به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، مریم محمدی، استاد و پژوهشگر تدبر در سیره ترتیبی و موضوعی، در پانزدهمین پیشنشست همایش بینالمللی «مادران اهلبیت علیهمالسلام؛ سیره، شخصیت و الگوبخشی در جهان معاصر» که با محوریت تاریخ و سیره حضرت فاطمه زهرا سلاماللهعلیها برگزار شد، به تبیین موضوع «شکوه عقلانیت در سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها» پرداخت.
وی در آغاز سخنان خود با قدردانی از برگزارکنندگان این نشست، اظهار کرد: امیدوارم خداوند متعال به همه ما، توفیق دهد تا با گامهایی که در عرصه پژوهش برمیداریم، زمینه تحقق اندیشه ناب امام شهید را که همواره بر الگوی سوم زن و تراز اسلامی تأکید داشتند، فراهم کنیم و بتوانیم برای زنان جهان الگوسازی کنیم.
محمدی با بیان اینکه تاکنون سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها از ابعاد مختلف مورد پژوهش قرار گرفته است، گفت: درباره ابعاد اخلاقی، تربیتی، خانوادگی، اجتماعی و سیاسی شخصیت حضرت آثار فراوانی نگاشته شده، اما کمتر به سیره ایشان از منظر عقلانیت پرداخته شده است. به دلیل همین خلأ، این زاویه را برای پژوهش انتخاب کردیم تا عملکردها و نقشآفرینیهای حضرت را از این منظر بررسی کنیم.
این پژوهشگر حوزوی ادامه داد: اگر دقیق نگاه کنیم، همه ابعاد شخصیتی حضرت، ریشه در عقلانیت ایشان دارد؛ زیرا هنگامی که عقل بر وجود انسان حاکم باشد، همه ابعاد شخصیت و رفتارهای او تحت تأثیر آن قرار میگیرد.
وی درباره انتخاب عنوان «شکوه عقلانیت» نیز اظهار کرد: بانوان نسبت به آقایان از گستره عواطف و احساسات وسیعتری برخوردارند. از اینرو، اگر بانویی بتواند عقل را بر احساسات و عواطف خود حاکم کند، جلوه عقلانیت در وجود او نمود بیشتری خواهد داشت. به همین دلیل، عقلانیت در سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها با شکوه و درخششی ویژه تجلی یافته و ایشان در میان بانوان، فاتح این قله هستند.
محمدی در ادامه، با مروری بر سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها، گفت: برای شناخت جلوههای عقلانیت در شخصیت حضرت، ابتدا باید نگاهی اجمالی به سیره ایشان داشته باشیم.
وی افزود: اهمیت این بحث از آن جهت است که حضرت زهرا سلاماللهعلیها در میان چهارده معصوم علیهمالسلام، کوتاهترین عمر را داشتند. حتی اگر بیشترین عمر نقلشده برای ایشان، یعنی ۲۲ یا ۲۳ سال را بپذیریم، این مدت برای انجام چنین نقشآفرینیهای عظیمی بسیار کوتاه است و همین مسئله نشان میدهد که حضرت از همان آغاز، با رویکردی عقلانی و حسابشده مسیر زندگی خود را پیمودند.
این استاد و پژوهشگر با تقسیم سیره حضرت به دو دوره «عصر رسالت» و «عصر امامت» اظهار کرد: نقش حضرت در هر دو دوره، نقش حمایتی است؛ با این تفاوت که در عصر رسالت، حمایت از رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و در عصر امامت، حمایت از ولایت و امامت را بر عهده داشتند.
وی با اشاره به دوران حضور حضرت در مکه گفت: نخستین جلوه این حمایت، خود وجود حضرت است؛ چراکه نزول سوره کوثر در پاسخ به نسبت «ابتر» بودن پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله صورت گرفت و خداوند با عطای وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیها، بقای نسل پیامبر را تضمین کرد.
محمدی ادامه داد: لقب «امابیها» نیز بیانگر حمایت عاطفی حضرت از پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، بهویژه پس از رحلت حضرت خدیجه سلاماللهعلیها است؛ حمایتی که چنان تأثیرگذار بود که پیامبر این لقب را به ایشان عطا کردند.
وی با اشاره به دوران شعب ابیطالب نیز اظهار کرد: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، تهدید محاصره اقتصادی را به فرصتی برای تربیت مسلمانان تبدیل کردند و حضرت خدیجه و حضرت زهرا سلاماللهعلیهما، در کنار پیامبر، مسئولیت هدایت فرهنگی و تربیتی بانوان را بر عهده داشتند که این امر، جلوهای از مرجعیت علمی حضرت به شمار میرود.
محمدی درباره دوران مدینه نیز گفت: با تشکیل خانواده، حضرت زهرا سلاماللهعلیها مسئولیتهای سنگین خانوادگی را بر عهده گرفتند و در شرایطی که امیرالمؤمنین علیهالسلام در بیشتر جنگها همراه پیامبر حضور داشتند، حضرت با مدیریت خانواده، زمینه مجاهدتهای آن حضرت را فراهم کردند و بدینترتیب، به صورت غیرمستقیم از رسالت پیامبر حمایت کردند.
وی افزود: حضرت زهرا سلاماللهعلیها در مدینه علاوه بر مرجعیت علمی، از مرجعیت اجتماعی نیز برخوردار بودند و مردم، بهویژه بانوان، برای پاسخ به مسائل علمی و حتی رفع نیازهای اجتماعی و مالی به ایشان مراجعه میکردند.
این استاد و پژوهشگر با اشاره به دوران کوتاه امامت اظهار کرد: هرچند این دوره تنها حدود ۹۵ روز به طول انجامید، اما حضرت در همین مدت نیز با ایراد خطبه فدکیه، از حقانیت قرآن، رسالت پیامبر و امامت امیرالمؤمنین علیهالسلام دفاع کردند و این خطبه، جامعترین جلوه حمایت ایشان از ولایت به شمار میرود.
محمدی سپس با ورود به بحث عقلانیت در شخصیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها، اظهار کرد: برای شناخت جلوههای عقلانیت، ابتدا باید با مفهوم عقل و اقسام آن آشنا شویم.
وی افزود: عقل به دو بخش «عقل موهبتی» و «عقل اکتسابی» تقسیم میشود. عقل موهبتی همان سرمایه فطری است که خداوند در وجود همه انسانها قرار داده و همه انسانها در این جهت مشترک هستند؛ اما تفاوت انسانها در عقل اکتسابی است؛ عقلی که با تلاش، اراده، آگاهی و خردورزی رشد میکند.
وی ادامه داد: عقل اکتسابی نیز دارای دو بخش عقل نظری و عقل عملی است. عقل نظری مربوط به اندیشه انسان است و وظیفه آن رساندن انسان به یقین در جهانبینی و اعتقادات است؛ یقینی که باید نسبت به خداوند، انسان، جهان، طبیعت و آخرت حاصل شود.
محمدی خاطرنشان کرد: افزون بر یقین در جهانبینی، انسان باید به یقین در جامعهنگری نیز برسد. بر اساس آموزههای قرآن، جامعه دارای هویت مستقل، حیات و ممات و قابلیت تحول است و این تحولات بر اساس سنتهای الهی شکل میگیرد.
وی تأکید کرد: شناخت این سنتهای الهی، نقش مهمی در آرامش انسان در برابر تحولات اجتماعی دارد و بسیاری از اضطرابها و ناآرامیها، ناشی از ناآگاهی نسبت به همین سنتهاست.
محمدی با اشاره به شرایط امروز جامعه، اظهار کرد: اگر به سخنان رهبر شهید دقت کنیم، همواره بر باور به وعدههای الهی تأکید داشتند و خود نیز به همین وعدهها ایمان داشتند؛ از همین رو، همواره آرامش داشتند و تأکید میکردند که در برابر حوادث باید آرام بود، زیرا این مسیر بر اساس سنتهای الهی پیش میرود.
استاد و پژوهشگر حوزوی، در ادامه با اشاره به سنتهای الهی در تحولات اجتماعی اظهار کرد: فراز و نشیبها در مسیر حرکت یک جامعه به سوی قلههای پیشرفت، امری طبیعی است. همانگونه که در پیام رهبر معظم انقلاب، که چند روز پیش در قدردانی از حضور مردم در مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید صادر شد، بر این حقیقت تأکید شده است. ایشان در بخشی از این پیام فرمودند که با امام شهیدمان عهد میبندیم که همچون او به بشارتها و وعدههای الهی دل ببندیم. دل بستن به وعدههای الهی، به معنای ایمان داشتن به آنهاست و ایمان نیز از شناخت سرچشمه میگیرد. هنگامی که انسان به سنتهای الهی یقین پیدا کند، مرحله بعد باور و ایمان به آنهاست و همین باور و ایمان است که کمک میکند تحولات جامعه بهدرستی تحلیل شود.
وی با بیان اینکه در عقل نظری از یقین با عنوان «جزم» یاد میشود، افزود: یقین در عرصه عمل «عزم» نام دارد؛ همان اراده و تصمیمی که انسان را به انجام رفتار سوق میدهد. عزم نیز دو گونه است؛ عزم فردی و عزم جمعی. عزم فردی روشن است؛ زمانی که عقل نظری بر پایه شناخت صحیح شکل گرفته باشد، عقل عملی نیز بر همان اساس رفتار انسان را سامان میدهد و نتیجه آن، بروز رفتارهای عاقلانه خواهد بود.
این استاد و پژوهشگر حوزوی ادامه داد: در کنار عزم فردی، عزم جمعی نیز مطرح است که امروز در شرایط جامعه، با عنوان «عزم ملی» از آن یاد میشود. حضور مردم در اجتماعات و صحنههای مختلف، جلوهای از همین عزم ملی و اراده جمعی است. این حضورها نشاندهنده عزم جامعه در دفاع از آرمانها و خونخواهی رهبر شهید است و همگی از همین اراده جمعی ریشه میگیرد.
وی خاطرنشان کرد: هنگامی که عقل نظری و عقل عملی انسان به شکوفایی برسد، عقلانیت در رفتار او به صورت عبودیت و بندگی ظهور پیدا میکند. در حقیقت، بندگی خداوند نشانه عقلانیت است. دلیل این مطلب نیز فرمایش امام صادق علیهالسلام است که در تعریف عقل میفرمایند: «العقل ما عبد به الرحمن»؛ عقل آن چیزی است که به وسیله آن خداوند عبادت میشود.
محمدی با بیان اینکه بندگی دارای دو شاخه عبادت و اطاعت است، تصریح کرد: در روایات آمده است که حضرت زهرا سلاماللهعلیها عابدترین فرد خاندان خویش بودند و همگان شنیدهایم که آن حضرت آنقدر به نماز میایستادند که پاهای مبارکشان متورم میشد. از سوی دیگر، اطاعت ایشان از خداوند نیز به اندازهای بود که تنها به خودشان محدود نمیشد، بلکه در حمایت از همسرشان نیز جلوه داشت. پس از ازدواج حضرت زهرا سلاماللهعلیها با امیرالمؤمنین علیهالسلام، پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله از حضرت علی علیهالسلام درباره همسرشان سؤال کردند و ایشان فرمودند: «نِعمَ العَونُ عَلی طاعَةِ الله»؛ چه یاور نیکویی برای اطاعت خداوند است. این تعبیر نشان میدهد که حضرت زهرا سلاماللهعلیها افزون بر بندگی خدا، یاور و پشتیبان همسر خویش در مسیر اطاعت الهی بودند.
ملکه عقلانی؛ ثمره تثبیت عقلانیت در وجود انسان
وی اظهار کرد: اگر عقلانیت در شخصیت انسان، با تکرار شناختهای یقینی و عمل بر اساس آنها تثبیت شود، ملکهای عقلانی یا همان ملکه فاضله در وجود او شکل میگیرد؛ همان ویژگیای که در کتابهای اخلاقی از آن یاد شده و صاحبان آن در قرآن کریم با عنوان «اولوالالباب» معرفی شدهاند.
محمدی سپس با تشریح الگوی بررسی سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها گفت: مدلی که برای ورود به سیره آن حضرت انتخاب شده، بر چهار لایه وجودی استوار است؛ شناخت، انگیزه یا عواطف، رفتار و تمدن یا اثرگذاری در تاریخ. این چهار لایه در وجود حضرت زهرا سلاماللهعلیها قابل بررسی است. علت انتخاب این مدل آن است که همه انسانها از این چهار لایه برخوردارند و همین امر، الگوگیری از سیره حضرت را آسان و منسجم میکند؛ به گونهای که هر فرد میتواند وظیفه خود را در هر یک از این ساحتها بشناسد.
وی افزود: این لایهها از یکدیگر جدا نیستند، بلکه هر یک مقدمه لایه بعدی است. شناخت، زمینهساز انگیزه است؛ انگیزه، رفتار را شکل میدهد و رفتارهای ماندگار نیز تمدن را پدید میآورند. اگر بخواهیم این ارتباط را به صورت تصویری ترسیم کنیم، شناخت در مرکز قرار دارد، سپس انگیزه، بعد رفتار و در نهایت تمدن؛ چهار لایهای که همگی بر یکدیگر اثرگذارند.
وی با ورود به نخستین لایه، یعنی شناخت، اظهار کرد: مقصود از شناخت عقلانی، شناختی است که بر یقین استوار باشد. البته شناخت میتواند غیرعقلانی نیز باشد؛ مانند شناخت احساسی یا شناخت آمیخته با شک و تردید. بنابراین، شاخصه اصلی شناخت عقلانی، رسیدن به یقین است؛ یقینی که هم در جهانبینی و هم در جامعهنگری جلوه پیدا میکند.
محمدی تصریح کرد: یکی از نشانههای شناخت عقلانی، تبیین استدلالی است؛ یعنی انسان هم مطلبی را با دلیل بپذیرد، هم با دلیل رد کند و هم با دلیل تبیین نماید. نمونه روشن این ویژگی در سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها، خطبه فدکیه است.
وی افزود: اگر شرایط ایراد این خطبه را در نظر بگیریم، روشن میشود که حضرت در چه وضعیت دشوار و آکنده از اندوهی قرار داشتند. پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، تنها یادگار ایشان، در فاصلهای کوتاه با حوادث تلخ و فتنههای اجتماعی روبهرو شده بود. طبیعی بود که اگر احساسات بر انسان غلبه کند، سخن خود را با بیان رنجها و مصائب شخصی آغاز کند؛ اما حضرت خطبه را با حمد و ثنای الهی آغاز میکنند، سپس با استدلال، توحید را تبیین میفرمایند، فلسفه آفرینش را بیان میکنند، به فلسفه بعثت انبیا میپردازند، رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله را تشریح میکنند و پس از آن، جایگاه قرآن، احکام الهی و فلسفه برخی از واجبات، همچون نماز، روزه و زکات را توضیح میدهند.
وی ادامه داد: حضرت در ادامه خطبه نیز هنگام طرح مسئله فدک، استدلال خود را بر پایه آیات قرآن بنا میکنند و برای اثبات حقانیت سخن خویش، به کتاب الهی استناد میفرمایند. این شیوه، جلوهای روشن از یقینمحوری و عقلانیت در سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیهاست.
محمدی در بخش دیگری از سخنان خود، جامعهنگری حضرت را نمونه دیگری از شناخت عقلانی دانست و گفت: یکی از نشانههای عقلانیت آن است که انسان هم گذشته را در نظر بگیرد و هم آینده و پیامدهای تصمیمهای خود را بسنجد. متأسفانه امروز در جنگ فرهنگی، برخی شعارها مانند «یهویی زندگی کن» یا «به گذشته و آینده فکر نکن» ترویج میشود که دقیقاً نقطه مقابل عقلانیت است؛ در حالی که عقلانیت اقتضا میکند انسان هم از گذشته عبرت بگیرد و هم آینده را ببیند.
وی افزود: حضرت زهرا سلاماللهعلیها در خطبه فدکیه، مردمی را که گذشته خود را فراموش کرده بودند، به یاد روزگار جاهلیت، نعمت بعثت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و مجاهدتهای رسول خدا و امیرالمؤمنین علیهالسلام میاندازند و آنان را از غفلت نسبت به تاریخ خود برحذر میدارند.
این استاد حوزه ادامه داد: حضرت تنها به یادآوری گذشته بسنده نکردند، بلکه آینده را نیز ترسیم کردند. در خطبهای که در جمع زنان مدینه و هنگام عیادت آنان از حضرت ایراد شد، پس از اظهار نارضایتی از عملکرد مردان مدینه، دلایل این موضع را بیان کردند و آینده جامعه را در دو صورت ترسیم فرمودند؛ نخست، آیندهای که در صورت پذیرش ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام رقم میخورد و دوم، آیندهای که در اثر کنار گذاشتن ایشان در انتظار جامعه خواهد بود.
وی گفت: حضرت میفرمایند اگر مردم، امیرالمؤمنین علیهالسلام را میپذیرفتند، هرگاه از مسیر حق فاصله میگرفتند، ایشان آنان را به راه درست بازمیگرداند، جامعه را با آرامش هدایت میکرد، خیرخواه مردم بود و آنان را از برکات الهی بهرهمند میساخت. سپس با استناد به آیه شریفه «وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنَا عَلَيْهِمْ بَرَكَاتٍ مِنَ السَّمَاءِ وَالْأَرْضِ»، این حقیقت را بیان میکنند که ایمان و تقوا، زمینه نزول برکات الهی بر جامعه است.
محمدی خاطرنشان کرد: حضرت در ادامه، آینده جامعهای را که از ولایت امیرالمؤمنین علیهالسلام روی گردان شده بود نیز ترسیم میکنند و نسبت به پیامدهای این تصمیم هشدار میدهند. ایشان فتنه را به شتری تشبیه میکنند که به جای شیر، خون خواهد داد و مردم را از سلطه ستمگران، گسترش ظلم و حوادث تلخی که در آینده در انتظار جامعه خواهد بود، بیم میدهند؛ حوادثی که بعدها در تاریخ اسلام به وقوع پیوست و نمونههای آن در رخدادهایی همچون واقعه حره آشکار شد.
محمدی با اشاره به پیامدهای بیتوجهی به حقیقت، اظهار کرد: قرآن کریم تصریح میکند که چنین افرادی نهتنها در دنیا بهرهای از خیر نخواهند داشت، بلکه در آخرت نیز گرفتار عذاب الهی خواهند شد.
وی افزود: نباید گمان کنیم که میتوان بدون توجه به این هشدارها، با آرامش در جامعه زندگی کرد؛ چراکه آنچه قرآن بیان کرده، در طول تاریخ نیز به روشنی تحقق یافته است.
این استاد حوزه و دانشگاه سپس با تبیین آثار شناخت عقلانی، گفت: اگر شناخت انسان بر پایه عقل و یقین استوار شود، نتیجه طبیعی آن دستیابی به آرامش ذهنی خواهد بود. ذهنی که از شک، شبهه و تلاطمهای فکری رهایی پیدا کند. امروز جامعه با بمباران گسترده اطلاعات مواجه است، اما در عین حال از آرامش ذهنی فاصله گرفته؛ زیرا اطلاعات فراوان است، اما بسیاری از آنها به یقین منتهی نمیشوند و فضای مجازی نیز در تشدید این وضعیت نقش پررنگی ایفا میکند. ازاینرو، شناخت عقلانی انسان را به آرامش ذهنی میرساند.
عواطف عقلانی؛ ثمره شناخت یقینی
این پژوهشگر ادامه داد: لایه بعدی، عواطف عقلانی است. مقصود از این بحث آن است که شناخت، بر عواطف اثرگذار است. هنگامی که عقلانیت بر لایه شناختی انسان حاکم شود، مدیریت عواطف نیز بر پایه عقل شکل میگیرد. عواطف میتوانند ریشه در غرایز، نفسانیات و احساسات داشته باشند و یا برخاسته از عقلانیت باشند.
وی با اشاره به سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها تصریح کرد: عواطف حضرت کاملاً عقلانی بود و در دو محور توحید و ولایت جهت پیدا کرده بود. احساسات ایشان بر اساس شناخت یقینی، به سوی توحید و ولایت هدایت میشد.
محمدی با استناد به روایتی درباره جایگاه حضرت زهرا سلاماللهعلیها اظهار داشت: خداوند رضایت خود را در رضایت حضرت زهرا سلاماللهعلیها و ناخشنودی خود را در ناخشنودی ایشان قرار داده است. این نشان میدهد که احساسات حضرت آنچنان بر مدار عقلانیت و حقیقت سامان یافته بود که به معیار الهی تبدیل شد؛ به گونهای که اگر کسی بخواهد رضایت الهی را بشناسد، باید رضایت حضرت زهرا سلاماللهعلیها را معیار قرار دهد.
وی در ادامه، گریههای حضرت زهرا سلاماللهعلیها را نمونهای از عواطف عقلانی دانست و گفت: گریه، رفتاری عاطفی است، اما گریههای حضرت صرفاً ناشی از فقدان پدر نبود. مرثیهها و تعبیراتی که ایشان به کار میبردند، همگی جایگاه رسالت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و مسئله ولایت را تبیین میکرد و به این گریهها جهت ولایی میبخشید.
این استاد حوزه علمیه با جمعبندی این بخش افزود: در حوزه عواطف، دو شاخه اصلی «حب» و «بغض» مطرح است. اگر حب و بغض انسان بر پایه شناخت عقلانی جهتدهی شود، همان چیزی تحقق پیدا میکند که در فروع دین از آن با عنوان «تولی» و «تبری» یاد شده است. در حقیقت، حتی نظام عاطفی انسان نیز در معارف اسلامی بر پایه عقلانیت مهندسی شده است.
وی با اشاره به حدیثی از حضرت زهرا سلاماللهعلیها ادامه داد: آن حضرت محبوبترین امور نزد خود را تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا صلیاللهعلیهوآله و انفاق در راه خدا معرفی میکنند؛ اموری که همگی یا رنگ توحیدی دارند یا جهتگیری ولایی.
محمدی نتیجه این بخش را دستیابی به آرامش قلبی دانست و گفت: اگر عواطف انسان بر اساس عقلانیت شکل بگیرد، قلب انسان به آرامش میرسد. قلب، مرکز عواطف است و هنگامی که احساسات در مسیر صحیح قرار گیرند، انسان از تردیدها و اضطرابهای درونی نجات پیدا میکند؛ همان آرامش قلبی که امروز یکی از نیازهای جدی جامعه به شمار میرود.
وی با ورود به بحث رفتار عقلانی حضرت زهرا سلاماللهعلیها اظهار کرد: رفتار نیز بر پایه انگیزه شکل میگیرد و هنگامی که عواطف عقلانی شوند، رفتار عقلانی نیز بروز پیدا میکند. رفتارهای حضرت را میتوان در دو عرصه خانواده و جامعه بررسی کرد.
وی افزود: در بُعد فردی، رفتار حضرت بر محور عبودیت استوار بود و در محیط خانواده نیز نخستین جلوه عقلانیت ایشان، تربیت عقلانی فرزندان بود.
محمدی با اشاره به تربیت حضرت زینب سلاماللهعلیها گفت: تربیت دختر عاقل، دشوارتر از تربیت پسر عاقل است؛ زیرا دامنه احساسات در دختران گستردهتر است. تربیت دختری هنرمند آسانتر از تربیت دختری است که عقلانیت بر وجود او حاکم باشد، اما حضرت زهرا سلاماللهعلیها، حضرت زینب سلاماللهعلیها را تربیت کردند که به «عقیله بنیهاشم» شهرت یافت و این خود گواهی روشن بر تربیت عقلانی ایشان است.
وی ادامه داد: حضرت زینب سلاماللهعلیها به صبر شناخته میشوند و صبر نیز از نشانههای عقل است. بر اساس روایات، حقیقت صبر همان عقل است و حتی در حدیثی آمده است که خداوند بخش عمدهای از صبر را به زنان عطا کرده و این نشان میدهد که زمینه این بُعد از عقلانیت در وجود بانوان ظرفیت ویژهای دارد.
این استاد حوزه علمیه در ادامه به شخصیت امام حسن مجتبی علیهالسلام اشاره کرد و گفت: پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله درباره ایشان فرمودند اگر عقل در قالب یک انسان مجسم میشد، همان امام حسن علیهالسلام بود. این تعبیر نشان میدهد که سراسر وجود آن حضرت، جلوه عقلانیت بوده است.
وی همچنین حدیثی از امام حسن علیهالسلام نقل کرد و افزود: آن حضرت میفرمایند: «سرآمد عقل، معاشرت نیکو با مردم است.» بنابراین، یکی از مهمترین نشانههای عقل اجتماعی، شیوه تعامل انسان با دیگران است.
محمدی درباره امام حسین علیهالسلام نیز اظهار داشت: در زیارت اربعین، امام صادق علیهالسلام از حضرت اباعبدالله الحسین علیهالسلام با عنوان «محل شکوفایی عقلانیت مؤمنان» یاد میکنند. همچنین آیتالله جوادی آملی در کتاب «شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسین» به همین موضوع پرداختهاند.
وی با اشاره به حدیثی از امام حسین علیهالسلام گفت: آن حضرت میفرمایند عقل انسان جز با پیروی از حق کامل نمیشود. این فرزندان حضرت زهرا سلاماللهعلیها، خود بهترین گواه بر تربیت عقلانی آن حضرت هستند.
محمدی سپس به جلوههای عقلانیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها در عرصه اقتصاد پرداخت و اظهار کرد: یکی از این جلوهها، مقاومت اقتصادی در دوران تحریم شعب ابیطالب بود. حضرت در آن شرایط سخت، نمونهای از عقلانیت اقتصادی را به نمایش گذاشتند.
وی اقتصاد مقاومتی را جلوه دیگری از این عقلانیت دانست و افزود: اقتصاد مقاومتی به معنای خودکفایی و وابسته نبودن به بیگانگان است؛ همان اصلی که رهبر معظم انقلاب نیز همواره بر آن تأکید داشتهاند. این رویکرد، نشانهای از عقلانیت در عرصه اقتصاد است.
این پژوهشگر ادامه داد: حضرت زهرا سلاماللهعلیها در عرصه جهاد اقتصادی نیز حضوری فعال داشتند و با فعالیتهای اقتصادی خود، در تأمین معیشت خانواده نقشآفرینی میکردند. افزون بر آن، با وقف اموال خود، جریانسازی اقتصادی انجام دادند و تنها به زمان حیات خویش نیندیشیدند، بلکه آینده نسلهای بعد را نیز مدنظر قرار دادند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود، به جلوههای عقلانیت اجتماعی حضرت زهرا سلاماللهعلیها اشاره کرد و گفت: یکی از مهمترین جلوههای این عقلانیت، مرجعیت اجتماعی ایشان بود. حضرت با انفاقهای خود، مصالح عمومی جامعه را در نظر میگرفتند و اجازه نمیدادند مشکلات اقتصادی، زمینه گرایش افراد به جبهه باطل را فراهم کند. رعایت مصلحت جامعه، از مهمترین نشانههای عقلانیت اجتماعی است.
محمدی عدالت اجتماعی را از دیگر جلوههای عقلانیت حضرت برشمرد و اظهار داشت: حضرت در خطبه فدکیه میفرمایند خداوند عدالت را برای ایجاد هماهنگی میان دلها قرار داده است. هرگاه جامعه بر محور حق و قانون حرکت کند، عدالت اجتماعی تحقق مییابد و فاصلهها و شکافهای طبقاتی کاهش پیدا میکند؛ اما اگر نفسانیات بر جامعه حاکم شود، نتیجه آن ظلم، اختلاف و دوری دلها از یکدیگر خواهد بود.
وی در ادامه، حمایت از ولایت را مهمترین جلوه سیاست عقلانی حضرت زهرا سلاماللهعلیهاست دانست و افزود: حضرت پس از رحلت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله میتوانستند تنها به زندگی شخصی و خانواده خود بپردازند، اما تصمیم عقلانی ایشان، حمایت از ولایت بود. ایشان با وجود آنکه میدانستند مردم از ایشان حمایت نخواهند کرد، برای اتمام حجت وارد میدان شدند؛ چنانکه در خطبه فدکیه نیز به این مسئله تصریح میکنند.
محمدی خاطرنشان کرد: حضرت زهرا سلاماللهعلیها در مسیر دفاع از ولایت، جان خود را فدا کردند و اگر بخواهیم با ادبیات امروز این حقیقت را بیان کنیم، باید گفت که ایشان «جانفدای ولایت» شدند.
وی نتیجه رفتار عقلانی را دستیابی به «سیره مستمر» دانست و گفت: انسانی که رفتارهایش بر پایه عقلانیت شکل گرفته باشد، دارای منش ثابت و قابل پیشبینی است؛ برخلاف کسانی که رفتارهای متغیر و متناقض دارند و تعامل با آنان برای خانواده و جامعه دشوار است.
محمدی در ادامه، آخرین جلوه عقلانیت حضرت زهرا سلاماللهعلیها را «تمدن عقلانی» عنوان کرد و اظهار داشت: حضرت تنها به زمان خود نمیاندیشیدند، بلکه آیندهنگری داشتند. یکی از جلوههای این آیندهنگری، کوثر بودن ایشان است که موجب تداوم نسل پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله شد.
وی ابداع برخی مظاهر تمدنی را از دیگر جلوههای این عقلانیت برشمرد و افزود: تسبیح حضرت زهرا سلاماللهعلیها، شیوه تشییع و تدفین، نوع پوشش و دیگر میراثهای بر جای مانده از ایشان، همگی به الگوهایی تمدنی تبدیل شدند که در طول تاریخ استمرار یافتهاند.
این پژوهشگر ادامه داد: وصیت حضرت درباره تشییع شبانه و مخفی ماندن مزار شریفشان نیز جلوهای از آیندهنگری بود؛ زیرا این اقدام، پرسشی ماندگار در تاریخ ایجاد کرد تا آیندگان درباره چرایی این رخداد بیندیشند و حقیقت را جستوجو کنند.
وی نتیجه تمدن عقلانی را تحقق فرهنگ ماندگار دانست و گفت: هر تمدنی که بر پایه عقلانیت و حکمت شکل گیرد، ماندگار خواهد بود؛ همانگونه که تمدن غرب بر مبانی خود حرکت میکند و تمدن اسلامی نیز باید بر پایه عقلانیت و حکمت پیش برود.
محمدی تأکید کرد: اگر بخواهیم از سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها الگوبرداری کنیم، باید تصمیمها و رفتارهای خود را بر پایه عقلانیت بنا کنیم و حتی در اوج شادی یا اندوه، از تصمیمگیریهای احساسی پرهیز داشته باشیم.
این استاد حوزه علمیه در پایان خاطرنشان کرد: اگرچه تاکنون سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها از زوایای مختلف مورد بررسی قرار گرفته است، اما بررسی آن از منظر عقلانیت، افق تازهای را پیش روی پژوهشگران میگشاید. نتیجه این پژوهش آن است که اساسیترین، بارزترین و سازندهترین جلوه سیره حضرت زهرا سلاماللهعلیها، شکوه عقلانیت ایشان است؛ عقلانیتی که در همه ابعاد وجودی آن حضرت، از شناخت و عاطفه تا رفتار و تمدنسازی، تجلی یافته و میتواند مبنای سبک زندگی اسلامی و الگویی برای پژوهشها و مطالعات آینده قرار گیرد.
گفتنی است؛ پانزدهمین پیشنشست علمی همایش بینالمللی مادران اهلبیت(علیهمالسلام) توسط مؤسسه فرهنگی تدبر در قرآن و سیره و با مشارکت دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان برگزار شد.