به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، بعضی روزها را نمیشود فقط با تقویم اندازه گرفت؛ روزهایی که مشهد، در واپسین روزهای ماه صفر، رنگ دیگری به خود گرفت و خیابانهای شهر از عطر زیارت، قدمهای خسته زائران و موج خدمت به دلدادگان حضرت رضا(علیهالسلام) لبریز میشود.
در این میان، «موکب شهدای روحانی» تنها محلی برای پذیرایی از زائران نیست؛ جایی است که کارکنان مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، برای چند روز از فضای اداری فاصله میگیرند و در کنار دیگر خادمان، هر کدام به اندازه توان خود، سهمی در میزبانی از زائران امام مهربانیها پیدا میکنند.
اینجا دیگر عنوان شغلی و میز و صندلیهای محل کار چندان معنا ندارد؛ یکی چای میریزد، دیگری در بخش پشتیبانی مشغول است، یکی پای سیستم صوتی ساعتها زیر آفتاب میایستد و دیگری در میان خستگی، همچنان به زائران خدمت میکند.
برخی از این خادمان از هفتهها و ماهها قبل چشمانتظار رسیدن این روزها بودهاند و برخی دیگر حتی برای چند جمله گفتوگو با خبرنگار هم مقاومت میکنند؛ اما در نهایت، آنچه از همه این افراد به یاد میماند، یک نقطه مشترک است: «عشق به خدمت در جوار امام رضا علیهالسلام»
خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، در حاشیه فعالیت موکب شهدای روحانی، با جمعی از کارکنان مرکز مدیریت حوزه که این روزها در کنار دیگر خادمان مشغول خدمترسانی به زائران حضرت علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) هستند، گفتوگو کرده است؛ گفتوگوهایی که گاهی در میان خنده و شوخی، گاهی در اوج خستگی و گاهی حتی با فرار از مقابل دوربین و مقاومت در برابر خبرنگار شکل گرفت، اما هرکدام گوشهای از حالوهوای خادمان این موکب را به تصویر میکشد.
گفتوگویی میان خنده و دلدادگی
حجتالاسلام مهدی کرامتی، مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه علمیه خراسان، در حالی پای گفتوگو آمد که روحیهای صمیمی و همراه با لبخند داشت و در همان حال، دست پسرش را نیز در دست گرفته بود؛ تصویری که حالوهوای خانوادگی و صمیمانه این روزهای خدمت را دوچندان میکرد.
وی با اشاره به جایگاه خدمت به زائران حضرت رضا(علیهالسلام) اظهار کرد: ما مجاور حضرت رضا(علیهالسلام) هستیم و چه بسا در هیاهوی کار و مشغلههای روزمره، از مسئولیت بزرگ خود در قبال زائران آن حضرت غافل شویم.
کرامتی افزود: موکب شهدای روحانی، پیش از آنکه محلی برای پذیرایی و خدمت باشد، فرصتی برای دلدادگی و عشق به امام است؛ فرصتی برای آنکه خودِ گمشدهمان را در آینه خدمت بیابیم.
وی ادامه داد: این میدان، زمان خودسازی، تمرین اخلاص و شستوشوی دل از غبار عادتهاست؛ جایی که خادم، پیش از زائر، بر سر سفره رضوی مینشیند و جان خستهاش را با نسیم زیارت تازه میکند.
مسئول دبیرخانه شورای عالی حوزه علمیه خراسان خاطرنشان کرد: موکب شهدای روحانی، مدرسهای برای یافتن خویش و گام نهادن در مسیر بندگی است.
اول مصاحبه نه، بعد که سؤالها را دید، بله!
محمدحسن رضایی، از کارکنان اداره توانمندسازی مدارس علمیه خراسان رضوی، در ابتدا چندان تمایلی به حضور پای مصاحبه نداشت و ترجیح میداد همچنان به خدمت خود ادامه دهد؛ اما وقتی سؤالها را دید، پذیرفت چند دقیقهای با خبرنگار گفتوگو کند.
او که از همان ابتدا مشخص بود دلش بیشتر با خدمت است تا مصاحبه، درباره حضورش در موکب گفت: زمانی که آمدم اینجا و خدمتی به زائران آقا امام رضا(علیهالسلام) داشتیم، واقعاً احساس وصفناشدنی است که بتوانی در این راه که پر از نور و احساس است، قدم کوچکی برداری و خدمتی برای اینها انجام بدهی.
رضایی ادامه داد: من از پارسال منتظر بودم که دوباره بتوانم در این مسیر خدمت کنم. واقعاً دلتنگ این راه بودم.
وی با اشاره به اینکه امسال نتوانسته در اربعین حضور داشته باشد، افزود: امسال که نتوانستم اربعین بروم، الحمدلله این توفیق را داشتم که در این مسیر، در مشهد و در خدمت به زائران امام رضا(علیهالسلام) باشم.
خادمی که ترجیح میدهد «گمنام» بماند
علی دارینی، وقتی پای مصاحبه آمد، ترجیح داد نامش در حاشیه بماند و خود را خادمی گمنام بداند؛ اما همین روحیه، خودش بخشی از حالوهوای خدمت در این موکب بود.
وی با بیان اینکه حضور در کنار زائران برایش احساس خاصی دارد، گفت: واقعاً یک احساس خیلی خاصی دارم که میتوانم به زائران خدمت کنم؛ بعضی وقتها کسانی که اینجا میآیند، میگویند آقا، بگذارید ما هم یک چای بریزیم و یک خدمتی بکنیم. اینکه این نصیب من شده و توانستهام این کار را انجام بدهم، واقعاً خوشحالم.
وی ادامه داد: من از پارسال منتظر بودم که این روز بیاید و همه توانم را برای خدمت بگذارم.
وقتی حالوهوای سخنرانی، مصاحبه را هم تحت تأثیر قرار داد
مهدی محمدزاده، مسئول اداره اخلاق خراسان رضوی، از آن دسته خادمانی بود که حالوهوای سخن گفتن و توضیح دادن درباره فلسفه خدمت، در گفتوگویش کاملاً مشهود بود؛ گویی فضای موکب و موضوع خدمت، او را به حالوهوای یک سخنرانی برده بود.
وی اظهار کرد: چند سالی هست که موکب شهدای روحانی حوزه علمیه خراسان در خدمت زائران حضرت علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) است.
محمدزاده هدف از برگزاری این موکب را خدمترسانی به زائران محترم حضرت علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) و تکریم زائران و مجاوران حضرت عنوان کرد.
وی درباره حالوهوای امسال گفت: با توجه به حضور باشکوه زائران حضرت و شکوه و عظمتی که در سیل جمعیت زائران مشاهده میشود، حالوهوای بسیار خوبی هست.
مسئول اداره اخلاق خراسان رضوی ادامه داد: همه عزیزانی که اینجا در حال خدمت هستند، با خلوص نیت و با کمال احترام تمام توان خودشان را برای احترام و اکرام و خدمترسانی به زائران حضرت علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) دارند.
مصاحبهای در میان یخشکنیهای یک خادم
اسماعیل ناظری، از کارکنان مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، گفتوگوی خود را در حالی آغاز کرد که ابتدا باید فضای رسمی مصاحبه را کنار میگذاشت و با چند جمله، یخ گفتوگو را میشکست.
او درباره انگیزه خود از حضور در موکب گفت: کارهایی که انجام میدهیم بیشتر برای ارادتی است که به امام حسین، امام حسن و امام رضا(علیهمالسلام) داریم.
ناظری ادامه داد که در چنین ایامی باید برای این مسیر وقت گذاشت تا بتوان سهمی هرچند کوچک در خدمت به زائران داشت.
ملکاحمدی؛ «من هیچی نمیگم!»
ملکاحمدی، از کارکنان بخش فناوری مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، از جمله افرادی بود که برای مصاحبه بهسادگی حاضر نشد.
او که با کلاه لبهداری بر سر، مشغول فعالیت بود، با همان حالوهوای صمیمی ترجیح داد از مصاحبه فاصله بگیرد و گفت: «من هیچی نمیگم!»
با این حال، همین امتناع کوتاه و صمیمانه، بخشی از حاشیههای شیرین ثبت گفتوگو با خادمان موکب بود؛ خادمی که ظاهراً ترجیح میداد سهمش از این روزها، بیشتر خدمت باشد تا صحبت کردن درباره آن.
خبرنگار را که میدید، مسیرش را عوض میکرد!
هادی هدایتی نیز امسال با خاطرهای از سال گذشته، ترجیح میداد با خبرنگار روبهرو نشود.
سال گذشته با کمی اصرار توانسته بودم از او مصاحبه بگیرم؛ اما امسال ظاهراً تجربه سال گذشته باعث شده بود هر زمان خبرنگار را میدید، زودتر مسیرش را تغییر دهد تا دوباره نوبت گفتوگو به او نرسد!
این بار اما همین فرارهای کوتاه، خودش به یکی از خاطرات شیرین حاشیهای موکب تبدیل شد؛ گویی برخی خادمان ترجیح میدهند خدمتشان دیده شود، نه حرفهایشان.
ادب، حتی پیش از آغاز مصاحبه
محمدمهدی حمیدی خافی، انباردار مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، از خادمانی بود که پیش از هر چیز، ادب و متانتش در گفتوگو جلب توجه میکرد.
وی درباره حضورش در موکب گفت: حس خوبی است که بتوانیم به زائران امام رضا(علیهالسلام) و کلاً مردم عزیزمان در این ایام خدمترسانی کنیم.
حمیدی خافی افزود: من از پارسال منتظر بودم که این ایام بیاید و دوباره بیایم اینجا خدمترسانی را انجام بدهم و به نوبه خودم هر کاری که بگویند، بتوانم انجام خواهد داد.
بگذارید این خدمت همانطور بماند
ابوالفضل قائمی از جمله خادمانی بود که حاضر نشد پای مصاحبه بیاید و ترجیح میداد همچنان درگیر خدمت باشد.
وقتی صحبت از گفتوگو شد، بحثی دوستانه شکل گرفت و او با این نگاه که شاید زیبایی خدمت در همان بینامونشان ماندن باشد، ترجیح داد مصاحبه نکند و گفت اجازه بدهید «این خدمت همانطور بماند».
شاید همین جمله کوتاه، خود بهتنهایی یکی از گویاترین پاسخها درباره روحیه برخی خادمان موکب باشد؛ کسانی که دوست دارند خدمت کنند، بیآنکه لزوماً درباره آن سخن بگویند.
خستگیای که از چهرهاش خوانده میشد
سیدمجید علیزاده، خادم موکب شهدای روحانی حوزه علمیه خراسان، هنگام گفتوگو آنقدر خسته بود که خستگی از چهرهاش بهوضوح دیده میشد؛ اما همین خستگی نیز نتوانسته بود مانع ادامه خدمت او شود.
وی گفت: خوشحالم از اینکه تونستم مقدار خیلی کمی در این موکب به زائران و عزاداران آقا علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) خدمت کنم.
علیزاده افزود: امیدوارم که این قدمهای کوچک ما مورد قبول حضرت قرار بگیرد.
وی ادامه داد: من از پارسال منتظر بودم که این ایام دهه پایانی آخر صفر فرا برسد تا بتونیم به زائران آقا علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) خدمت کنیم.
حتی خستگی هم با لبخند
عباس فخاری، از پرسنل مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، در حالی پای گفتوگو آمد که لبخند از چهرهاش دور نمیشد.
وی گفت: خدا رو شاکرم که توانستیم در این ایام دهه آخر صفر خدمت کنیم و در این چند روز به زوار و زائرین علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) خدمت داشته باشیم.
فخاری درباره انتظار برای رسیدن این روزها نیز گفت: من از پارسال منتظر بودم که دهه آخر صفر برسد و بتوانم به زوار امام رضا(علیهالسلام) خدمت کنم.
وعده یک «چای دبش» که هنوز فراموش نشده!
امید علیزاده از خادمانی بود که گفتوگوی امسال با او، خاطرهای از مصاحبه سال گذشته را هم به همراه داشت.
پس از مصاحبه، با محبت و صمیمیت خاص از گفتوگو تشکر کرده و حتی وعده یک «چای دبش» داد؛ وعدهای که در حافظه خبرنگار باقی خواهد ماند!
او با همان روحیه صمیمی درباره خدمت به زائران گفت: واقعاً افتخار میکنم که در خدمت زائران آقا امام رضا(علیهالسلام) هستم؛ مخصوصاً امسال که هر قدمشان نایبالزیاره رهبر شهیدمان هستند.
علیزاده افزود: من افتخار میکنم که خدمت میکنم؛ این را اگر دو روز و سه روز که نه، ده روز هم باشد، با افتخار در خدمت همه زائران علیبنموسیالرضا(علیهالسلام) هستم.
وقتی از او درباره پایان این روزهای خدمت پرسیده شد، گفت: واقعاً احساس دلتنگی و غریبی میکنم. من اصلاً هر سال چشمانتظارم به این چند روز که بخواهم خدمت کنم؛ یعنی صبح بلند شوم فقط به امید اینکه کار کنم، و به زائران امام رضا علیهالسلام خدمت کنم.
متانت در میان شور خدمت
مرتضی عسگریزاده با متانت خاص خود از حضور دوباره در موکب شهدای روحانی سخن گفت.
وی اظهار کرد: توفیق شد که امسال هم بیاییم و خدمتی در موکب شهدای روحانی داشته باشیم.
عسگریزاده افزود: در این موکب به حدی انرژی و شور و شوق هست که خدمت به زائران اصلاً خستگی برای ما ندارد.
وی درباره انتظارش برای رسیدن دوباره این روزها گفت: من از پارسال منتظر بودم که موکب شهدای روحانی راه بیفتد و با پسرم خدمتگزاری کنیم.
دو روز زیر آفتاب، پای سیستم صوتی
امیرحسین عارفی، از همکاران شهرستانی مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، در روزهای فعالیت موکب، دو روز را زیر آفتاب و پای سیستم صوتی سپری کرده بود؛ خدمتی که شاید از دور ساده به نظر برسد، اما ساعتها ایستادن در گرما و پیگیری امور صوتی، خستگی خاص خودش را دارد.
با این حال، او از حضور در موکب با رضایت سخن گفت و اظهار کرد: خدا را شکر احساس خوبی داریم که در خدمت زائران بودیم.
عارفی با اشاره به میزبانی از زائران افزود: در مسیر خدمت، حتی گرمای هوا نیز نمیتواند شوق خادمی را کمرنگ کند.
از عربی و فارسی با دوستان عراقی تا گفتوگو با خبرنگار
جواد معین، مدیر روابط عمومی و بینالملل حوزه علمیه خراسان، در این روزها علاوه بر همراهی با دیگر خادمان، با دوستان عراقی حاضر در موکب نیز در ارتباط بود.
دوستان عراقی او در این چند روز در موکب آب میوه توزیع میکردند و همین رفتوآمدها باعث شده بود گفتوگوهای معین با آنان کمکم رنگ و بوی عربی و فارسی پیدا کند؛ فضایی صمیمی که حتی در گفتوگو با خبرنگار هم خودش را نشان میداد.
وی اظهار کرد: افتخار داشتیم امسال در کنار همکاران مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان در ایام شهادت آخر صفر، میزبان خیلی از زائران و دلدادگان حضرت رضا(علیهالسلام)، پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) و امام حسن مجتبی(علیهالسلام) در مشهد مقدس باشیم.
معین افزود: امیدواریم خداوند متعال این توفیق را بدهد که سال بعد هم بتوانیم این خدمت را مضاعف کنیم.
وی ادامه داد: طبیعتاً حضور ما در مشهد مقدس و این خدمت و زیارت حضرت رضا(علیهالسلام) در روضه ریاضالجنه و در کنار حرم مقدس، افتخاری است که شاید برای همه شیعیان عالم جزو رویاها و آرزوها باشد.
هیبتی که با شال عزا، رنگ دیگری گرفت
حجتالاسلام علی حیدری با هیبت خاص خود و شال عزا بر گردن، در میان خادمان موکب حضور داشت؛ تصویری که با حالوهوای سوگوارانه روزهای پایانی صفر هماهنگی ویژهای داشت.
وی درباره توفیق خدمت به زائران گفت: احساس خیلی خوشحالی دارم که خدا این سلامتی را داده که در مسیر خدمت به زائران اباعبدالله الحسین(علیهالسلام) و امام هشتم(علیهالسلام) بتوانم خدمت کنم.
برای او، همین که توان و سلامتی در اختیار انسان باشد تا در مسیر اهلبیت(علیهمالسلام) قدم بردارد، نعمتی است که باید آن را قدر دانست.
عرق بر پیشانی، اما خدمت ادامه داشت
سیدرضا دفاعی، از کارکنان مرکز مدیریت حوزه علمیه خراسان، در حالی پای گفتوگو آمد که عرق بر پیشانیاش نشسته بود و آفتاب، سختی کار را بیشتر کرده بود؛ اما خدمت همچنان ادامه داشت.
وی درباره حضور خود در موکب گفت: احساس خیلی خوبی داریم؛ چون این راهی که ما به حساب آمدیم اینجا، راه خدمت است.
وی ادامه داد: من از پارسال منتظر بودم که بالاخره محرم بیاید، این موکب برپا شود و دوباره به زائران خدمت کنیم.
قصه مشترک همه خادمان؛ «از پارسال منتظر بودم...»
شاید اگر بخواهیم تمام این گفتوگوها را در یک جمله خلاصه کنیم، همان جملهای باشد که بارها در میان پاسخ خادمان تکرار شد: «من از پارسال منتظر بودم...»
یکی منتظر بود دوباره چای برای زائر بریزد، یکی منتظر بود در بخش پشتیبانی خدمت کند، یکی منتظر بود دوباره کنار پسرش خادم شود و دیگری حتی منتظر بود موکب دوباره برپا شود تا سهمی هرچند کوچک از این سفره داشته باشد.
در این میان، برخی خادمان ترجیح دادند کمتر حرف بزنند؛ برخی اصلاً پای مصاحبه نیامدند، برخی از خبرنگار فاصله گرفتند و برخی نیز در اوج خستگی و گرما، چند دقیقهای ایستادند تا از حال دلشان بگویند.
اما شاید همین تفاوتها، زیبایی این جمع را بیشتر میکند؛ از خادمی که دوست دارد گمنام بماند تا خادمی که با لبخند سخن میگوید؛ از کسی که با کلاه لبهدار ترجیح میدهد بگوید «من هیچی نمیگم» تا کسی که از شدت خستگی، همچنان پای خدمت ایستاده است.
اینجا هرکس به اندازه توانش سهمی دارد؛ یکی با چای، یکی با سیستم صوتی، یکی با پشتیبانی، یکی با آب، یکی با مدیریت و دیگری تنها با یک لبخند و خوشامدگویی؛ و شاید راز اینکه این آدمها هر سال چشمانتظار رسیدن دهه پایانی صفر میمانند، همین باشد؛ اینکه در جوار امام مهربانیها، گاهی سادهترین کارها، رنگ بزرگترین توفیقها را میگیرند.
موکب که جمع شود، سینیها کنار بروند، صندلیها جمع شوند و زائران راهی دیار خود شوند، شاید این خادمان هم دوباره به میزهای کاری خود بازگردند؛ اما بعید است دلشان به این سادگی از اینجا جدا شود.
چون برای آنها، خدمت در موکب شهدای روحانی فقط چند روز کار نیست؛ قرار سالانهای است که از پایان یک دهه آغاز میشود و تا آغاز دهه بعد، در دلشان ادامه دارد.