به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، حجتالاسلام سید محمدصادق مصباحموسوی، پژوهشگر و استاد حوزه، در سیزدهمین پیشنشست «همایش بینالمللی مادران اهلبیت(علیهمالسلام)؛ سیره، شخصیت و الگوبخشی در جهان معاصر» که با موضوع «تاریخ و سیره حضرت خیزران(سلاماللهعلیها)، مادر گرامی امام جواد(علیهالسلام)» و به همت دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان و با همکاری جمعی از نهادهای حوزوی و مذهبی برگزار شد، به تبیین جایگاه بانوان مکرمه در تداوم نسل امامت پرداخت.
وی با اشاره به ضرورت رفع ابهام و تفکیک میان شخصیتهای تاریخیِ همنام، خاطرنشان کرد: در تاریخ زندگانی ائمه معصومین(علیهمالسلام) سه بانو با نام «خیزران» شهرت یافتهاند که پژوهشگران باید میان آنان تمایز دقیقی قائل شوند. نخست، خیزران مریسیه، همسر امام موسی کاظم(علیهالسلام) و مادر گرامی حضرت امام رضا(علیهالسلام) و حضرت معصومه(سلاماللهعلیها)؛ دوم، خیزران نوبیه، همسر امام رضا(علیهالسلام) و مادر امام جواد(علیهالسلام)؛ و سوم، خیزران بربریه عباسی، همسر مهدی عباسی و مادر هارون و هادی عباسی است که به دلیل مداخلات سیاسی و نظامی و قتل فرزندش، چهرهای منفور در تاریخ دارد و ذکر نام او تنها به دلیل همزمانی با دو بانوی بزرگوار نخست است.
استاد حوزه در ادامه با معرفی اثر پژوهشی خود با عنوان «خیزران مریسیه؛ بانوی اندلس»، اظهار داشت: این اثر حاصل چندین سال تلاش علمی و استناد به ۳۳۱ منبع معتبر است که هویت مادر گرامی امام رضا(علیهالسلام) را واکاوی کرده است. بر اساس مستندات تاریخی، این بانو اهل منطقه «مریسیه» در اندلس بوده که پس از اسارت در سال ۱۴۷ هجری و انتقال به مدینه، با مشیت الهی به بیت امام کاظم(علیهالسلام) راه یافت و در سال ۱۴۸ هجری به عقد آن حضرت درآمد.
وی با اشاره به نقد برخی روایتهای ضعیف در آثار تاریخی، تصریح کرد: برادران و خواهران دیگر امام رضا(علیهالسلام) از سایر زوجات امام کاظم(علیهالسلام) هستند و پیوند این بانوی مکرمه تنها با حضرت رضا(علیهالسلام) و حضرت معصومه(سلاماللهعلیها) برقرار است.
این پژوهشگر حوزوی در ادامه با بیان اینکه کتاب مذکور از آرزوهای شهید آیتالله رئیسی بود، یادآور شد: این شهید والامقام تا آخرین لحظات حیات، پیگیر به ثمر رسیدن این پژوهش بودند و شایسته است که مدیران مدارس با ترویج این معارف، گامی در جهت تعمیق شناخت سیره اهلبیت(علیهمالسلام) بردارند.
تمایز شخصیتی و جایگاه بانو خیزران نوبیه در تاریخ
حجتالاسلام مصباحموسوی در بخش دیگری از سخنان خود به معرفی «خیزران نوبیه» پرداخت و گفت: این بانو که مادر گرامی حضرت جوادالائمه(علیهالسلام) است، با القابی چون سبیکه، درّه، ریحانه و خیزران نوبیه شناخته میشود که نشانگر انتساب ایشان به منطقه نوبه در صحرای آفریقا است. نقلهای متعددی در منابع اصیل شیعی از جمله کافی کلینی، اعلامالوری شیخ طبرسی و بحارالانوار علامه مجلسی بر شرافت، طهارت و جایگاه رفیع ایشان گواهی میدهند.
وی با تأکید بر لزوم پرهیز از خلط مباحث تاریخی، تصریح کرد: باید میان مطالب مرتبط با خیزران مریسیه و خیزران نوبیه در پژوهشها مرز دقیق ترسیم کرد تا ابعاد شخصیتی هر یک به درستی تبیین گردد.
شاخصههای مشترک و مقام معنوی مادران ائمه(علیهالسلام)
استاد حوزه علمیه با اشاره به الگوهای تمدنی سیره مادران معصومین(علیهمالسلام)، به تبیین شاخصههای مشترک این بانوان پرداخت، و در این زمینه افزود: این مادرانِ مکرمه نه تنها دارای ظرفیتهای ویژه تربیتی بودند، بلکه تحت تربیت مستقیم خلیفةالله قرار داشته و ازدواج آنان با امر خداوند متعال صورت گرفته است.
وی اضافه کرد: برخورداری از حفاظت ملائکه الهی، طهارت و پاکی ارحام، حامل نور الهی بودن، پیوند با عالم ملکوت، محرمیت با رازهای غیبی، شهود شگفتیهای وجودی امام در دوران بارداری، معرفت عمیق به مقام امامت و قرار گرفتن در زمره مخلصین و متوکلین، از ویژگیهای بارز این بانوان است.
حجتالاسلام مصباحموسوی خاطرنشان کرد: این بانوان با تحمل سختترین شرایط در دوران اختناق عباسی، نقشی بیبدیل در صیانت از نسل امامت ایفا کردند که بازخوانی فضائل آنان در زیارتنامههایشان، گواهی بر عظمت و جایگاه بلند ایشان در پیشگاه خداوند است.
این پژوهشگر حوزوی، در ادامه نشست، با اشاره به طرح برخی مطالب در پیشنشستهای گذشته درباره کنیز بودن شماری از مادران معصومان(علیهمالسلام) گفت: در خلال این جلسات، نکاتی مطرح شده که گاه با تکرارِ یک ادعای مشهور همراه است؛ ادعایی که میگوید برخی از مادران جلیلالقدر معصومان(علیهمالسلام) کنیز بودهاند و درباره نحوه به بردگی درآمدن آنان نیز تعابیری به کار میرود.
حجتالاسلام مصباحموسوی در تبیین مفهوم «کنیز» اظهار داشت: ابتدا باید روشن شود کنیز کیست و این عنوان در قوانین اسلامی به چه کسی اطلاق میشود. در متون کهن فارسی، کنیز به زنی گفته میشده که به عنوان برده خریداری شده باشد. اما در اصطلاح فقهی و قوانین اسلام، کنیز به برده زنی اطلاق میشود که مالکیت او به طور قانونی برای شخص دیگری ثابت شده باشد.
وی افزود: این مالکیت معمولاً از دو طریق به دست میآمد؛ نخست، از راه اسارت در جنگهای مشروع؛ یعنی درگیریهایی که مسلمانان در آن حضور داشتند و اسیران جنگیِ کافر میتوانستند به عنوان برده میان مسلمانان تقسیم شوند و به مالکیت آنان درآیند. دوم، از راه خرید و فروش؛ زیرا بردگان به عنوان کالا خرید و فروش میشدند. در منابع دینی نیز از کنیزان با تعبیر «ما ملکت ایمانکم» یاد شده است؛ به معنای آنچه به تملک قانونی درآمده و در اختیار فرد قرار گرفته است.
این استاد حوزه علمیه با تصریح به اینکه نگاهش در این بحث، نگاه یک پژوهشگر تاریخ سیاسی اسلام است، ادامه داد: اگر در آرای فقهی، کنیز به زنی گفته میشود که مالکیت قانونی او به فرد دیگری تعلق دارد، و اگر قانون اسلام زنی را کنیز میشناسد که در جنگی مشروع و قانونی از میان کفار به اسارت درآمده باشد، باید به یک نکته محوری توجه کرد. ما در باورهای شیعی معتقدیم جنگی «مشروع» تلقی میشود که پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) یا امام معصوم(علیهمالسلام) آن را تأیید کرده باشند و کشتن و کشته شدن در آن، از سوی معصوم تنفیذ شده باشد. اگر چنین تأییدی در میان نباشد، طبعاً از منظر باور شیعی، اطلاق عنوان «کنیز» یا «برده» بر برخی مادران معصومان(علیهمالسلام) نمیتواند جایگاه درستی داشته باشد.
حجتالاسلام مصباحموسوی با طرح این پرسش که «این افراد در کدام جنگ مشروع اسیر شدند؟» گفت: اگر قرار باشد کسی را کنیز بدانیم، باید روشن شود در کدام جنگِ مورد تأیید و تنفیذ امام معصوم(علیهالسلام) اسیر شده است. کدامیک از جنگها و فتوحات ـ اعم از فتوحات اموی یا آنچه به خلفا نسبت داده میشود ـ تحت اشراف و تنفیذ ائمه معصومین(علیهمالسلام) بوده است؟ افزون بر آن، آیا اساساً زنان و دخترانی که در این نقلها از آنان سخن میرود، کافر بودهاند؟ در بسیاری از موارد، این افراد از زنان و دختران مناطق اسلامی یا خانوادههای مسلمان همان نواحیاند. زن مسلمان که اسیر جنگی نمیشود و خرید و فروش او معنا ندارد.
وی با اشاره به نمونههایی از هجومهای غارتگرانه و ربایش انسانها افزود: در برخی مناطق ـ از جمله در دورههایی که جوامع اسلامی شکل گرفته و مردم مسلمان شده بودند ـ گزارشهایی از شبیخونها و ربایشهای دزدانه وجود دارد؛ به این معنا که گروههایی با سلطه و زور، زن و مرد را میربودند و در نقطه دیگری با عنوان «کنیز» و «برده» به فروش میرساندند.
حجتالاسلام مصباحموسوی تصریح کرد: در چنین وضعیتی، این افراد هرگز «اسیر جنگی» محسوب نمیشوند و بر اساس مبانی اعتقادی شیعه، «کنیز و برده قابل خرید و فروش» نبودهاند؛ بلکه انسانهای آزاد و حرّی هستند که به ستم در چنگ بردهفروشان افتاده و ناحق مانند کالا خرید و فروش شدهاند.
وی تأکید کرد: نمیتوان صرف اینکه شخصیتی در چند قرن پیش، عنوانی را درباره فردی به کار برده است، بدون تحقیق دوباره آن را پذیرفت. جامعه علمی شیعه، پویاست و باید امروز نیز این موضوعات بررسی شود. اساس سخن این است: اگر ملاک شرعیِ بردگی، اسارت در جنگ مشروعِ تنفیذشده توسط معصوم است، درباره بسیاری از این موارد، چنین جنگی نه رخ داده و نه قابل اثبات است؛ پس اطلاق «کنیز» بر آنان از اساس محل اشکال است.
این استاد حوزه در ادامه، به شبههای که گاه مطرح میشود پاسخ داد و گفت: اگر گفته شود پس چگونه ائمه معصومین(علیهمالسلام) آنان را «میخریدند»، پاسخ روشن است. خرید در این موارد برای فروش مجدد یا تداوم یک چرخه بردهداری نبود؛ بلکه پرداخت وجه به بردهفروش، در حقیقت برای نجات و رهایی آنان صورت میگرفت.
وی توضیح داد: این اقدام، مصداق «فَکّ رَقَبه» است؛ یعنی گشودن بند از گردن انسان و آزادسازی او. سپس اگر خودِ آن زن تمایل داشت، پس از آزادی، ازدواج نیز در چارچوب شرعی واقع میشد، در غیر این صورت نیز آن بزرگواران افراد را تحت تربیت دینی و اخلاقی قرار میدادند و شأن انسانی آنان را پاس میداشتند.
حجتالاسلام مصباحموسوی خاطرنشان کرد: «استنقاذ» مفهومی عامتر است که بر نجات یک فرد از خطر اسارت یا تنگنای تحمیلشده دلالت دارد. از همین رو، نباید کسانی را که در جنگهای پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) با کفار به اسارت درآمدهاند با افرادی که ربوده شده و دزدانه به بازارها آورده شدهاند، یکسان پنداشت.
وی به عنوان یکی از مستندات این نگاه، به نقلی از پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) اشاره کرد و گفت: از اهم مستندات این نظریه، قول شریف پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است که فرمود: «لا عبودیتَ لِلمُختَطَفین، إنّهم أحرارٌ مثلُ سائرِ الأحرار»؛ برای ربودهشدگان بندگی نیست، آنان آزادند مانند دیگر آزادگان.
وی افزود: اگر کسی در این عبارت تأمل کند، روشن میشود که ربودهشدگان ـ کسانی که با زور و دزدی به چنگ آمدهاند ـ اساساً «برده» به معنای فقهی و شرعی نیستند، بلکه «آزاد» محسوب میشوند.
حجتالاسلام مصباحموسوی، با اشاره به اینکه «فک رقبه» ریشه قرآنی دارد، گفت: این عمل، به فرایند کلی رهایی یک انسان از بندگی ـ از طریق هر هزینه و کوششی مانند خرید و آزادسازی ـ اشاره دارد. از این منظر، رفتار ائمه معصومین(علیهمالسلام) در این موارد، ناظر به نجات انسان از دست ستمگر و احیای شأن انسانی اوست، نه تثبیت یک تملک ظالمانه.
وی سپس برای تقریب ذهن، به نمونهای تاریخی درباره شبهه ازدواج امیرالمؤمنین(علیهالسلام) با خوله حنفیه اشاره کرد و گفت: در برخی نقلها، درباره ماجرای ربایش خوله حنفیه پس از حمله خالد بن ولید به قبیله بنیحنیفه و پیامدهای آن، پرسشها و شبهاتی مطرح شده است.
حجتالاسلام مصباحموسوی با اشاره به گزارشهای مربوط به تبیین حقیقت ماجرا توسط امام باقر(علیهالسلام) و احضار جابر بن عبدالله انصاری ـ به عنوان شاهد آن رخداد ـ افزود: در آن گزارشها، بر مسئله خواستگاری امیرالمؤمنین(علیهالسلام) و انجام عقد نکاح تأکید شده و این موضوع با عنوان «کنیز به دست آمده از جنگ مسلمانان با کفار» قابل توجیه نیست.
وی همچنین با بیان اینکه بخشی از تلاشهای پژوهشیاش در سالهای اخیر صرف تحقیق درباره شخصیت محمد بن حنفیه شده است، به روند نگارش و پیگیری انتشار مجموعه پژوهشی خود اشاره کرد و گفت: این پژوهشها برای بازخوانی دقیقتر تاریخ و زدودن برخی سوءبرداشتها و اتهامات تاریخی ضروری است؛ چراکه پرداختن گزینشی به حواشی و نادیده گرفتن بخش عمده واقعیتهای تاریخی، نه به فهم درست تاریخ کمک میکند و نه با انصاف علمی سازگار است.
استاد حوزه علمیه، در تبیین ابعاد سیره تاریخ تمدنی بانو «خیزران مریضیه» یا «خیزران نوبیه»، با تأکید بر اینکه بررسی این سیره نباید صرفاً در روایتهای تاریخیِ تولد، ازدواج و وفات محصور بماند، اظهار داشت: سیره تمدنی در این بحث، به معنای نگاه به زندگی بانو خیزران برای استخراج کنشها و واکنشهای بههنگام ایشان در مسیر حفظ تمدن اهلبیت(علیهمالسلام) است.
وی با اشاره به رویدادهای سرنوشتساز زندگی این بانو، افزود: خریده شدن توسط حضرت رضا(علیهالسلام)، آزاد شدن، استمرار ازدواج با خلیفهالله، توفیقِ حمل و پرورشِ حجتِ بعدیِ خداوند و اهتمام در رشد و بالندگیِ آن فرزند، همه در راستای سیره تمدنی ایشان است.
مدیریت بحران و حفظ شبکه وکالت در دوران اختناق
حجتالاسلام مصباحموسوی در تشریح دشواریهای این مسیر خاطرنشان کرد: تحمل سختیهای جدایی از همسر در ایام احضار امام رضا(علیهالسلام) به طوس، تحمل غم شهادت همسر در دیار غربت، دلداریِ تنها فرزند، و تحمل تبعید از مدینه به بغداد همراه با کودک خردسالی که حکومت پرقدرت عباسیان از او وحشت داشت و به همین دلیل او را تحت مراقبت شدید قرار داده بودند، نشاندهنده ابعاد مجاهدتهای این بانو است.
وی اضافه کرد: بانو خیزران، علاوه بر محافظت از امام، در حفظ شبکه وکالت و نمایندگان مخفی امام در شهرهای اهواز، قم، بغداد و کوفه نقش مستقیم داشت و با درایت کامل، فتنه دشمنان را دفع میکرد.
این استاد حوزه علمیه افزود: بانو خیزران با ایجاد بستری برای حضور امام در محافل و مجالس علما و رجال علمی جهت اطلاع از جایگاه علمی امام، نقش بزرگی در امنیت و حفظ حضرت ایفا کرد. این حرکت، یک روشِ مهم در مسیر رشد و شکوفایی خط مستقیم ولایت بود؛ چراکه اگر ایشان این کار را نمیکرد و کودک خردسالش را به مجالس علمی نمیبرد، آرزوی دربار عباسی برای از بین بردن نام و یاد حضرت محقق میشد. مدیریت بحرانِ ازدواجِ تحمیلی با دختر مأمون(امالفضل) که نهایتاً قاتل حضرت شد، و همراهی با امامی که گرفتار همسری کینهتوز بود، از دیگر ابعاد تمدنیِ کنشگریِ این بانوی بزرگ است که بدون معاضدت ایشان میسر نبود.
تحلیل جایگاه نهاد خانواده در تمدن اسلامی
وی در بخش دیگری از تحلیل خود پیرامون تفاوت فرهنگ و تمدن، گفت: فرهنگ به باورها، آداب و سبک زندگی گفته میشود، اما تمدن جنبههای ملموستر، ظریفتر و ساختاریِ جامعه را نشان میدهد. در اینجا نهاد خانواده اهلبیت(علیهمالسلام) به مثابه یک نهاد تمدنی عمل میکند که ارزشها، دانش و رهبری را بازتولید میکند. بانو خیزران با وجود اصالت افریقایی و غیرعرب، چنان تحت تعالیم امام موسی بن جعفر(علیهالسلام) قرار گرفت که در اوجِ توطئههای نظامی و سیاسیِ عباسیان، مدیریتِ عمیق و راهبردیِ خانواده امامت را بر عهده داشت.
ضرورت هوشمندی در شناسایی ظرفیتهای رهبری
حجتالاسلام مصباحموسوی با اشاره به ضرورت توجه به ظرفیتهای موجود در جامعه اسلامی، به یک نمونه مطالعاتی اشاره کرد و گفت: بنده در گذشته نامهای را خدمت آیتاللهالعظمی خامنهای فرستادم و در آن پیرامون شخصیتهایی مانند محمد بنحنفیه و دیگر مسائل تمدنی نکاتی را عرض کردم. ایشان با دقتِ نظری که داشتند و با درکِ آینده جهان اسلام، بر لزومِ شناخت دقیق قابلیتها تأکید داشتند. این نگاهِ دقیق، به ما میآموزد که اگر در شناخت ظرفیتها تردید کنیم، یا اهل مطالعه نیستیم و یا عناد داریم.
وی در نهایت تصریح کرد: الگوی بانو خیزران، الگوی یک زنِ غیرسیاسی اما راهبردی است. ایشان برخلاف برخی زنانِ دربار عباسی که در امور مملکتی مداخله میکردند، نماد نفوذ فرهنگی و معنوی است.
این استاد حوزه علمیه در پایان خاطرنشان کرد: سیره ایشان نشان میدهد که تمدنسازی فقط در معماری و اقتصاد خلاصه نمیشود، بلکه پرورشِ امام معصوم در خانه، حفظ شبکه مؤمنان و مدیریت بحرانها در عصر اختناق، از بزرگترین و ویژهترین سیره های قابل تقدیر و میراثهای تمدنی است که باید برای جامعه امروز الگو قرار گیرد.