حجتالاسلام سجاد کشاورز، مُبلّغ جهادی حوزه علمیه خراسان که از ابتدای جنگ رمضان بهصورت میدانی در شهرهای مختلف از جمله میناب، قم، تهران، کرج و اصفهان به فعالیتهای تبلیغی پرداخته است، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری این حوزه به تبیین مبانی فکری، وظایف حوزه در شرایط بحران و تجربههای عینی خود در میدان پرداخت.
وی در تشریح مبانی حضور خود در عرصههای میدانی تصریح کرد: از همان شب نخست، تصمیم گرفتم عمامه بر سرم باشد، لباس نظامی بر تنم، پوتین در پاهایم و اسلحه بر دوشم؛ این ترکیب برای من یک پیام روشن داشت؛ ما اهل فرار از صحنه نیستیم. آنچه از سال ۱۳۹۰ و آغاز مسیر طلبگی تا امروز مرا به میدانهای مختلف پیوند داده، بر چند رکن اساسی استوار است.
این مُبلّغ جهادی با بیان اینکه نخستین رکن حضور او «تکلیفمداری بیمرز» است، اظهار کرد: از اساتید خود آموختم که تکلیف یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه یک فرمان میدانی است. امروز نیز با وجود شرایط سخت و پس از شهادت رهبر انقلاب، تکلیف من تنها سخن گفتن نیست، بلکه ایستادن در میدان با تمام وجود است.
حجتالاسلام کشاورز «باور عمیق به امتداد راه شهدا» را دومین رکن فکری خود عنوان کرد و افزود: سالها راوی دفاع مقدس بودهام و همواره از حماسهها برای نسل جدید گفتهام؛ اما زمانی که در میناب و در کنار مدرسه شجره طیبه، با صحنههای تلخ و دیدن آثار جنایت مواجه شدم، روایتها برای خودم نیز معنای دیگری پیدا کرد. همانجا دو پرچم پاره و خونین را از زیر آوار بیرون آوردم و با خود عهد بستم این پرچمها تا پایان مسیر همراه من بمانند و روایتگر حقیقتی باشند که نباید فراموش شود.
وی «اعتقاد به وعده نصرت الهی» را سومین رکن حضور خود در میدان دانست و تصریح کرد: در طول سالهای تدریس تاریخ انقلاب اسلامی بارها برای طلاب تبیین کردهام که این ملت از دل بحرانها عبور کرده و سربلند بیرون آمده است. امروز نیز معتقدم باید همان باورها در میدان عمل اثبات شود و نمیتوان در چنین شرایطی در خانه یا پشت میز باقی ماند.
این مُبلّغ جهادی در ادامه با اشاره به تجربهای شخصی اظهار کرد: رکن چهارم برای من در شب سوم جنگ رقم خورد. در عالم رؤیا، رهبر شهیدمان را در هیئتی نورانی دیدم. ایشان در برابر من قرار گرفتند و پرسیدند: «آقای کشاورز! این روزها چه میکنی؟» گزارش فعالیتهای خود را ارائه کردم. سپس به دستور ایشان وارد حسینیه شدم و با تلفن همراه، روند کارهایم را نشان دادم. ایشان سه بار تأکید فرمودند «بیشتر کن» و سه بار نیز فرمودند «منتشرش کن». پس از این خواب، مسیر برای من کاملاً روشن شد و تا امروز خود را ملتزم به این دو دستور میدانم.
ضرورت تبدیل حوزه به قرارگاه سیار تبلیغی
حجتالاسلام کشاورز در بخش دیگری از این گفتوگو، با اشاره به وظایف حوزه علمیه در شرایط بحرانی تصریح کرد: حوزه علمیه باید از قالبهای صرفاً نهادی و اداری خارج شود و به یک قرارگاه سیار، منعطف و میدانی در عرصه تبلیغ تبدیل گردد.
وی با بیان اینکه «تربیت طلبه با حضور ترکیبی» نخستین ضرورت در این مسیر است، گفت: طلبه امروز باید بتواند همزمان چند نقش را از جمله رزمنده میدان، روحانی منبر، راوی رسانه و نیز مستندساز وقایع را ایفا کند؛ تجربه میدانی من که ۸۰ روز صبح در ایست بازرسی و عصر در بازار و شب در میدان حضور داشتم نشان داد که این نقشها قابل جمع هستند و باید در نظام آموزشی حوزه نهادینه شوند.
این مُبلّغ جهادی «توجه به ابزارهای نمادین و روایی» را دومین ضرورت دانست و تصریح کرد: در میدان تبلیغ، یک نماد واقعی و عینی گاهی اثرگذاری بسیار بیشتری از ساعتها سخنرانی دارد. زمانی که پرچمهای خونین و پاره را در جمع مردم نشان میدهم، واکنش احساسی و اجتماعی مخاطبان خود بهترین پاسخ به بسیاری از پرسشهاست. حوزه باید طلاب را برای استفاده صحیح از این ابزارها توانمند کند.
وی سومین محور را «نهادینهسازی روحیه انتشار و رسانهبودن طلبه» عنوان کرد و اظهار داشت: امروز هر طلبه یک رسانه است و نباید منتظر ساختارهای رسمی برای بازتاب فعالیتهای خود بماند. آموزش سواد رسانهای و تولید محتوا باید به یک ضرورت عمومی در حوزه تبدیل شود.
حجتالاسلام کشاورز با اشاره به اهمیت ادبیات حماسی در تبلیغ دینی گفت: استفاده از ادبیات ملی و حماسی، بهویژه مفاهیمی همچون شاهنامه و شخصیتهایی مانند رستم، ظرفیت مهمی برای ارتباط با نسل جدید و مخاطبان مختلف است. این سرمایه فرهنگی میتواند در خدمت تبلیغ دینی و تقویت هویت ملی قرار گیرد.
وی همچنین در بیان یکی از تأثیرگذارترین تجربههای میدانی خود اظهار کرد: یکی از عمیقترین صحنهها برای من مربوط به میناب و مدرسه شجره طیبه است. همچنین حضور در صحنه جمعآوری پیکر شهدای پدافندی در تهران، از جمله تجربههایی است که هیچگاه از ذهنم پاک نخواهد شد.
مُبلِغ جهادی حوزه علمیه خراسان در ادامه گفتوگوی خود به تشریح تأثیر حضور میدانی طلاب در عرصههای امنیتی و تبلیغی و نیز ظرفیتها و چالشهای جهاد تبیین پرداخت.
وی در پاسخ به این پرسش که حضور یک طلبه در ایستهای بازرسی یا نبردهای امنیتی چه تأثیری در نگاه مخاطب نسبت به جایگاه روحانیت ایجاد میکند، تصریح کرد: این سؤال بسیار مهمی است، زیرا دقیقاً به یک تحول در تصویر عمومی روحانیت اشاره دارد. سالهاست دشمن تلاش میکند دو تصویر غلط از روحانیت شیعه بسازد؛ یکی روحانیِ تشریفاتی و بیاعتنا به درد مردم، و دیگری روحانیِ گوشهنشین و بیخاصیت. حضور یک طلبه با لباس نظامی، پوتین و اسلحه در ایست بازرسی و میدان نبرد، هر دو این تصویرها را یکجا از بین میبرد.
این مُبلّغ جهادی با بیان اینکه حضور میدانی روحانیون پیام روشنی برای جامعه دارد، افزود: وقتی مردم مرا میبینند که از شب اول با عمامه، لباس نظامی، پوتین و اسلحه در میدان حاضر شدهام، یک پیام شفاف دریافت میکنند: جان طلبه از جان هیچکس عزیزتر نیست و امنیت و عزت مردم خط قرمز ماست. این تصویر، روحانیت را از یک جایگاه صرفاً صنفی جدا کرده و دوباره به متن جامعه بازمیگرداند.
حجتالاسلام کشاورز در ادامه با اشاره به یکی از خاطرات خود اظهار کرد: در یکی از شبهای بحرانی تهران، در ایست بازرسی مستقر بودم. خودرویی وارد شد که سرنشینان آن کاملاً مضطرب بودند. زمانی که مرا با آن هیئت دیدند، ابتدا متعجب شدند. یکی از آنان گفت: «شیخ! تو هم اینجایی؟» در پاسخ گفتم: مگر جای من جای دیگری است؟ مگر میشود جوانان ما در خیابان باشند و من در خانه بمانم؟ همان لحظه فضای سنگین تغییر کرد و یکی از آنان گفت: حالا فهمیدم چرا میگویند روحانیت سپر این کشور است. در نهایت همان افراد داوطلب کمک شدند.
وی با اشاره به تجربههای مشابه در مناطق جنوبی کشور نیز افزود: در تنگه هرمز و بنادر خلیج فارس نیز همین تجربه تکرار شد. حضور در کنار نیروهای نظامی با همان هیبت و آمادگی، موجب شکلگیری اعتماد دوطرفه شد؛ نیروهای مسلح روحانی را در کنار خود و در متن میدان میدیدند و مردم بومی نیز احساس میکردند که روحانیت در کنار آنان و در معرض همان خطرات قرار دارد. این همذاتپنداری، یکی از مؤثرترین ابزارهای ارتباطی و روانی در میدان است.
جهاد تبیین؛ از روایت تا نمایش حقیقت
این مُبلّغ جهادی در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره مؤثرترین شیوههای جهاد تبیین در مناطق دارای چالشهای امنیتی و اجتماعی اظهار کرد: جهاد تبیین صرفاً گفتن نیست، بلکه نشان دادن و به دل نشاندن است. تجربه من نشان داده است که مؤثرترین ابزارهای تبیین سه عنصر نماد عینی، روایت حماسی و حضور صادقانه است.
وی با بیان اینکه نمادهای عینی اثرگذاری عمیقی در ذهن مخاطب دارند، افزود: دو پرچم پاره و خونین که از زیر آوار مدرسه میناب بیرون آوردم، در عمل مؤثرترین ابزار تبیینی من بودهاند. هر جا شبههای درباره جنایات دشمن شکل میگیرد، به جای بحثهای طولانی، این نمادها را نشان میدهم. در چنین لحظهای دیگر نیاز به توضیح نیست؛ خودِ واقعیت سخن میگوید.
حجتالاسلام کشاورز «روایت حماسی و ملی» را دومین رکن جهاد تبیین دانست و تصریح کرد: استفاده از ادبیات مشترک ملی، بهویژه ادبیات حماسی، تأثیر شگفتانگیزی دارد. بارها در سخنرانیهای میدانی از اشعار شاهنامه و شخصیتهایی مانند رستم استفاده کردهام. هنگامی که این مفاهیم با واقعیتهای امروز پیوند میخورد، ارتباط عمیقی با مخاطب شکل میگیرد و نگاهها تغییر میکند.
وی «حضور صادقانه و بیچشمداشت» را سومین عامل موفقیت در جهاد تبیین عنوان کرد و گفت: وقتی مردم میبینند یک طلبه از سر درد و با اراده شخصی، ۸۰ شبانهروز در میدان حضور دارد، پذیرش کلام او برایشان بسیار بیشتر میشود.
این مُبلّغ جهادی در ادامه افزود: عامل چهارمی نیز در مسیر کار من اثرگذار بود؛ آن فرمانی که در خواب دریافت کردم. پس از آن تجربه، با روحیهای مضاعف خود را موظف میدانم که کار را بیشتر کرده و آن را منتشر کنم و همین نگاه در رفتار و کلام من جاری شد.
نقاط قوت و ظرفیتهای بدنه تبلیغی حوزه
حجتالاسلام کشاورز در پاسخ به پرسشی درباره ارزیابی نقاط قوت و ضعف بدنه تبلیغی در بزنگاههای اجتماعی اظهار کرد: بدنه تبلیغی حوزه دارای ظرفیتهای ارزشمندی است که مهمترین آن روحیه ایثار و ازخودگذشتگی است. بسیاری از طلاب بدون هیچ چشمداشت مالی و با انگیزه الهی در میدان حضور پیدا میکنند و این بزرگترین سرمایه ماست.
وی دومین نقطه قوت را «خلاقیت و خودجوشی» عنوان کرد و افزود: طلاب ما یاد گرفتهاند منتظر دستور و بخشنامه نمانند و بهصورت میدانی وارد عمل شوند. این خودجوشی یکی از نعمتهای مهم در عرصه تبلیغ است.
این مُبلّغ جهادی «توان تطبیق سریع با شرایط میدانی» را سومین ظرفیت مهم برشمرد و گفت: حضور همزمان در فضاهای مختلف از مستندسازی در میناب تا روایتگری در خلیج فارس و ایست بازرسی در تهران، نشان میدهد که این بدنه تبلیغی از انعطافپذیری بالایی برخوردار است؛ ظرفیتی که در هیچ نظام صرفاً آموزشی بهتنهایی قابل ایجاد نیست و در میدان شکل میگیرد.
حجتالاسلام کشاورز در ادامه به تبیین نقاط ضعف بدنه تبلیغی، آسیبهای گروههای جهادی و توصیههای خود به طلاب جوان پرداخت.
آسیبها و چالشهای فعالیتهای تبلیغی و جهادی
وی در بیان نقاط ضعف بدنه تبلیغی تصریح کرد: نخست، فقدان پشتیبانی لجستیک و رسانهای منسجم است. طلبهای که با جان و مال خود به میدان آمده، نباید نگران کرایه مسیر بعدی یا تدوین مستندهای خود باشد. اگر یک تیم حرفهای پشت سر مبلغان میدانی وجود داشت، فرمان «منتشرش کن» بسیار گستردهتر از وضعیت فعلی عملی میشد.
این مُبلّغ جهادی با اشاره به دومین آسیب افزود: محافظهکاری برخی مدیران در برابر الگوهای نوین تبلیغی از دیگر مشکلات است. برخی مدیران سنتی از دیدن طلبهای با لباس نظامی و اسلحه یا بهرهگیری از ادبیات حماسی خرسند نمیشوند، در حالی که در میدان امروز، همین الگوها اثرگذاری واقعی دارند.
حجتالاسلام کشاورز سومین ضعف را «کمبود آموزش روایتگری بحران» عنوان کرد و اظهار داشت: بسیاری از طلاب مستعد، حماسه خلق میکنند اما توان روایت صحیح آن را ندارند. لازم است در نظام آموزشی حوزه، دروس مرتبط با مستندسازی میدانی و ارتباطات بحران بهصورت رسمی گنجانده شود.
آسیبهای فعالیت گروههای جهادی
وی در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره مهمترین آسیبهای گروههای جهادی اظهار کرد: نخستین آسیب، غفلت از مستندسازی و نمادسازی است. بزرگترین سرمایه یک گروه جهادی، روایتهای نابی است که خلق میکند، اما اگر ثبت نشود در تاریخ گم خواهد شد. تجربه من در میناب نشان داد که میتوان یک حادثه را به یک سند زنده و ماندگار تبدیل کرد.
این مُبلّغ جهادی افزود: آسیب دوم، جزیرهای عمل کردن گروههاست. هر مجموعه بهصورت مستقل فعالیت میکند و گاهی موازیکاری رخ میدهد. امروز نیازمند یک شبکه منسجم از طلاب روایتگر هستیم تا تجربیات خود را به اشتراک بگذارند.
وی سومین آسیب را «فروکش کردن انگیزه در گذر زمان» دانست و تصریح کرد: پس از مدتی حضور در بحران، ممکن است شور اولیه کاهش یابد. راه مقابله با این مسئله، تزریق مستمر عنصر حماسه و یادآوری تجربههای میدانی است.
حجتالاسلام کشاورز، چهارمین آسیب را «خطر ورود به سیاستزدگی» عنوان کرد و گفت: جهاد فیسبیلالله مرز ظریفی با فعالیتهای جناحی دارد. در این ۸۰ روز، حتی یک بار نیز از هیچ جریان سیاسی نام نبردهام و تلاش کردهام روایت من صرفاً بر اساس حقیقت میدان و تجربه عینی باشد.
توصیهها به طلاب جوان برای ورود به تبلیغ میدانی
وی در ادامه و در پاسخ به پرسشی درباره توصیههای خود به طلاب جوان اظهار کرد: توصیههای من عصاره تجربه ۸۰ شبانهروز حضور میدانی و نیز آن تجربه معنوی در شب سوم جنگ است.
این مُبلّغ جهادی نخستین توصیه خود را «اخلاص و بیچشمداشت بودن» دانست و افزود: این مسیر، مسیر پول و مقام نیست. در این مدت حتی یک ریال از هیچ نهادی دریافت نکردهام و تمام هزینهها از جیب شخصی بوده است. ارزش این هزینهها در ماندگاری روایت خون شهداست.
وی دومین توصیه را «تسلح به نماد و ادبیات حماسی» عنوان کرد و گفت: گاهی یک پرچم خونین واقعی، اثرش از ساعتها سخنرانی بیشتر است. طلبه باید تاریخ، ادبیات حماسی و ظرفیتهای فرهنگی را بشناسد و بتواند میان گذشته و امروز پیوند برقرار کند.
حجتالاسلام کشاورز با بیان اینکه سومین توصیه او «پذیرش هویت ترکیبی طلبه» است، اظهار کرد: عمامه، لباس نظامی، منبر و میدان، در نگاه امروز قابل جمع هستند و این ترکیب یک ضرورت است. نباید از قضاوتهای محافظهکارانه هراس داشت، زیرا مردم این تصویر را میفهمند و آن را میپذیرند.
وی چهارمین توصیه را «اتکای مستقیم به رسانه شخصی» دانست و تصریح کرد: امروز هر طلبه یک رسانه است و نباید منتظر تأیید یا پوشش رسمی نهادها بماند. روایت باید مستقیم و بیواسطه منتشر شود.
این مُبلّغ جهادی افزود: پنجمین توصیه من «افزایش دائمی تلاش و روایت» است. همانگونه که در آن تجربه معنوی به من گفته شد، باید بیشتر کار کرد و بیشتر روایت کرد. هیچ میزان فعالیتی کافی نیست و مسیر باید پیوسته ادامه یابد.
حجتالاسلام کشاورز در پایان ششمین توصیه خود را توجه به پشتوانه علمی و معنوی عنوان کرد و گفت: تبلیغ میدانی بدون پشتوانه علمی و معنوی دوام ندارد. آنچه این مسیر را ماندگار میکند، اتصال به علم، عبادت و معنویت است.