به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، دکتر شیخعلیشاهی، مدیر مرکز تخصصی طوبی، در سیزدهمین پیشنشست «همایش بینالمللی مادران اهلبیت(علیهمالسلام)؛ سیره، شخصیت و الگوبخشی در جهان معاصر» که با موضوع «تاریخ و سیره حضرت خیزران(سلاماللهعلیها)، مادر گرامی امام جواد(علیهالسلام)» و به همت دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان و با همکاری جمعی از نهادهای حوزوی و مذهبی برگزار شد، به تبیین جایگاه الگویی مادران ائمه اطهار(علیهمالسلام) پرداخت.
ضرورت واکاوی سیره و شخصیت مادران اهلبیت(علیهمالسلام)
شیخعلیشاهی با اشاره به اینکه مناسبتهای مذهبی در ادبیات دینی ما به عنوان «ایامالله» شناخته میشوند، اظهار کرد: بر اساس آیه پنجم سوره مبارکه ابراهیم، یکی از وظایف و روشهای خروج از ظلمات به سوی نور، «تذکر به ایامالله» است. در این میان، برگزاری چنین همایشهایی فرصتی است تا با مروری بر زندگی مادران اهلبیت(علیهمالسلام)، از این معابر برای تسریع حرکت رشد انسانی بهره ببریم.
وی با طرح این پرسش که ضرورت الگوگیری از مادران اهلبیت(علیهمالسلام) چیست، افزود: خداوند در کنار دستورات الهی، همواره نمونههای عینی را برای هدایت بشر قرار داده است. در کنار قرآن، اهلبیت(علیهمالسلام) به عنوان مفسران و مجریان این کتاب الهی حضور دارند. مادران اهلبیت(علیهمالسلام) ویژگی منحصربهفردی دارند؛ آنان اگرچه در زمره معصومین(علیهمالسلام) نیستند، اما به مقامات بلند معنوی دست یافتهاند. این ویژگی، مسیر الگوگیری را برای ما هموارتر و عریضتر میکند، چرا که نشان میدهد انسان میتواند با تکیه بر ایمان و عمل، به مرزهای عصمت نزدیک شود.
مدیر مرکز تخصصی طوبی در ادامه با آسیبشناسی رویکردهای سطحی در الگوگیری، تصریح کرد: نباید در لایهی رفتارهای ظاهری متوقف شویم. گستره الگوگیری باید فراتر رفته و به لایه شخصیت و منشِ این بزرگواران معطوف شود. اگر آن بسترهای شخصیتی و نیات الهی که منشأ رفتارهای اهلبیت(علیهمالسلام) بوده است در ما نهادینه شود، ناخودآگاه رفتارهای ما نیز اصلاح خواهد شد.
وی اضافه کرد: یکی از بهترین روشها برای دستیابی به این الگوها، نگاه به خروجیهای تربیت این بانوان بزرگوار است؛ چنانکه بررسی تربیتِ امام جواد(علیهالسلام) که در سنین کودکی به امامت رسیدند، میتواند اصول تربیتی مدنظر ما را روشن سازد.
شیخعلیشاهی در بخش دیگری از سخنان خود به واکاوی مفهوم «تربیت کریمانه» پرداخت و گفت: کرامت، فراتر از بخشندگی است. کرامت در معنای لغوی به معنای حرمت و ارزشمندی است. در حقیقت، انسان کریم کسی است که نه در درون اسیر هوای نفس است و نه در بیرون، ذلتِ در برابر دیگران را میپذیرد.
وی با اشاره به دو نوع کرامت در قرآن کریم، توضیح داد: نخست «کرامت ذاتی» است که خداوند به عنوان یک سرمایه وجودی به همه انسانها عطا کرده است. این سرمایه، امانتی است که اگر انسان آن را با غفلت از بین نبرد، باید در مسیر رشد و تجارت معنوی از آن استفاده کند. نوع دوم، «کرامت اکتسابی» است که حاصل بارور کردن این سرمایه وجودی است. هدف نهایی بعثت پیامبران نیز بروز و تجلی همین گوهر کرامت انسانی است که در نهایت به خلافت الهی میانجامد.
این استاد حوزه با برشمردن مؤلفههای کرامت ذاتی در انسان، اظهار داشت: بر اساس آموزههای قرآنی، خداوند چهار نعمتِ بزرگ را به عنوان زیرساختهای کرامت به انسان عطا کرده است که شامل «آگاهی و علم»، «عقل به معنای قدرت تشخیص خیر و شر»، «اختیار» و «قدرت انتخاب در مسیر هدایت یا ضلالت» است. این ویژگیها بستر اصلی شکلگیری شخصیت کریمانه انسان هستند که اگر به درستی هدایت شوند، زمینه کمال و رشد الهی را فراهم میآورند.
مدیر مرکز تخصصی طوبی، با بیان اینکه اختیار، سنگبنای وجودی انسان و مایه تعالی اوست، اظهار کرد: اگر اختیار نباشد، کمالی متصور نیست و این مؤلفه در حقیقت سومین رکن از ارکان کرامت انسانی است.
وی افزود: مؤلفه چهارم کرامت، «بیان» است که خداوند این قدرت را به انسان اعطا کرده تا در پرتو علم و آگاهی، عقلش شکوفا شده و توانایی آفرینشهای فکری را بیابد.
مدیر مرکز تخصصی طوبی با اشاره به تفاوت دیدگاه فلسفی و قرآنی در مقوله نطق، گفت: در مباحث فلسفی، نطق مرتبهای از عقل است، اما هنگامی که بیان را در قرآن جستوجو میکنیم، به معنایی فراتر از گفتار معمولی میرسیم؛ بیان در حقیقت به معنای ابراز و تجلیِ معانی در قالبهای گوناگون است. خداوند با بخشیدن این چهار ویژگی(آگاهی، قدرت، اختیار و بیان)، به انسان کرامت بخشیده و به واسطه همین کرامت است که طبق آیات الهی، جهان مسخرِ انسان شده است.
حفظ کرامت ذاتی؛ پیششرط دستیابی به کرامت اکتسابی
شیخعلیشاهی در ادامه تصریح کرد: دستیابی به کرامت اکتسابی، در گرو دو امرِ خطیر است: نخست حفظ کرامت ذاتی و دوم شکوفایی و توسعه آن که این مهم جز با صیانت از آگاهی، قدرت، اختیار و بیان محقق نمیشود.
وی با تشریح ساختار وجودی انسان گفت: مراتب نفس انسان همچون لایههای پیاز در هم تنیدهاند؛ لایه نخست، نفس نباتی است که در آن رشد و نمو صورت میگیرد؛ لایه دوم، نفس حیوانی است که جایگاه ادراک جزئیات و خیالات است و لایه نهایی، جایگاه عقل و شرایط چهارگانه رشد است.
مدیر مرکز تخصصی طوبی تأکید کرد: در مسیر تربیت انسان، چالش اصلی بر سرِ راهبری این قواست. اگر سکان هدایتِ نفس توسط نفس نباتی یا حیوانی به دست گرفته شود، انسان از مسیر رشد انسانی منحرف میشود، اما اگر راهبری به دست عقل سپرده شود، سروریِ عقلانی محقق شده و در سایه آن، کرامت اکتسابی شکل میگیرد.
تقوا؛ سازوکار صیانت از عقل
وی کمال کرامت انسانی را در گرو تشخیص حق از باطل دانست و بیان کرد: «بر اساس آیه شریفه «إِن تَتَّقُوا اللَّهَ یَجْعَل لَّکُمْ فُرْقَانًا»، اصلیترین مؤلفه برای کسب کرامت اکتسابی، تقوا است. تقوا در اینجا به معنای خودنگهداری و توقف در برابر هر آن چیزی است که مانع شکوفایی عقل میشود.
شیخعلیشاهی خاطرنشان کرد: در حقیقت، تقوا به معنای باز کردن زنجیرهایی است که بر دست و پای عقل بسته شده است. هر نوع پندار و گرایشی که مانع از اندیشه صحیح شود، باید کنار گذاشته شود تا عقل بتواند در مسیر کمال و تعالی، راهبریِ قوای دیگر را به عهده بگیرد و انسان را به جایگاه رفیعِ کرامت اکتسابی برساند.
مدیر مرکز تخصصی طوبی، با اشاره به فلسفه بعثت انبیاء اظهار داشت: قرآن کریم در بیان رسالت پیامبران، هدف از بعثت را رهایی انسان از بندها و زنجیرهای اسارت میداند؛ این زنجیرزدایی، مسیری است به سوی شکوفایی عقل، چرا که عقل در جایگاه واقعی خود، «مخدوم» و راهبر است.
وی افزود: در فرهنگ غربی، گاهی از «عقل ابزاری» سخن میگویند که اسیر هوا و هوس است، اما در نگاه وحیانی، عقل جایگاهی متعالی دارد که اگر در مدار بندگی قرار گیرد، تمامی شئون زندگی انسان، از خواب و خوراک گرفته تا خشم و جهاد، رنگ و بوی عبادت به خود میگیرد.
مدیر مرکز تخصصی طوبی با تأکید بر اینکه در منطقِ کرامت قرآنی، معیار اصلی «کرامت اکتسابی» است، تصریح کرد: خداوند در قرآن میفرماید «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ»؛ این تعبیر نشاندهنده آن است که کرامت، مراتب و درجات دارد و به دستآوردنی است.
به گفته دکتر شیخعلیشاهی، رسیدن به این قلّه، تنها از مسیر آگاهی و تقوای الهی میسر میشود؛ هنگامی که عقل انسان به سمت آسمان و کمالگرایی جهتگیری کند، تمام فضایل اخلاقی در مسیر اختیار و اراده آگاهانه قرار میگیرند و انسان به حقیقت «خلیفه اللهی» نائل میشود.
نشانههای ایجابی و سلبی کرامت نفس در سیره اهلبیت(علیهمالسلام)
شیخعلیشاهی در ادامه با مرور نشانههای کرامت در بیانات اهلبیت(علیهمالسلام)، آنها را به دو دسته ایجابی و سلبی تقسیم کرد و گفت: نشانههای ایجابی، بیانگر جوشش درونی انسان کریم است؛ ویژگیهایی نظیر خیرخواهی برای دیگران(نصیحت)، گذشت و عفو از روی بزرگواری، جود و بخشش، و صبر و استقامت در مسیر حق.
وی تأکید کرد: نکته کلیدی اینجاست که این صفات، اگر از سرِ «کرامت نفس» و بینیازیِ درونی سرچشمه نگیرند، ناپایدار و معاملاتی خواهند بود. فرد کریم، خیرخواهی را نه برای پاداش بیرونی، بلکه به عنوان جزئی از وجود خود و همچون چشمهای جوشان ارائه میدهد.
مدیر مرکز تخصصی طوبی در تشریح نشانههای سلبیِ فقدان کرامت نفس اظهار داشت: دروغ، خیانت، انتقامجویی و تندادن به ذلت، همگی نشانههای فقدان کرامت نفس هستند؛ خیانت و دروغ، نشان از تفاوت ظاهر و باطن دارد، در حالی که انسان کریم به دلیل غنای درونی، نیازی به تظاهر ندارد.
وی همچنین ذلتپذیری که در دو ساحتِ درونی(گناهان فردی) و بیرونی(اطاعت از طاغوت) نمود مییابد را بزرگترین مانع برای شکوفایی کرامت دانست و افزود: در بررسیهای کلان سیاسی نیز مشاهده میکنیم که استکبار برای سلطه بر جوامع، پیش از هر چیز کرامت نفس آنان را هدف قرار میدهد؛ چرا که تا روح آزادگی در انسان زنده باشد، تن به ذلت و طاغوت نخواهد داد.
الگوی تربیت کریمانه؛ از مربی تا متربی
شیخعلیشاهی با بیان اینکه اگر هدف از تربیت، حفظ و رشد مولفههای کرامت باشد، باید این موضوع را در دو ساحت «کرامت مربی به عنوان عامل تربیت» و «کرامت متربی به عنوان نتیجه تربیت» بررسی کرد، گفت: در بررسی سیره تربیتی اهلبیت(علیهمالسلام)، شخصیت والای مادر امام جواد(علیهالسلام) نمونهای بینظیر است که در روایات، از ایشان با تعابیری نظیر «برترین زن» یاد شده است.
وی افزود: این بزرگواران با وجود شرایط خاص اجتماعی، با تکیه بر کرامتِ ذاتی و اکتسابی خویش، به چنان جایگاهی رسیدند که دامنِ پاکشان، محل پرورش حجتِ خدا شد.
مدیر مرکز تخصصی طوبی در پایان خاطرنشان کرد: این الگو به ما میآموزد که محدودیتهای ظاهری نمیتواند مانعِ شکوفایی باشد؛ تأکید اهلبیت(علیهمالسلام) بر طهارتِ دامنِ مادرانِ معصومین، نشاندهنده اهمیت این جایگاه در فرایندِ تربیت است.
شیخعلیشاهی تصریح کرد: تربیت کریمانه یعنی مربی با کرامتِ نفس خود، چنان بستری فراهم کند که متربی نیز در مسیرِ اصیلِ الهی قرار گیرد؛ این سیره برای ما راهبردهای عملی متعددی به همراه دارد که چگونه یک زن یا هر مربیِ متعهدی میتواند با حفظِ مرزهای کرامت و آزادگی، زمینهسازِ پرورشِ انسانهایی شود که در اوجِ ناامیدیهای تاریخی، پرچمدارِ جریانِ حق و حقیقت باشند.
وی با اشاره به لزوم بهرهگیری از الگوهای اصیل تربیتی اظهار داشت: هدف از تبیین سیره اهلبیت(علیهمالسلام)، رسیدن به آن حقیقت والایی است که یک بانو را شایسته سلام و صلوات حضرات معصومین میکند.
وی با اشاره به شباهتهای شخصیت مادر گرامی امام جواد(علیهالسلام) با حضرت مریم(سلاماللهعلیها)، تصریح کرد: اگر تمامی ابعادِ ذکر شده در قرآن کریم پیرامون حضرت مریم را در نظر بگیریم، این شباهتها در سیره مادر گرامی امام جواد(علیهالسلام) نیز متجلی است. ما اگر این مسیر تربیتی را طی کنیم، دستمان برای الگوگیری باز است و نیازی نیست در پی جزئیاتِ حاشیهای باشیم؛ بلکه باید بر هسته اصلی این سلوکِ تربیتی متمرکز شویم.
مدیر مرکز تخصصی طوبی با استناد به روایتی از سیره امام جواد(علیهالسلام) خاطرنشان کرد: امام در مواجهه با پرسشهای پیرامون فعالیتهای مادر بزرگوارشان، بر آخرتمحوری اعمال ایشان تأکید میفرمودند. این تعبیرِ بلندِ امامِ معصوم، نشاندهنده اهمیت دغدغهمندی در مسیرِ تربیت است. یاران اهلبیت(علیهمالسلام) همواره در پی آن بودند که با عرضهی سیره عملی خود بر امام، از صحت مسیر تربیتی خویش اطمینان حاصل کنند. این حساسیت، نشانگرِ پیوند عمیق میان «کرامت» و «تربیت» است؛ اینکه یک مربی تا چه حد باید بر اساس کرامتِ انسانی، عملِ تربیتی را هدایت کند.
معیار کرامت انسانی؛ از ترازِ «جواد» بودن تا ضرورتِ «خودآگاهی»
شیخعلیشاهی در بخش دیگری از این تحلیل، به دو مؤلفه «جواد» بودن به معنای اخلاقِ کریمانه و «تقوای الهی» به عنوان معیارهای سنجش کرامت انسانی اشاره کرد و افزود: اگر تمام استعدادهای وجودی انسان بروز و ظهور یابد، او به مقام خلیفةاللهی میرسد که در مورد وجود مقدس امام(علیهالسلام)، این امر در عالیترین درجه محقق است.
وی با اشاره به اهمیت سن امامت امام جواد(علیهالسلام) گفت: این رویداد، درسی بزرگ برای بشریت است که اگر تربیت بر پایه کرامت استوار باشد، انسان در سنین کودکی نیز به سلامت نفس دست مییابد؛ چنانکه در جریان عاشورا، کودکان با وجود قحطی و فشارهای طاقتفرسا، عزتنفس خویش را در عدم پذیرش صدقه به اثبات رساندند.
این استاد حوزه در تبیین مؤلفههای عملیاتی برای حفظ کرامتِ نسل آینده، خاطرنشان کرد: نخستین رکن، رشد آگاهی و هویتبخشی است. هر آنچه در زندگی برای ما اولویت داشته باشد، هویت ما را شکل میدهد. اگر تربیت منحصر به خوراک و مسائل مادی شود، کودک هویت اصیل خویش را نمیشناسد. دشمن نیز دقیقاً مانند مواجهه با حضرت آدم(علیهالسلام)، بر زدودن «خودآگاهی» متمرکز است. انسان هرچه خود را در جایگاهِ واقعیاش بشناسد، در شأنِ انسانی خود عمل کرده و از رذایل اخلاقی فاصله میگیرد؛ چرا که به فرموده معصوم(علیهالسلام)، کسی که نفسش را گرامی بدارد، گناه در نظرش کوچک و ناچیز میشود.
تربیت عقلانی و اختیار؛ بسترهای رهایی از ذلتهای درونی و بیرونی
شیخعلیشاهی، تربیت عقلانی و قدرت تشخیص حق از باطل را دومین رکنِ این منظومه تربیتی خواند و افزود: مانعزدایی در این مسیر نقشی کلیدی دارد. «طهارت» اعم از طهارتِ لقمه و طهارتِ بستری که کودک در آن رشد مییابد، در کنارِ صیانت از کودک در برابر گناه پیش از رسیدن به قدرت تشخیص، از الزاماتِ این مسیر است.
وی اختیار و بیان را دو رکن پایانی تربیت کریمانه برشمرد و تأکید کرد: در تربیت کریمانه، جایگاهی برای آموزشهای تلقینیِ فاقدِ فلسفه نیست؛ بلکه کودک باید با انتخابِ آگاهانه، مسیر رشد را طی کند. اگر این تربیت محقق شود، تربیت عبادی، اخلاقی و نیز سیاسی و اجتماعی حاصل خواهد شد، چرا که کرامت، رهایی از ذلتهای درونی و بیرونی است. این همان دوایِ دردهای امروز جامعه ماست.
وی در پایان خاطرنشان کرد: امید است که با عنایات اهلبیت(علیهمالسلام)، نسلی تربیت کنیم که با آزادگی، تمدن اسلامی را پایهگذاری کرده و زمینهساز ظهور امام عصر(عجلاللهتعالیفرجهالشریف) باشند.