به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، دکتر جمیله علمالهدی، استاد حوزه و دانشگاه، در نشست تخصصی «زنان و جنگ صورتی» که به همت مدرسه علمیه نرجس(سلاماللهعلیها) و با مشارکت دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان برگزار شد، اظهار داشت: در بررسی این موضوع بهخوبی دیده میشود که حتی در رشتههای مختلف علوم انسانی و در میان متخصصان نیز همچنان دشواریهایی در حوزه تحقیق و تحلیل وجود دارد و گاهی تحلیلهایی که ارائه میشود، حتی از سطحیترین منظرها نیز با چالشهایی مواجه است.
وی با بیان اینکه با وجود احترام به دیدگاههای صاحبنظران این حوزه، میتوان این بحث را از منظر قرآن کریم نیز بهصورت جدی مورد توجه قرار داد، افزود: بنده بهطور مشخص به آیات ابتدایی سوره انسان ارجاع میدهم؛ هرچند اکنون فرصت بررسی تفصیلی آن آیات وجود ندارد، اما دوستانی که آمادگی دارند میتوانند با مراجعه به این آیات، ابعاد مختلف این مسئله را مورد مطالعه قرار دهند.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به مسئله خلقت انسان بیان کرد: تقریباً همه میدانند که موضوع خلقت آدم(علیهالسلام) از جمله مباحثی است که در مکاتب مختلف فلسفی مورد توجه قرار گرفته است. در این زمینه، از یک سو جریانهای ملحدانه و از سوی دیگر رویکردهای خردگرا و تکاملگرا هر یک تحلیلهایی ارائه دادهاند و این موضوع به یک فضای بحث جهانی تبدیل شده است. در بسیاری از این رویکردها، الهیات طبیعی اساساً چنین موضوعی را انکار میکند؛ در حالی که ادیان ابراهیمی، بهویژه در آموزههای مشترک خود، بر خلقت متفاوت حضرت آدم(علیهالسلام) و جایگاه ویژه انسان تأکید دارند.
وی ادامه داد: قرآن کریم که مهیمن بر همه کتب مقدس است، این موضوع را بهطور جدی و در مواضع متعدد مورد بحث قرار داده است. یکی از نکات مهمی که در این زمینه توجه بنده را جلب کرده، پرسش فرشتگان است؛ آنجا که میپرسند: «آیا کسی را که در زمین فساد میکند و خون میریزد خلیفه قرار میدهی، در حالی که ما تسبیح و تقدیس تو را به جا میآوریم؟». به نظر میرسد در اینجا نوعی مقایسه میان خلیفه الهی و فرشتگان مطرح میشود.
علمالهدی افزود: خداوند برای روشن شدن این مقایسه، آزمونی مشترک قرار میدهد. ابتدا از فرشتگان میخواهد که نامها را بیان کنند؛ اما نکته قابل توجه این است که در قرآن تنها سخن از «اسم» نیست، بلکه از «اسماء» سخن گفته میشود. سپس همین مأموریت به حضرت آدم(علیهالسلام) واگذار میشود و ایشان همه آن اسماء را بیان میکند. در نتیجه، برتری انسان در این آزمون آشکار میشود و فرشتگان به این حقیقت اذعان میکنند.
علمالهدی خاطرنشان کرد: این ماجرا نشان میدهد که حضرت آدم(علیهالسلام) مظهر اسماء الهی است؛ اما پرسش اساسی این است که آیا این اسماء صرفاً دانستنی هستند یا باید در عالم تحقق پیدا کنند؟ به نظر میرسد تحقق آنها نیز مدنظر است. همانگونه که فرشتگان مظهر برخی اسماء الهیاند و آنها را محقق میکنند، انسان نیز باید مظهر اسماء الهی شود.
تحقق اسماء الهی در مسیر انسان
وی ادامه داد: در همان آیات بر «زوجیت» حضرت آدم(علیهالسلام) نیز تأکید شده است؛ به این معنا که تحقق اسماء الهی در وجود انسان، در قالب این زوجیت و در مسیر حیات انسانی به انجام میرسد. بنابراین، مأموریت انسان تنها دانستن اسماء نیست، بلکه تحققبخشی به آنها در عالم است.
این استاد حوزه و دانشگاه تصریح کرد: در میان فرشتگان، شاگردی ویژه نیز وجود دارد که از جنس دیگری است. در فلسفه و حکمت از این حقیقت با تعبیر «انسان نوعِ نوع» یاد میشود؛ یعنی انسانی که قیام او موجب تحقق نوع انسان است. قیام او قیام فردی نیست، بلکه قیام برای تحقق اسرار الهی در نوع انسان است.
وی افزود: برخلاف فرشتگان که هر یک بهصورت فردی مظهر اسم خاصی هستند، انسان اساساً موجودی فردگرا نیست؛ بلکه در نسبت با نوع انسانی معنا پیدا میکند. حتی در مباحث فلسفی و اجتماعی نیز نزاع دیرینهای میان فرد و جامعه وجود دارد؛ برخی جامعه را حاصل افراد میدانند و برخی فرد را محصول جامعه تلقی میکنند. هر دو دیدگاه نیز برای خود دلایل و شواهدی دارند.
علمالهدی بیان کرد: اگر به مبانی قرآنی بازگردیم، درمییابیم که مسئله فراتر از این دوگانه است. انسان در مسیر تحقق اسماء الهی، مأموریتی تاریخی و جمعی دارد. در همین چارچوب، ماجرای هبوط نیز معنا پیدا میکند؛ چرا که تحقق بسیاری از اسماء الهی در مرتبهای رخ میدهد که در عالم قرب الهی قابل تحقق نیست و نیازمند عرصهای دیگر است.
وی ادامه داد: در این مسیر، حتی موجودی مانند شیطان نیز نقشی در تحقق برخی از این اسماء دارد. او نیز دارای اسم و شأنی در این منظومه است و در نهایت، در چارچوب اراده الهی به تحقق آن اسم منجر میشود.
استاد حوزه و دانشگاه اظهار داشت: در چنین فضایی، خلیفه الهی تن به هجرتی دشوار میدهد؛ هجرتی از قرب الهی به سوی جهانی که محل ابتلاء و تحقق اسماء الهی است. در این مسیر، همراهی وفادار نیز در کنار او حضور دارد؛ همراهی که از همان آغاز، وفاداری خود را به ولایت نشان میدهد و این سفر را با او آغاز میکند.
وی افزود: این سفر با ویژگیهایی همراه است که قرآن کریم نیز به آن اشاره میکند؛ از جمله دشمنیها، ترسها و دشواریهایی که در مسیر حیات زمینی وجود دارد. با این حال، همین مسیر بستری برای تحقق اسرار الهی و تجلی اسماء خداوند در زندگی انسان میشود.
علمالهدی در ادامه با اشاره به جایگاه زنان در این منظومه الهی تصریح کرد: ما که خود را فرزندان آن بانوی بزرگ میدانیم، باید بدانیم که از همان نقطه آغاز، جریان زنان مؤمن در تاریخ شکل گرفته است؛ جریانی که در طول تاریخ، در قالب مادران ائمه اطهار(علیهمالسلام)، مادران و همسران پیامبران الهی و زنان برجسته تاریخ اسلام استمرار یافته و همواره در تحقق اسماء الهی نقشآفرین بوده است.
وی خاطرنشان کرد: جای این کار پژوهشی همچنان خالی است که درباره هر یک از این بانوان بر اساس تحقیقات پیشرفته و دقیق، آثار مستقلی تدوین شود. با وجود گذشت بیش از چهار دهه از انقلاب اسلامی، هنوز نهادی بهصورت جدی این مأموریت را دنبال نکرده است؛ در حالی که قرآن کریم بارها از بانوان برجسته یاد کرده و در سیره اهلبیت(علیهمالسلام) و احادیث نیز نمونههای فراوانی از این الگوهای بزرگ وجود دارد که میتواند مبنای پژوهشهای عمیق و گسترده قرار گیرد.
این استاد حوزه و دانشگاه، در ادامه سخنان خود اظهار داشت: برای انجام یک کار تاریخی وارد مذاکره با یک مؤسسه شدهایم. گفته میشود اسناد تاریخی در این زمینه اندک است، اما کمبود اسناد به معنای تعطیلی پژوهش نیست؛ میتوان تحلیل جامعهشناختی انجام داد و با بازخوانی فضای تاریخی، شرایط آن دوره را فهم کرد.
وی افزود: باید دید در آن مقطع، فضای مدینه چگونه بوده است؛ در شرایطی که پیشوای جهان اسلام قصد سفری را دارد که از ابتدا وعده ولایتعهدی و در نهایت شهادت را با خود همراه داشته است. این سفر نیز به سرزمینی صورت میگرفت که مادربزرگ اهلبیت(علیهمالسلام) از خاندان سلطنتی آن بوده و پس از اسارت، به همسری امام حسین(علیهالسلام) درآمده بود. بههرحال در ذهن تاریخی ایرانیان، مسئله انتساب به خاندانهای سلطنتی همواره اهمیت داشته و ماجرای ورود شهربانو به خاندان اهلبیت(علیهمالسلام) نیز از همین منظر مورد توجه قرار گرفته است.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: حضرت رضا(علیهالسلام) در شرایطی عازم این سفر شدند که از ابتدا اعلام کرده بودند این مسیر به شهادت منتهی خواهد شد. طبیعی است که چنین تصمیمی برای خانواده و نزدیکان بسیار سنگین بوده باشد. امام رضا(علیهالسلام) از نظر امکانات مالی و جایگاه اجتماعی در وضعیت ویژهای قرار داشتند؛ تا جایی که جریان واقفیه بر محور همین اموال و امکانات شکل گرفت. بنابراین مسئله، نیاز مالی یا دنیوی نبود؛ بلکه سخن از یک مأموریت الهی بود که باید با آگاهی کامل نسبت به سرانجام آن پذیرفته میشد.
وی خاطرنشان کرد: هنگامی که این تصمیم در بیت امام رضا(علیهالسلام) مطرح شد، بانوان خاندان نیز وارد میدان شدند و از همان نقطه، جریان همراهی و قیام آغاز شد. اگر این حرکت شکل نمیگرفت، شاید بعدها حرکت حضرت معصومه(سلاماللهعلیها)، شکلگیری آن کاروان بزرگ به سمت ایران و حوادث تاریخی مرتبط با آن نیز رخ نمیداد. در واقع، قیام از درون بیت امام رضا(علیهالسلام) و با حضور بانوان خاندان آغاز شد؛ قیامی زنانه که بر محور ولایت شکل گرفت و پیشروان آن، زنان بودند.
علمالهدی تصریح کرد: امروز جهان بر سر سفره همان قیام نشسته است. این حرکت تاریخی، صرفاً یک واقعه عاطفی یا خانوادگی نبود، بلکه جریانی تمدنی بود که آثار آن تا امروز ادامه یافته است. با این حال، تاریخ را غالباً صاحبان قدرت نوشتهاند و به همین دلیل نقش زنان در بسیاری از رخدادهای بزرگ تاریخی کمتر دیده شده است. در طول تاریخ نیز زنان همواره ابزار سیاستهای نظام سلطه بودهاند؛ البته نه سلطه مردانه، بلکه سلطه سرمایه و قدرت.
وی با اشاره به تقابل انبیاء الهی با نظام سلطه اظهار داشت: در قرآن کریم، محور اصلی درگیری انبیاء و اولیاء الهی، مقابله با نظام سلطه است. از این منظر، قیام زنان نیز یک حرکت پیشرو و پیشاهنگانه به شمار میرود. پیشرو بودن همیشه دشوارترین بخش هر حرکت است؛ همانگونه که در دوران دفاع مقدس، نیروهای شناسایی سختترین مأموریتها را بر عهده داشتند. جهان امروز نیز بیشتر به دنبال تربیت نیروهای پیرو است، نه پیشرو؛ در حالی که حرکتهای بزرگ بدون پیشگام شکل نمیگیرد.
وی ادامه داد: در همین دوران نیز ثابت شده که زنان در صورت قرار گرفتن در جایگاه پیشروی، توان ایجاد تحول دارند. مشهد یکی از مهمترین مراکز ظهور و بروز زن پیشرو در تاریخ معاصر است، اما متأسفانه این بخش از تاریخ انقلاب اسلامی کمتر روایت شده و کمتر مورد توجه قرار گرفته است. شاید بخشی از این مسئله به روحیه تواضع زنان بازگردد؛ تواضعی که فضیلت است، اما گاهی نباید مانع انجام مسئولیت اجتماعی شود.
استاد حوزه و دانشگاه بیان کرد: دختران جوان و طلاب باید بدانند چه مسئولیتی بر عهده دارند و بر چه میراثی تکیه کردهاند. بانوان باید بیش از دیگران نسبت به مسئولیت اجتماعی خود آگاهی داشته باشند؛ زیرا اگر این آگاهی شکل نگیرد، جریانهای فکری و ایدئولوژیکِ حاکم، مسیر را تعیین خواهند کرد.
وی با اشاره به ایدئولوژی توسعه گفت: آنچه امروز تحت عنوان توسعه مطرح میشود، صرفاً یک برنامه اقتصادی نیست، بلکه یک ایدئولوژی و نوعی جهانبینی است که در همه عرصهها از فرهنگ تا فناوری نفوذ کرده است. بسیاری از حکومتها، چه وابسته و چه مستقل، در چارچوب همین تفکر حرکت کردهاند. اما امروز نشانههای فروپاشی این الگو آشکار شده است.
علمالهدی اظهار داشت: مفهومی که از آن با عنوان «توسعه پایدار» یاد میشد، اکنون ناپایداری خود را نشان داده است. حوادث اخیر و جنایات نظام سلطه صهیونیستی، واقعیت این تمدن را آشکار کرد و نشان داد ساختاری که ادعای پایداری داشت، در بنیان خود دچار بحران است. اکنون جهان در حال ورود به مرحلهای جدید است و این پرسش مطرح میشود که نظم آینده از کجا آغاز خواهد شد.
وی افزود: در چنین شرایطی، حوزهها و دانشگاهها نباید از جامعه فاصله بگیرند. نمیتوان میان فضای علمی و متن جامعه دیوار کشید. اگر قرار است نظمی نوین شکل بگیرد، باید درباره آن اندیشید و برای آن برنامه داشت. این پرسش نیز جدی است که آیا بانوان میتوانند در این مسیر نقش پیشرو داشته باشند، خطرها را تشخیص دهند و آینده را پیشبینی کنند یا خیر.
استاد حوزه و دانشگاه در پایان خاطرنشان کرد: مسئله خانواده، زوجیت و روابط زن و مرد، موضوعی حاشیهای و فرعی نیست، بلکه از بنیادیترین مباحث الهیاتی و قرآنی است. اگر به قرآن کریم مراجعه کنیم، خواهیم دید که خانواده در متن اندیشه دینی قرار دارد، نه در حاشیه آن؛ اما متأسفانه در بسیاری از برنامهریزیها، این مسئله به موضوعی درجه دوم تقلیل یافته است.
استاد حوزه و دانشگاه، با اشاره به تصویری که امروز از خانه و خانواده در ذهن جامعه شکل گرفته است، اظهار داشت: تصویری که اکنون از خانه و خانواده در ذهن بسیاری از افراد ـ حتی متدینان و برخی مسئولان متدین ـ شکل گرفته، تصویری محدود و تقلیلیافته است. در حالی که اگر تنها با همین خوانش ابتدایی از قرآن کریم و حتی با تأمل در یک سوره آغاز کنیم، خواهیم دید که اساس الهیات ما بر موضوع «زوجیت» استوار است.
وی افزود: وقتی واژه «زوج» را بررسی میکنیم، میبینیم که این مفهوم صرفاً به روابط خانوادگی محدود نیست؛ بلکه در سطوح مختلفی از جمله زوجهای طبیعی، اجتماعی و حتی در اسمای الهی مطرح شده است. در واقع، مسئله اصلی نیز همینجاست؛ زیرا انسان باید مظهر اسمای الهی باشد و این امر بدون تحقق «زوجیت» ممکن نیست. اگر همه بخواهند صرفاً مظهر قدرت باشند، طبیعی است که تعارض، کشمکش و نزاع در روابط انسانی ـ از جمله روابط زن و شوهر ـ شکل میگیرد و هرکس به دنبال استقلال مطلق خواهد بود.
علمالهدی با اشاره به مسئله استقلالطلبی در جامعه امروز تصریح کرد: مفهوم استقلال در بسیاری از موارد بهدرستی فهم نشده است. در حالی که در منظومه توحیدی، رزاق حقیقی خداوند است و روزی در اختیار اوست. تجربههای زندگی نیز نشان داده است که حتی در سختترین شرایط، از جمله در وضعیت تحریمهای سنگین، روزی مردم قطع نشده است. بنابراین انسان نباید به دنبال روزی بدود، بلکه باید باور داشته باشد که روزی در دست خداوند است.
وی ادامه داد: اگر رهبری اجتماعی بتواند «زوجیت» را به عرصه اجتماع بکشاند، آنگاه زمینه تحقق اسمای الهی در جامعه فراهم میشود. خداوند انسان را آفریده و به زمین فرستاده است تا این اسما را در عالم محقق کند و این مأموریتی بسیار بزرگ و تاریخی است. به همین دلیل، پرسشها و حسابرسیهای قیامت نیز دشوار خواهد بود؛ چراکه انسان در برابر مسئولیتهای خود پاسخگوست.
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به جایگاه خانوادههای شهدا و رنجهایی که آنان متحمل میشوند، خاطرنشان کرد: این پرسش جدی مطرح است که با خانوادههای شهدا چه کردهایم و چگونه باید پاسخگوی رنجها و ایثار آنان باشیم. حتی شهدا نیز از خانوادههای خود خواهند پرسید که پس از آنان چه کردهاند. از همین رو، مسئله قیام و قیامت به یکدیگر پیوند خوردهاند و در آیات قرآن کریم نیز این ارتباط بهروشنی قابل مشاهده است.
رستاخیز زنان؛ حضوری فعال در جامعه
وی در ادامه با اشاره به تعبیر «رستاخیز زنان» اظهار داشت: این تعبیر به معنای جداسازیهای سطحی و تقابلهای ساختگی نیست؛ نه به معنای تقسیمبندیهایی مانند صورتی و آبی و نه به معنای کنار گذاشتن مسئولیتهای خانوادگی، همچنین به این معنا نیست که زنان تنها در چهاردیواری خانه بمانند و نسبت به سرنوشت جامعه، انقلاب و نظام اسلامی بیتفاوت باشند.
علمالهدی تأکید کرد: در نظام مردمسالاری دینی، مشارکت اجتماعی تنها به حضور در انتخابات محدود نمیشود. در دموکراسی اسلامی، جمهوریت با ولایت پیوند خورده است و نمیتوان با یک مشارکت مقطعی در انتخابات، وظیفه اجتماعی را پایانیافته دانست. این پیوند میان مردم و ولایت، مسئولیتی دائمی ایجاد میکند.
وی با اشاره به شرایط کنونی جهان و فشارهایی که بر جبهه مقاومت و امت اسلامی وارد میشود، افزود: دشمنان انقلاب اسلامی همواره از شیوههایی مانند شهادت یا حبس رهبران استفاده کردهاند؛ روشی که در تاریخ درباره بسیاری از انبیا نیز به کار رفته است. امروز نیز نوعی حبس گسترده برای ملتها و دوستداران انقلاب اسلامی در سطح جهان ایجاد شده است تا ارتباطها و پیوندهای واقعی قطع شود.
استاد حوزه و دانشگاه ادامه داد: با وجود این فشارها، مسئولیت ما کمتر نشده است. باید برای آینده فکر کرد و در این مسیر به شبکه گسترده ولایت توجه داشت؛ شبکهای که در درون خانوادهها، خویشاوندان و روابط اجتماعی جریان دارد. در گذشته نیز بسیاری از آیینها و سنتهای خانوادگی، مانند مجالس مذهبی و مناسبتهای جمعی، نقش مهمی در تقویت این شبکه ایفا میکردند و بهویژه بانوان در میان خویشاوندان نقش محوری در حفظ انسجام خانوادهها داشتند.
عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تصریح کرد: در آن ساختار اجتماعی، زنان از بزرگترها تا نسلهای جوانتر، مدیریت روابط خانوادگی را بر عهده داشتند و همین امر سبب میشد طلاق کاهش یابد، ازدواجها تقویت شود و خانوادهها استحکام بیشتری پیدا کنند. در حالی که امروز بخش مهمی از این وظایف به دستگاههای دولتی واگذار شده است، در حالی که در اصل، خود خانواده باید حافظ و پاسدار نهاد خانواده باشد.
علمالهدی با اشاره به برخی تغییرات اجتماعی در دوران معاصر گفت: در سالهای اخیر تلاشهایی برای حضور اجتماعی زنان صورت گرفته، اما در بسیاری از موارد این حضور با اشتغال اداری یکسان تلقی شده است. در حالی که این دو مفهوم لزوماً یکسان نیستند. گاهی زنان از فضای خانه خارج شدهاند، اما در قالب ساختارهای اداری محصور شدهاند و فرصت شکلگیری ارتباطات اجتماعی واقعی از میان رفته است.
وی افزود: حتی در محیطهای علمی نیز این مسئله دیده میشود. در بسیاری از دانشگاهها و مراکز علمی، پژوهشها بهصورت فردی انجام میشود و ارتباطات علمی و جمعی کمتر شکل میگیرد. این در حالی است که در سنتهای علمی پیشین، مباحثه و تعامل علمی نقش مهمی در تولید علم داشت.
استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه برخی ساختارهای اداری نوعی «خشونت سازمانیافته» علیه زنان ایجاد کردهاند، اظهار داشت: در این ساختارها، زنانی مورد تشویق قرار میگیرند که کاملاً در الگوی مردانه فعالیت کنند؛ در حالی که هویت و ویژگیهای زنانه در بسیاری از برنامهها نادیده گرفته میشود.
وی در ادامه به تجربه نگارش کتاب «هنر زنانه زیستن» اشاره کرد و گفت: در این اثر تلاش شده است دیدگاه اسلام درباره زن و زنانگی به مخاطبان جهانی منتقل شود. این کتاب ابتدا به زبان انگلیسی منتشر شد و بعدها به زبانهای دیگر نیز ترجمه شد و مورد توجه قرار گرفت. با این حال، هنوز هم جای کارهای جدی برای تبیین هویت زنانه در منظومه فکری اسلام و تشیع وجود دارد.
علمالهدی تأکید کرد: یکی از خطاهای مهم در ادبیات معاصر، یکسان دانستن حضور اجتماعی زنان با اشتغال است. این نگاه ریشههای فلسفی دارد و از قرن هجدهم و از برخی نظریههای فلسفی غربی ـ از جمله دیدگاههایی که هویت انسان را بر اساس حرفه تعریف میکنند ـ شکل گرفته است. از آن زمان به بعد، هویت اجتماعی زنان به مسئله شغل گره خورد و این روند با توسعه اقتصاد صنعتی و نیاز کارخانهها به نیروی کار ارزان زنان و کودکان تشدید شد.
وی ادامه داد: در نتیجه این روند، نظام آموزشی نیز بهتدریج بر همین مبنا شکل گرفت و حتی در مدارس و دانشگاهها برنامههای درسی برای دختران و پسران تقریباً مشابه طراحی شد، بدون آنکه تفاوتهای هویتی و ویژگیهای خاص زنان مورد توجه قرار گیرد.
استاد حوزه و دانشگاه در پایان با اشاره به ضرورت فعالیتهای علمی در حوزه زنان و خانواده گفت: حوزه زنان و خانواده همچنان از حوزههای مغفول در مطالعات علمی است. تجربه برگزاری همایش بینالمللی «خانواده و جهان» در سال ۱۳۹۱ که با حضور نمایندگان هجده کشور برگزار شد، نشان داد که این موضوع در سطح جهانی نیز مورد توجه قرار دارد. با این حال، لازم است در حوزههای علمیه و دانشگاهها کارگروههای علمی مستقلی برای بررسی عمیق این مسائل تشکیل شود.
وی در پایان تأکید کرد: گلایهها باید به پیشنهاد تبدیل شود و با امید و تلاش، راهکارهای علمی و عملی برای تقویت نهاد خانواده و تبیین جایگاه زنان در جامعه اسلامی ارائه شود.