به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، نهمین پیشنشست کنگره بینالمللی «سیره مادران اهلبیت(علیهمالسلام)» با تمرکز بر تاریخ و سیره حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها)، مادر حضرت علی(علیهالسلام)، با مشارکت دفتر خواهران این حوزه برگزار شد.
در این نشست، دکتر هادی وکیلی، عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد، به تبیین ابعاد مفهومی و تمدنی «مادری» در متون دینی پرداخت و با اشاره به کاربرد واژه «اُمّ» در ادبیات عرب و قرآن کریم، اظهار داشت: واژه «اُمّ» در منابع اسلامی دارای معانی متعددی است که نخستین آن، معنای عام و شناختهشده «مادر زیستی» است؛ همانگونه که در تعبیر «اُمّ موسی» به معنای مادر حضرت موسی(علیهالسلام) به کار رفته است. حتی در همانجا نیز شاهد مقامی شگفت هستیم که وحی الهی به مادر حضرت موسی نازل میشود.
وی افزود: معنای دوم «اُمّ» به مفهوم «اساس، پایه و بنیاد» بازمیگردد؛ چنانکه در قرآن کریم، آیات محکم به عنوان «اُمّالکتاب» معرفی شدهاند؛ یعنی آیات بنیادین و پایهای که فهم آیات متشابه باید بر اساس آنها صورت گیرد. این معنا، نقش بنیادین «اُمّ» را در ساختار مفهومی متون دینی بهخوبی نشان میدهد.
نقش تمدنی مادر و ضرورت بازخوانی سیره حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها)
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به معنای سوم واژه «اُمّ» تصریح کرد: در برخی آیات، مانند تعبیر «اُمّالقری»، این واژه به معنای مرکزیت، محوریت و منشأ عظمت یک منطقه یا مفهوم به کار رفته است. «اُمّالقری» نهتنها از منظر جغرافیایی، بلکه از حیث فرهنگی و تمدنی نیز کانون و مرکز یک حوزه تلقی میشود. بر این اساس، میتوان نقش پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) را نیز بهعنوان محور و مرکز هدایت امت، در پیوند با این معنا مورد توجه قرار داد.
وی ادامه داد: اگر از منظر تمدنی به نقش مادر بنگریم، درمییابیم که نهاد خانواده، نخستین خاستگاه شکلگیری تمدنهاست و در این میان، مادر نقش محوری و بنیادین دارد. از لحاظ زیستی، تربیتی و عاطفی، نقش مادر در دوران پیش از تولد و سالهای ابتدایی زندگی کودک، بهمراتب پررنگتر از نقش پدر است. از همینرو، تمدنهایی که دارای مرکزیت و پایداری هستند، بهطور طبیعی بر نهاد خانواده و در رأس آن، بر جایگاه مادر تکیه دارند.
وکیلی خاطرنشان کرد: اگر نهاد خانواده دچار فروپاشی شود، تمدن نیز در نهایت فرو خواهد پاشید و اگر قرار باشد خانواده تضعیف شود، نخستین هدف، تضعیف جایگاه مادر خواهد بود؛ چه در بُعد زیستی و چه در بُعد تربیتی و فرهنگی. این در حالی است که نقش مادر، از دوران جنینی تا سالهای نخست کودکی، نقشی تعیینکننده در شکلگیری شخصیت انسان دارد؛ موضوعی که هم در آموزههای دینی و هم در نظریههای روانشناسی کودک مورد تأکید قرار گرفته است.
وی در ادامه، با اشاره به مظلومیت تاریخی حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها) اظهار داشت: این بانوی بزرگوار، همانند همسرشان حضرت ابوطالب(علیهالسلام)، دچار مظلومیتی تاریخی شدهاند. بخشی از این مظلومیت ناشی از دشمنی مخالفان اهلبیت(علیهمالسلام) و بخشی دیگر، حاصل قصور دوستداران در معرفی و تبیین جایگاه واقعی این شخصیتهاست. دشمنان اهلبیت(علیهمالسلام) نهتنها امیرالمؤمنین(علیهالسلام)، بلکه پدر و مادر ایشان را نیز مورد تخریب قرار دادند و مانع از نشر فضایل آنان شدند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد افزود: از سوی دیگر، عظمت و درخشش شخصیت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) سبب شده است که اطرافیان ایشان، از جمله مادر بزرگوارشان، کمتر مورد توجه قرار گیرند؛ در حالی که این مسئله از منظر علمی و پژوهشی قابل دفاع نیست و باید بهصورت مستقل به سیره و شخصیت این بزرگان پرداخته شود.
وی با اشاره به ضرورت بازنگری علمی در این حوزه تصریح کرد: در مکتب اهلبیت(علیهمالسلام)، عصمت پیامبران و امامان، امری مسلم و مبتنی بر دلایل عقلی و نقلی است. این عصمت، شرط اساسی حجیت گفتار و رفتار آنان و امکان الگوپذیری مطلق از ایشان به شمار میرود؛ چراکه بدون عصمت، اسوهبودن معنا نخواهد داشت و اطاعت مطلق نیز توجیهپذیر نخواهد بود.
وکیلی تأکید کرد: پرداختن به سیره حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها) نهتنها ادای دِینی تاریخی به این بانوی بزرگوار است، بلکه میتواند افقهای تازهای در فهم نقش مادری، تربیت و تمدنسازی در اندیشه اسلامی بگشاید.
وکیلی در ادامه با تبیین جایگاه عصمت در اندیشه شیعی اظهار داشت: مقام عصمت، مقامی اعطایی است که خداوند متعال به برگزیدگان خود عطا میکند؛ کسانی که به مقام «اصطفاء» رسیدهاند و مشمول انتخاب حکیمانه الهی شدهاند. عصمت، امری از سر استحقاق و لیاقت است و به تعبیر دیگر، نه از باب ترجیح بیضابطه، بلکه مبتنی بر حکمت الهی اعطا میشود.
وی افزود: این مقام، ترکیبی از تلاش شخصی برای پرهیز از گناه و خطا و توفیق الهی است که در متون دینی نیز به آن تصریح شده است. از همینرو، وقتی به سیره سیدالشهدا(علیهالسلام) مینگریم، با اطمینان کامل میتوان گفت هر آنچه ایشان انجام دادهاند، اسوهای مطلق، ایمنبخش و اطمینانآور برای زندگی انسان است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با طرح یک پرسش کلامی ادامه داد: آیا وقتی از عصمت پیامبران و ائمه(علیهمالسلام) سخن میگوییم، به این معناست که دیگران هیچ ظرفیتی برای نیل به مراتب عصمت ندارند؟ برای مثال، اگر پرسیده شود حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) معصوم بودهاند یا نه، پاسخ چیست؟ در علم کلام، دلیل صریحی برای اثبات عصمت ایشان، همانند ائمه(علیهمالسلام)، وجود ندارد، اما این به معنای نفی مراتب والای طهارت و مصونیت از خطا نیست.
وی با اشاره به جایگاه حضرت مریم(سلاماللهعلیها) در قرآن کریم گفت: در قرآن، از زنانی یاد شده که به مقامات الهی والا دست یافتهاند. درباره حضرت مریم(سلاماللهعلیها) تصریح قرآنی بر «اصطفاء» وجود دارد و بسیاری از اندیشمندان، نوعی مصونیت ویژه از گناه را برای ایشان قائلاند. درباره حضرت فاطمه زهرا(سلاماللهعلیها) نیز به دلیل وجود ادله نقلی معتبر، از جمله حدیث «رضای خدا، رضای فاطمه است» که مورد اتفاق منابع شیعه و اهل سنت است، به عصمت ایشان یقین داریم.
وکیلی خاطرنشان کرد: به نظر میرسد برخی از شخصیتها، بهویژه بانوانی چون حضرت فاطمه بنت اسد، به مقام والایی از قرب الهی و نوعی «شبهعصمت» دست یافتهاند؛ مقامی که هرچند حجیت مطلق معصومان را ندارد، اما بر اساس بررسیهای تاریخی و روایی، هیچ نشانهای از گناه و خطا در سیره آنان مشاهده نمیشود و آنچه از آنان نقل شده، همگی صحیح و شایسته است.
وی در تبیین نگاه تاریخی به عصمت افزود: از منظر یک مورخ، میتوان از پایین به بالا به مسئله عصمت نگریست؛ یعنی با بررسی کامل تاریخ، اگر هیچ گزارش معتبری از خطا، گناه یا انحراف در سیره یک شخصیت یافت نشود، میتوان به نوعی مصونیت عملی حکم کرد. همانگونه که اگر کسی حتی مبانی اعتقادی اسلام را نپذیرد، باز هم میتواند از منظر تاریخی بگوید در زندگی امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) هیچ خطا و گناهی گزارش نشده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: با چنین رویکردی، میتوان درباره شخصیتهایی همچون حضرت زینب کبری(سلاماللهعلیها) یا حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها) نیز سخن گفت؛ زیرا هیچ گزارش تاریخی معتبری از گناه یا خطای آنان وجود ندارد و این مسئله، حتی در منابع اهل سنت نیز مورد مناقشه نیست.
وی با اشاره به نمونههایی از تاریخ فقه و عرفان شیعه تصریح کرد: بزرگان ما گاه از «شبهعصمت» برخی علما سخن گفتهاند؛ چنانکه مرحوم صاحب جواهر درباره مقدس اردبیلی و امام خمینی(ره) درباره مرحوم آیتالله العظمی خوانساری تعابیری بهکار بردهاند که حاکی از نوعی مصونیت عملی از گناه و ترک واجب است. این نگاه، نشان میدهد که مفهوم عصمت، دارای مراتبی است که میتوان آن را از منظر تاریخی نیز بررسی کرد.
وکیلی در ادامه، با تأکید بر جایگاه بیبدیل حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها) اظهار داشت: این بانوی بزرگوار به مرتبهای از طهارت و شرافت دست یافته است که شایستگی مادری پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) را پیدا میکند. اگر خداوند حکیم است ـ که هست ـ انتخاب چنین مادری برای پرورش اشرف مخلوقات و وصیّ بلافصل او، امری کاملاً حکیمانه و معنادار است.
وی افزود: پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) در توصیف حضرت فاطمه بنت اسد، از محبت و مهربانی بینظیر ایشان یاد میکنند و این نشان میدهد که نقش مادر، صرفاً تأمین نیازهای مادی کودک نیست، بلکه انتقال محبت، امنیت روانی و تربیت معنوی را نیز شامل میشود؛ امری که هیچ جایگزینی برای آن وجود ندارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد خاطرنشان کرد: همانگونه که در قرآن کریم، وحی الهی به مادر حضرت موسی(علیهالسلام) نسبت داده شده است، میتوان دریافت که نقش مادران برگزیده در تربیت اولیای الهی، نقشی عمیق، مؤثر و فراتر از تصورهای سطحی است. بر این اساس، بررسی علمی و منصفانه سیره حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها)، میتواند افقهای تازهای در فهم جایگاه مادری در منظومه الهی و تربیتی اسلام بگشاید.
وکیلی در ادامه با اشاره به نحوه رفتار و گفتار پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) در موارد مختلف اظهار داشت: اگر رفتارهای پیامبر صرفاً از سر عاطفه خانوادگی بود، میشد آن را در چارچوب روابط عاطفی طبیعی میان اعضای خانواده تحلیل کرد؛ چراکه پیامبر حتی نسبت به افرادی که مسلمان نبودند اما حقی اخلاقی و انسانی داشتند، با رأفت و کرامت رفتار میکردند. نمونه روشن آن، برخورد پیامبر با دختر حاتم طایی است که با وجود اسارت، به احترام پدرش که به سخاوت شهره بود، مورد مدارا قرار گرفت و آزاد شد.
وی افزود: در برخی موارد، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) فراتر از یک رفتار صرفاً عاطفی عمل میکنند و در واقع در حال تعلیم و آموزشاند. در اینگونه مواضع، پیامبر بهصراحت نقش معلم و مربی امت را ایفا میکند. در همین راستا، حدیثی بسیار لطیف و عمیق از امیرالمؤمنین علی(علیهالسلام) در منابع معتبر حدیثی، از جمله «اصول کافی»، نقل شده است که جایگاه تعلیم و تربیت را در منظومه هدایت الهی بهروشنی تبیین میکند.
سلسله مراتب تربیت از خداوند تا جامعه انسانی
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به این روایت تصریح کرد: امیرالمؤمنین(علیهالسلام) میفرمایند که خداوند پیامبر را ادب آموخت، پیامبر مرا ادب آموخت و من نیز مؤمنان را ادب و تربیت میکنم. این روایت، یک سلسله مراتب روشن از تعلیم و تربیت را ترسیم میکند؛ مسیری که از خداوند آغاز میشود، به پیامبر، سپس به امام و در نهایت به جامعه مؤمنان میرسد.
وی ادامه داد: نکته اساسی در این زنجیره آن است که مراحل پیشین باید همگی معصوم باشند تا اطمینان حاصل شود آنچه به ما منتقل میشود، خالی از خطا و انحراف است. برخلاف نظریههای بشری در حوزه روانشناسی، تربیت و علوم انسانی که ممکن است پس از مدتی دچار نقض یا اصلاح شوند، مسیر تربیت معصوم، مسیری ثابت، مطمئن و خطاناپذیر است.
وکیلی با تأکید بر نقش زن و مادر در این فرایند گفت: این مسیر الهی، صرفاً مردانه طراحی نشده است، بلکه بعد زنانه و مادرانه در آن نقشی اساسی دارد. برای آنکه امام معصوم به این جایگاه برسد، باید محیطی محفوظ و سالم فراهم شود و اینجاست که ویژگیهای مادر امام اهمیت مییابد. این ویژگیها، بیش از آنکه ناظر به نسب و نژاد باشند، ریشه در ایمان، تربیت و فضایل اکتسابی دارند.
وی افزود: برخی علاقهمندند بزرگترین فضیلت حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها) را هاشمیبودن پدر و مادر ایشان بدانند؛ در حالی که این فضیلت، امری غیر اکتسابی است. آنچه در منطق دینی اهمیت بنیادین دارد، فضایل اکتسابی است؛ جایی که تربیت، ایمان و مجاهده فردی نقشآفرین میشود. دین، دقیقاً در همین نقطه وارد میشود.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نقش تربیت در شکلگیری شخصیت انسان خاطرنشان کرد: انسان نمیتواند نژاد و تبار خود را تغییر دهد، اما میتواند مسیر تربیت، محیط آموزشی و معلم خود را انتخاب کند. عنصر تربیت، چه در نهاد خانواده و چه در سطح جامعه و فرهنگ، نقشی تعیینکننده در شکلگیری هویت انسان دارد و اگر این نقش بهدرستی فهم نشود، جای متغیرهای اصلی و فرعی در تحلیلها جابهجا خواهد شد.
وی در ادامه، با ذکر نمونههایی از مادران ائمه(علیهمالسلام) تصریح کرد: در میان مادران ائمه، دستکم شش مادر امام کنیز بودهاند و پنج مادر امام، ریشه آفریقایی داشتهاند. این واقعیت تاریخی نشان میدهد که در منطق الهی، معیار انتخاب «مادر امام»، نه نژاد و رنگ پوست، بلکه سلامت اعتقادی، پاکی محیط تربیتی و شایستگی معنوی بوده است.
وکیلی افزود: اگر امروز بخواهیم پیام تشیع را در سطح جهانی منتشر کنیم، همین تنوع قومی و نژادی در میان مادران ائمه، خود یک ظرفیت تمدنی بزرگ است. این امر نشان میدهد که تشیع، دینی فراگیر و فراتر از مرزهای قومی و نژادی است و نسبت امت با اهلبیت(علیهمالسلام)، نسبتی تربیتی و ایمانی است، نه صرفاً خونی و نژادی.
وی با اشاره به جایگاه سلمان فارسی در این منظومه فکری گفت: وقتی سلمان هدایت میشود، پیامبر میفرمایند «سلمان منا اهلالبیت». این نسبت، نسبت هدایت و تربیت است. پس از آن، افتخار قومی و منطقهای معنا پیدا میکند، نه پیش از آن. مبنا، هدایت است و نژاد و قومیت، در حاشیه این معنا قرار میگیرند.
عضو هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد در پایان تأکید کرد: پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) در معرفی حضرت فاطمه بنت اسد(سلاماللهعلیها)، هرگز بر نسب و تبار ایشان تکیه نمیکنند، بلکه بر مقام، تلاش، ایمان و مجاهدت این بانوی بزرگوار تأکید دارند. آنچه در متون روایی ـ اعم از شیعه و اهل سنت ـ برجسته شده، فضایل اکتسابی و شخصیت معنوی حضرت فاطمه بنت اسد است؛ امری که نشان میدهد جایگاه والای ایشان، حاصل تربیت الهی و مجاهده ایمانی است، نه صرفاً انتساب خانوادگی.