روایت یک مُبلّغه از کرامت‌ها و لحظه‌های فراموش‌نشدنی اربعین

روایت یک مُبلّغه از کرامت‌ها و لحظه‌های فراموش‌نشدنی اربعین
مسیر اربعین، سرشار از قصه‌های ناگفته‌ای از عشق، امید و دلدادگی است؛ قصه‌هایی از قدم‌های استوار زائران و لحظه‌هایی که رنگ کرامت به خود می‌گیرد. ادیسه پروانه، مُبلّغه جهادی حوزه علمیه خراسان، از سال‌های حضور خود در موکب‌های اربعین می‌گوید؛ از خدمت به زائران تا مشاهده صحنه‌هایی ماندگار از توسل، شفا و امید در مسیر سیدالشهدا(علیه‌السلام) که جلوه‌ای متفاوت از این حماسه معنوی را به تصویر می‌کشد.

ادیسه پروانه، مُبلّغه جهادی حوزه علمیه خراسان، در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاری این حوزه در حاشیه سفر به کشور عراق، از تجربه‌های خود در سال‌های حضور در مسیر پیاده‌روی اربعین و خدمت‌رسانی به زائران حضرت سیدالشهدا(علیه‌السلام) سخن گفت؛ خاطراتی که از خدمت در موکب‌ها آغاز می‌شود و به مشاهده لحظه‌هایی از امید، توسل و دلباختگی زائران می‌رسد.

وی با اشاره به نخستین سال‌های حضور خود در نجف و فعالیت در موکب «صافی صفا» اظهار کرد: در طبقه پایین موکب، نانوایی کوچکی متعلق به خادمان گیلانی قرار داشت که با وجود شرایط سخت جوی، بارندگی‌های شدید و وزش باد، مشغول پخت نان برای زائران بودند.

این مُبلّغ جهادی ادامه داد: چند بانوی خادم در فضای کوچکی که اطراف آن با پلاستیک پوشیده شده بود و چند تنور گازی در آن قرار داشت، مشغول آماده‌سازی نان‌های مختلف بودند. وقتی این صحنه را دیدم، تصمیم گرفتم در کنار فعالیت‌های تبلیغی، بخشی از زمانم را برای کمک به آنها اختصاص دهم.

وی افزود: به آنها گفتم از این پس ما که در بخش تبلیغی موکب هستیم، گاهی پایین بیاییم و در کنار شما خدمت کنیم. آنها هم استقبال کردند و ارتباط خوبی شکل گرفت؛ در کنار کارهای تبلیغی، نماز جماعت، برنامه‌های فرهنگی و مداحی برگزار می‌شد و آنها نیز غذا و امکاناتی که داشتند با ما تقسیم می‌کردند.

پروانه با اشاره به یکی از خاطرات ماندگار خود در همان نانوایی گفت: یک روز تصمیم گرفتم از صبح در کنار این بانوان نان تهیه کنم. مشغول آماده‌سازی خمیر و پاشیدن سبزی روی نان بودم که متوجه شدم یکی از خانم‌ها مدت زیادی است از جای خود بلند نمی‌شود. پرسیدم چرا حرکت نمی‌کنید؟ گفتند نمی‌تواند راه برود.

وی بیان کرد: ابتدا تصور کردم بیماری موقتی دارد، اما بعد متوجه شدم این بانوی خادم از کمر به پایین فلج است. وقتی از او عذرخواهی کردم که از وضعیتش خبر نداشتم، با آرامش گفت: من مریض نیستم، حالم خوب است؛ فقط دعا کنید امام حسین(علیه‌السلام) شفایم بدهد. من همیشه برای خدمت به زائران می‌آیم.

این مُبلّغ جهادی افزود: آن روز تا شب در گرمای هوا کار کردیم و خود من به دلیل شدت گرما دچار گرمازدگی شدم، اما این بانو با وجود شرایط جسمی‌اش همچنان مشغول خدمت بود.

شفایی که در مسیر اربعین رقم خورد

پروانه با اشاره به حضور دوباره خود در سال بعد در همان موکب گفت: وقتی دوباره به نجف رفتیم، سراغ همان بانوی خادم را گرفتم. با خودم گفتم به او سری بزنم، چون سال قبل شرایط سختی داشت. وقتی به نانوایی رفتم، دیدم همان خانم روی صندلی نشسته و مرتب بلند می‌شود و می‌نشیند.

وی ادامه داد: با تعجب از اطرافیان پرسیدم مگر ایشان نمی‌توانست راه برود؟ گفتند به لطف امام علی(علیه‌السلام) و با توسل و عنایت اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، به شکل معجزه‌آسایی شفا گرفته و اکنون راه می‌رود.

این مُبلّغ جهادی خاطرنشان کرد: بعداً متوجه شدیم مشکل او مادرزادی نبوده و بر اثر تزریق دارویی دچار فلج شده بود و سال‌ها امکان راه رفتن نداشت، اما به برکت توسل و حضور در مسیر خدمت به زائران، شفا پیدا کرده بود. برای من دیدن این صحنه بسیار تأثیرگذار بود؛ چراکه سال قبل او را در همان شرایط دیده بودم و سال بعد شاهد تغییر وضعیتش بودم.

وی همچنین به خاطره‌ای دیگر از مسیر اربعین اشاره کرد و گفت: در کاظمین با بانویی از طبس دیدار کردم که با وجود مشکل شدید حرکتی، هر سال مسیر پیاده‌روی اربعین را طی می‌کرد. پای او به‌گونه‌ای بود که نمی‌توانست به‌صورت طبیعی راه برود، اما با بستن چوب و استفاده از عصا، مسیر عمود یک تا کربلا را پیاده طی می‌کرد.

پروانه افزود: از او پرسیدم با این شرایط چرا از ویلچر استفاده نمی‌کنی؟ پاسخ داد: مگر حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) و کودکان امام حسین(علیه‌السلام) در آن روزها وسیله‌ای داشتند؟ آنها با سختی مسیر را طی کردند، ما هم برای عشق به امام حسین(علیه‌السلام) می‌آییم.

وی تصریح کرد: وقتی چنین صحنه‌هایی را می‌بینیم، متوجه می‌شویم بسیاری از زائران تنها با جسم خود حرکت نمی‌کنند، بلکه با روح و اعتقادشان قدم برمی‌دارند؛ همین باور معنوی باعث می‌شود سختی‌های مسیر را کمتر احساس کنند.

اشک‌هایی که پایان نداشت؛ وقتی دعا به اجابت رسید

این مُبلّغ جهادی حوزه علمیه خراسان در ادامه از خاطره‌ای دیگر در کاظمین گفت و اظهار کرد: روزی دو جوان را دیدم که کودکی را در آغوش داشتند و پدر کودک مدام او را می‌بوسید و گریه می‌کرد. وقتی پرسیدم چه اتفاقی افتاده، گفتند بعد از سال‌ها خداوند این فرزند را به آنها عطا کرده بود، اما در مسیر اربعین، کودک ناگهان از حال رفت و دیگر نفس نمی‌کشید.

وی ادامه داد: پدر کودک گفته بود: مگر این بچه از حضرت علی‌اصغر(علیه‌السلام) کوچک‌تر است؟ به حق علی‌اصغر امام حسین(علیه‌السلام)، خداوند دوباره فرزندمان را به ما برگرداند؛ پس از توسل، وقتی کودک را برای رسیدگی پزشکی بردند، دوباره نفس کشید و حالش بهتر شد.

پروانه بیان کرد: آن پدر می‌گفت من و همسرم از کربلا تا اینجا فقط گریه کرده‌ایم؛ گریه شکر برای اینکه خداوند دوباره فرزندمان را به ما بازگرداند. این لحظه‌ها نشان می‌دهد اربعین برای بسیاری از مردم فقط یک سفر نیست، بلکه نقطه‌ای برای امید، آرامش و بازگشت به خداوند است.

وی با اشاره به دیگر تجربه‌های خود در مسیر اربعین گفت: بسیاری از زائرانی که با آنها گفت‌وگو می‌کردیم، از حل مشکلات زندگی، آرامش روحی و گشایش‌هایی که پس از حضور در این مسیر تجربه کرده بودند، سخن می‌گفتند.

خاطراتی از جنس لبخند در کنار سختی‌های مسیر

این مُبلّغ جهادی همچنین از لحظات شیرین و طنزآمیز حضور در موکب‌ها یاد کرد و گفت: در کنار همه سختی‌ها، اتفاقات جالبی هم رخ می‌داد که باعث ایجاد لبخند می‌شد.

وی ادامه داد: یک بار تعدادی از بانوان خادم عرب در موکب، به دلیل بویی که در فضای موکب پیچیده بود، تصور کرده بودند برخی زائران ایرانی مواد مخدر مصرف کرده‌اند و با ناراحتی اعتراض می‌کردند. وقتی بررسی کردیم، متوجه شدیم یکی از بانوان برای درمان سرماخوردگی دوستش از عنبرنسارا استفاده کرده و دود آن در محیط پخش شده است.

پروانه افزود: بعد از توضیح موضوع، همه خندیدند و این ماجرا تبدیل به خاطره‌ای شیرین از تفاوت‌های فرهنگی و تجربه مشترک خدمت در مسیر اربعین شد.

وی همچنین خاطرنشان کرد: یک شب در نجف، به دلیل بارندگی و وزش باد شدید، وسایل برخی از خادمان در فضای بیرون ریخته بود. در همان شرایط دیدیم یکی از بانوان روی عروسکی که برای فرزندش خریده بود خوابیده تا خیس نشود. ابتدا تصور کردیم کودکش زیر باران مانده، اما وقتی نزدیک شدیم فهمیدیم نگران خیس شدن عروسک است و همین موضوع باعث خنده همه شد.

اربعین؛ میدان تجربه‌های معنوی و انسانی

حضور مبلّغان جهادی در مسیر اربعین، تنها به برگزاری برنامه‌های فرهنگی و پاسخگویی به مسائل دینی محدود نمی‌شود؛ بلکه همراهی با زائران و مشاهده جلوه‌های ناب ایمان و دلدادگی، بخش دیگری از این رسالت تبلیغی است.

خاطراتی همچون آنچه ادیسه پروانه از سال‌های حضور خود در عراق بیان کرد، نشان می‌دهد اجتماع عظیم اربعین، صحنه‌ای از پیوند میان خدمت، معنویت و امید است؛ جایی که هر زائر با داستانی متفاوت قدم در مسیر سیدالشهدا(علیه‌السلام) می‌گذارد و هر خادم، شاهد بخشی از این حماسه انسانی و ایمانی می‌شود.


كد خبر: 65784  |  تاریخ درج خبر: 1405/05/16  |  کد خبرنگار: 185854  |  نام خبرنگار: فهيمه قربانيان
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
کد امنیتی:     
footer slimi
بالا