهل بیت علیهم السلام به عنوان معدن و سرچشمه علم در این زیارت، رد ضمنی عقاید فرقههای مختلفی است که به امامت حاکمان اموی و عباسی و دیگران معتقد بودند و حدیث نبوی «من لم یعرف امام زمانه ماته میتة جاهلیة» را به سلاطین تأویل میکردند و آنها را امام مفترض الطاعة میشمردند.
استاد حوزه علیمه قم بیان کرد: این میراث گرانسنگ امامت یعنی زیارت جامعه کبیره، بهترین شیوه برای ساماندهی فکری جامعه اسلامی در آن مقطع و در حال حاضر است که سبب ثبات فکری و عدم انحراف پیروان راستین اهل بیت علیهم السلام از گرد شمع روشن امامت شده است که با مراجعه به متن و شرحهای نوشته شده به آن، میتوان جایگاه امامت و خلیفة اللهی را در زمین روشن کند.
وی افزود: این فرهنگ سازی از طرف امام هادی علیهالسلام در زیارت جامعه کبیره، دو جنبه اثباتی و سلبی دارد: جنبه اثباتی، دفاع از منزلت اجتماعی و هدایتی ائمه و برقراری حلقه اتصال امت با امام و برتری اهل بیت علیهم السلام از جهات فراوانی که هرگز قابل مقایسه با دیگران نیستند و... و جنبه سلبی، نیز اندیشه غلات را درباره امامت منتفی و مردود میشمارد و شهادت بر وحدانیت خداوند و نفی شرک از ذات او را در آغاز و در ضمن زیارت، در پاسخ غالیان به مردم القا میکند: «و المخلصین فی توحید الله و التامین فی محبة الله و المظهرین لامر الله و نهیه» آن حضرت در این زیارت، عصمت امامت و شئون و اوصاف دیگر ائمه را برای ابطال عقاید معتقدان به امامت حاکمان اموی و عباسی و اموی و خلفای دیگر مطرح می فرماید.