به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، دکتر سمیه طلوع در پیشنشست علمی «نقش زن مسلمان در مدیریت اقتصاد خانه و تحقق اقتصاد مقاومتی» که به همت دفتر خواهران حوزه علمیه خراسان و با همکاری مؤسسه آموزش عالی حوزوی حضرت عبدالعظیم حسنی(علیهالسلام)، در مدرسه علمیه الزهرا(سلاماللهعلیها) مشهد برگزار شد، به تبیین جایگاه اقتصاد در آموزههای قرآن کریم و سیره اهلبیت(علیهمالسلام)، نقش مدیریت مالی خانواده و ضرورت اصلاح نگرش به منابع و مصارف اقتصادی پرداخت.
تقوای اقتصادی، یکی از گستردهترین عرصههای تقوا در قرآن کریم
طلوع با اشاره به اهمیت مسائل مالی در زندگی انسان اظهار داشت: یکی از دغدغههای مهم انسانها، بهویژه در شرایط امروز، مدیریت امور مالی و تصمیمگیری درباره کسب درآمد، خرید، فروش و اولویتبندی هزینههاست. بخش قابل توجهی از مسائل اقتصادی به انسان، رفتار، تفکر و شیوه مدیریت او بر منابع بازمیگردد؛ ازاینرو، شناخت ابعاد اقتصادی زندگی و توجه به شیوه صحیح مدیریت آن، ضرورتی انکارناپذیر است.
وی با بیان اینکه تقوای اقتصادی از گستردهترین عرصههای تقوا در قرآن کریم به شمار میرود، افزود: در آموزههای دینی، تقوای جمعی از اهمیت ویژهای برخوردار است و در این میان، مسائل اقتصادی جایگاهی اساسی دارد. بنابراین، لازم است مفهوم تقوا را در عرصههای مختلف زندگی، از جمله فعالیتهای اقتصادی، مورد توجه قرار دهیم.
این پژوهشگر با اشاره به اینکه تقوا به معنای رعایت آن چیزی است که خداوند از انسان خواسته است، تصریح کرد: اگر انسان بخواهد در مسائل زندگی به تشخیص صحیح برسد، باید تقوا را سرلوحه رفتار خود قرار دهد؛ زیرا تقوا در تشخیص مسیر درست به انسان کمک میکند. هنگامی که موضوع بحث، مسائل اقتصادی است، باید بررسی کنیم که خداوند در این عرصه چه انتظاراتی از ما دارد و چه معیارهایی را برای رفتار اقتصادی صحیح در نظر گرفته است.
وی با اشاره به وجود آموزههای متعدد اقتصادی در قرآن کریم بیان کرد: موضوعاتی همچون کمفروشی، قرضالحسنه، انفاق، خریدوفروش، ربا، غنائم جنگی و زکات در قرآن مطرح شده است. این موارد نشان میدهد که قرآن کریم نهتنها به مسائل اقتصادی توجه دارد، بلکه درباره این مسائل دیدگاه و چارچوب مشخصی ارائه میکند.
طلوع با اشاره به تفاوت نگاه اقتصادی قرآن کریم با برخی الگوهای رایج اقتصادی گفت: هنگامی که از اقتصاد سخن میگوییم، معمولاً ذهن ما به سمت اقتصاد مطرحشده در کتابهای درسی و نظریههای اقتصادی متعارف میرود؛ درحالیکه قرآن کریم نیز درباره اقتصاد سخنان جدی و قابل تأملی دارد و نوع نگاه آن به مسائل اقتصادی، بر مبانی و اهداف مشخصی استوار است.
وی با اشاره به آیاتی از سوره قصص و فجر، به تبیین نگاه قرآن به ثروتاندوزی و پیامدهای آن پرداخت و اظهار داشت: قرآن کریم در بخشی از آیات خود، سرانجام کسانی را بیان میکند که با وجود برخورداری از امکانات مالی و موقعیت اجتماعی، گرفتار سرکشی و غرور شدند و همین داراییها زمینه سقوط آنان را فراهم کرد.
این پژوهشگر با اشاره به داستان قارون در آیات ۷۶ تا ۸۳ سوره قصص افزود: قارون از ثروت فراوان برخوردار بود و داراییهای او چنان گسترده بود که حمل کلیدهای گنجینههایش برای گروهی از مردان نیرومند دشوار بود؛ بااینحال، برخورداری از این امکانات مانع سقوط او نشد. قرآن کریم با بیان این داستان، انسان را به تأمل در نوع نگاه به ثروت و پیامدهای رفتار اقتصادی دعوت میکند.
وی همچنین با اشاره به آیات سوره فجر و سوره مسد، خاطرنشان کرد: قرآن کریم در کنار بیان سرانجام برخی ثروتمندان، به این نکته توجه میدهد که برخورداری از امکانات مالی بهتنهایی نشانه موفقیت نیست و نوع استفاده از داراییها و جهتگیری انسان در زندگی، اهمیت اساسی دارد.
طلوع در ادامه به آیه ۳۷ سوره حج اشاره کرد و گفت: خداوند در این آیه درباره قربانی میفرماید که گوشت و خون قربانی به خداوند نمیرسد، بلکه تقوای انسان است که مورد توجه قرار میگیرد. این آموزه نشان میدهد که حتی در یک عمل مالی و عبادی متعارف نیز، آنچه اهمیت دارد، جهتگیری و تقوایی است که در پس عمل انسان قرار دارد.
وی با بیان اینکه قرآن کریم هم پیامدهای نامطلوب برخی رفتارهای اقتصادی و هم معیارهای مطلوب این رفتارها را بیان کرده است، اظهار داشت: از یک سو، قرآن سرانجام اقتصاد مبتنی بر سرکشی و برتریجویی را نشان میدهد و از سوی دیگر، اقتصادی را مورد تأیید قرار میدهد که وسیلهای برای رسیدن به رضایت خداوند باشد. بنابراین، باید میان اقتصادی که انسان را به استکبار و برتریجویی میکشاند و اقتصادی که در مسیر بندگی و رضایت الهی قرار دارد، تفاوت قائل شد.
نظام اقتصادی قرآن؛ از مبدأ الهی تا پاسخگویی در پیشگاه خداوند
طلوع با اشاره به ضرورت شناخت نظام اقتصادی قرآن کریم بیان کرد: هنگامی که از نظام سخن میگوییم، منظور مجموعهای از اجزای مرتبط است که مبدأ، مسیر و مقصد مشخصی دارند. این مسئله را میتوان در اصول دین نیز مشاهده کرد؛ توحید، نبوت و معاد، هرکدام ناظر به یکی از ابعاد اساسی شناخت انسان از مبدأ، مسیر حرکت و مقصد نهایی است.
وی افزود: توحید به مبدأ و سرچشمه هستی اشاره دارد، نبوت مسیر حرکت را برای انسان روشن میکند و معاد مقصد نهایی و مسئولیت انسان در برابر اعمالش را یادآور میشود. این اصول تنها مجموعهای از مفاهیم نظری نیستند، بلکه باید در ابعاد مختلف زندگی، از جمله مسائل اقتصادی، حضور داشته باشند.
این پژوهشگر ادامه داد: انسان باید در آغاز فعالیتهای خود خداوند را در نظر بگیرد، مسیر حرکتش را بر اساس آنچه خداوند بهواسطه پیامبران ترسیم کرده است، تنظیم کند و بداند که در نهایت در پیشگاه خداوند پاسخگوی رفتار و تصمیمهای خود خواهد بود. این نگاه، چارچوبی برای فهم نظام اقتصادی قرآن نیز فراهم میکند.
طلوع با بیان اینکه در نگاه قرآن کریم و سیره اهلبیت(علیهمالسلام)، مبدأ رزق و روزی خداوند است، اظهار داشت: هم اصل روزی و هم توزیع آن در چارچوب اراده و تدبیر الهی قرار دارد. گاهی میان آنچه انسان در اختیار دارد و آنچه واقعاً از آن بهره میبرد، تفاوت وجود دارد؛ زیرا برخورداری از داراییهای فراوان لزوماً به معنای استفاده از همه آنها نیست.
وی با اشاره به تفاوت میان داشتهها و بهره واقعی انسان از امکانات گفت: ممکن است فردی داراییهای فراوانی داشته باشد، اما میزان استفاده واقعی او از این امکانات محدود باشد. از سوی دیگر، گاهی انسان اموالی را گردآوری میکند که در نهایت به دیگران میرسد و خود او فرصت بهرهمندی از آنها را پیدا نمیکند. بنابراین، نباید تصور کرد که هر آنچه گردآوری میکنیم، الزاماً به معنای روزی و بهره واقعی ماست.
این پژوهشگر با اشاره به آیه ۲۵ سوره حدید بیان کرد: در این آیه، خداوند از فرستادن پیامبران همراه با دلایل روشن و نازل کردن کتاب و میزان سخن میگوید تا مردم به قسط و عدالت قیام کنند. در ادامه نیز به آهن اشاره میشود که ظرفیت و کارکردهای متعددی دارد. این آیه در کنار بیان جایگاه هدایت الهی، به مسیری اشاره میکند که جامعه باید برای تحقق عدالت در پیش بگیرد.
وی ادامه داد: بر این اساس، در نظام اقتصادی قرآن، مبدأ، مسیر و مقصد مشخص است؛ مبدأ به خداوند بازمیگردد، مسیر بر اساس هدایت الهی و آموزههای پیامبران شکل میگیرد و مقصد نیز با مسئولیت انسان در برابر خداوند و پاسخگویی درباره اعمال و تصمیمهایش پیوند دارد.
طلوع با تأکید بر ضرورت توجه به این چارچوب در مسائل اقتصادی اظهار داشت: همانگونه که اصول دین در همه ابعاد زندگی انسان حضور دارد، در حوزه اقتصاد نیز باید مبانی و جهتگیریهای آن را شناخت و متناسب با اقتضائات این عرصه به کار گرفت. چنین نگاهی کمک میکند تا فعالیتهای اقتصادی از مجموعهای از تصمیمهای پراکنده فراتر رود و در مسیری هدفمند قرار گیرد.
از مقاومت اقتصادی تا اقتصاد مقاومتی؛ نقش مدیریت خانواده در تقویت تولید
طلوع با اشاره به مفاهیمی همچون مقاومت اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، جهاد اقتصادی و حماسه اقتصادی اظهار داشت: این مفاهیم صرفاً اصطلاحاتی رسانهای نیستند، بلکه میتوان برای آنها نمونهها و پیشینههایی در سیره اهلبیت(علیهمالسلام) یافت. با بررسی این سیره میتوان مراحلی از مواجهه با مسائل اقتصادی را شناسایی کرد که از مقاومت در برابر دشواریها آغاز میشود و به تقویت توانمندی اقتصادی و حرکت به سمت فعالیتهای سازنده میانجامد.
وی با بیان اینکه مقاومت اقتصادی را میتوان نوعی اقتصاد دفاعی دانست، افزود: در شرایطی که جامعه با محدودیت منابع، دشواری کسب درآمد یا تحریم مواجه است، ضرورت دارد با استفاده از امکانات موجود، نیازهای اساسی را تأمین و وابستگی به بیرون را تا حد امکان مدیریت کرد.
این پژوهشگر با اشاره به شرایط مسلمانان در صدر اسلام و ماجرای شعب ابیطالب خاطرنشان کرد: مسلمانان در دورههایی با محدودیتهای شدید اقتصادی روبهرو بودند و برای گذر از این شرایط، ناگزیر بودند با امکانات محدود زندگی خود را اداره کنند. همچنین مهاجرانی که از مکه به مدینه هجرت کردند، بسیاری از داراییهای خود را پشت سر گذاشتند و در محیطی تازه، با شرایط اجتماعی و اقتصادی متفاوت روبهرو شدند.
وی با اشاره به نقش انصار در حمایت از مهاجران اظهار داشت: همراهی و ایثار مردم مدینه در پذیرش و پشتیبانی از مهاجران، نمونهای از همبستگی اقتصادی در جامعه اسلامی بود. در چنین شرایطی، تأمین نیازهای ضروری و استفاده صحیح از امکانات موجود اهمیت پیدا میکرد و همراهی اجتماعی، زمینه عبور از دشواریها را فراهم میساخت.
طلوع با اشاره به آیات سوره حشر درباره توزیع اموال و توجه به فقیران مهاجر بیان کرد: در این آیات، به جایگاه مهاجران نیازمند و ایثار انصار توجه شده است. این آموزهها نشان میدهد که در مواجهه با محدودیتهای اقتصادی، حمایت از نیازمندان، مشارکت اجتماعی و مدیریت منابع، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
وی با اشاره به شیوه زندگی حضرت زهرا(سلاماللهعلیها) افزود: بررسی شرایط زندگی خانواده اهلبیت(علیهمالسلام) در سالهای نخست اسلام و نحوه مواجهه آنان با امکانات محدود، میتواند زمینهای برای شناخت شیوه مدیریت خانواده در شرایط دشوار اقتصادی باشد. همچنین با گسترش امکانات اقتصادی جامعه اسلامی در دورههای بعد، مسئله چگونگی تعامل با ثروت و نحوه مصرف آن اهمیت بیشتری پیدا کرد.
این پژوهشگر با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی با مرحله صرفاً دفاعی تفاوت دارد، تصریح کرد: در مقاومت اقتصادی، هدف عبور از شرایط دشوار با استفاده از امکانات موجود است؛ اما در اقتصاد مقاومتی، باید به مرحلهای از توانمندی برسیم که اقتصاد از ظرفیت درونی برای تأمین نیازها و گسترش فعالیتهای تولیدی برخوردار باشد.
وی ادامه داد: در این مرحله، هدف تنها تحمل محدودیتها نیست، بلکه باید با مدیریت صحیح، برنامهریزی و تقویت توانمندیهای داخلی، زمینه تأمین بخش بیشتری از نیازها را در داخل فراهم کرد. این موضوع هم در سطح کلان کشور و هم در مقیاس خانواده قابل توجه است.
طلوع با اشاره به نقش زنان در مدیریت اقتصادی خانه اظهار داشت: خانواده نیز میتواند با تکیه بر توانمندیهای خود، وابستگی به بیرون را کاهش دهد و در تأمین نیازهای روزمره، از ظرفیتهای موجود استفاده کند. برای نمونه، تهیه غذا در خانه، مدیریت مواد غذایی و برنامهریزی برای مصرف، از جمله اقداماتی است که میتواند از هدررفت منابع جلوگیری کند.
وی با تأکید بر اهمیت فعالیتهای تولیدی در خانه افزود: پختوپز و دیگر فعالیتهای خانگی، علاوه بر تأمین نیازهای خانواده، میتواند در مدیریت هزینهها و جلوگیری از اتلاف منابع نقش داشته باشد. از این منظر، مدیریت خانه صرفاً به معنای مصرف امکانات نیست، بلکه بخشی از آن به بهرهبرداری صحیح از منابع و ایجاد ارزش از امکانات موجود مربوط میشود.
این پژوهشگر با اشاره به تغییر الگوهای مصرف در زندگی روزمره بیان کرد: در گذشته، بسیاری از افراد از وسایل و پوشاک خود برای مدت طولانیتری استفاده میکردند و در صورت فرسودگی، با تعمیر یا تغییر کاربرد، امکان استفاده دوباره از آنها را فراهم میساختند. برای نمونه، لباسی که دیگر قابل استفاده به شکل اولیه نبود، با کوتاه کردن یا تغییر در بخشهایی از آن، به پوششی دیگر تبدیل میشد و حتی پس از آن نیز میتوانست کاربرد تازهای پیدا کند.
وی ادامه داد: این نمونهها نشان میدهد که مدیریت اقتصادی تا حد زیادی به نوع نگاه انسان به امکانات و شیوه استفاده از آنها وابسته است. ممکن است فردی بدون آنکه نیاز واقعی داشته باشد، به دلیل علاقه به تنوع، پیوسته وسایل تازهای تهیه کند؛ درحالیکه فرد دیگری با مدیریت صحیح، از یک وسیله برای مدت طولانی استفاده میکند. تفاوت این دو رفتار، تنها در میزان درآمد نیست، بلکه به نگرش افراد به مصرف و منابع مالی نیز بازمیگردد.
طلوع با تأکید بر اینکه اصلاح الگوی مصرف به معنای کنار گذاشتن نیازهای متعارف زندگی نیست، گفت: مسئله اصلی این است که انسان با نگاه صحیح به امکانات خود، میان نیاز واقعی و خواستههای غیرضروری تفاوت قائل شود. هرچه نگاه ما به معیارهای قرآنی نزدیکتر شود، بهتر میتوانیم تشخیص دهیم که کدام هزینهها ضروری و کدامیک قابل مدیریت یا حذف هستند.
تولید دانشبنیان، سرمایهسازی و پرهیز از اسراف در اقتصاد اسلامی
طلوع با اشاره به جایگاه جهاد اقتصادی و حماسه اقتصادی در منظومه مفاهیم اقتصادی اسلام اظهار داشت: جهاد اقتصادی ناظر به تلاش برای دستیابی به توانمندی بیشتر در عرصه اقتصاد است و میتوان حماسه اقتصادی را نیز در پیوند با ظرفیتهای ویژه و سازندهای بررسی کرد که در الگوی اقتصادی اسلام وجود دارد.
وی با اشاره به اهمیت وقف در اقتصاد اسلامی افزود: وقف از جمله ظرفیتهایی است که میتواند در مسیر تأمین نیازهای جامعه و ایجاد آثار ماندگار اقتصادی و اجتماعی نقشآفرین باشد. توجه به این ظرفیت و بررسی جایگاه آن در آموزههای اسلامی، میتواند ابعاد دیگری از نگاه اسلام به فعالیتهای اقتصادی و منافع عمومی را روشن کند.
این پژوهشگر با اشاره به برخی ویژگیهای اقتصاد مقاومتی بیان کرد: دانشبنیان بودن، حرکت از خامفروشی به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بیشتر و تقویت ظرفیتهای داخلی، از جمله ویژگیهایی است که در این زمینه مورد توجه قرار میگیرد.
وی برای توضیح این موضوع به مثال فرآوری نفت اشاره کرد و گفت: میان استخراج نفت و فروش خام آن با تبدیل این ماده به محصولات گوناگون و عرضه آنها تفاوت وجود دارد. در حالت دوم، امکان ایجاد ارزش افزوده و بهرهگیری بیشتر از ظرفیتهای موجود فراهم میشود. همین منطق را میتوان در فعالیتهای کوچک اقتصادی نیز مشاهده کرد؛ برای مثال، فردی که محصولی مانند سیب در اختیار دارد، میتواند علاوه بر فروش محصول خام، با فرآوری آن و تهیه محصولاتی مانند مربا، زمینه بهرهبرداری بیشتری از امکانات خود را فراهم کند.
طلوع با بیان اینکه اقتصاد مقاومتی باید به تقویت ظرفیتهای تولیدی منجر شود، اظهار داشت: در این الگو، منابع و امکانات باید بهگونهای مدیریت شوند که زمینه گسترش فعالیتهای اقتصادی و افزایش توان تولید فراهم شود. سرمایهسازی نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ به این معنا که فعالیت اقتصادی به ایجاد ظرفیتهای تازه منجر شود و امکان توسعه تدریجی کار را فراهم کند.
وی افزود: بسیاری از فعالیتهای اقتصادی از مقیاس کوچک آغاز میشوند، اما با برنامهریزی صحیح و مدیریت مناسب میتوانند گسترش پیدا کنند. بنابراین، باید بهجای آنکه همه امکانات صرف مصرف شود، بخشی از ظرفیتها در مسیر تولید و توسعه فعالیتهای اقتصادی قرار گیرد.
این پژوهشگر با تأکید بر ضرورت توجه به تولید مردمی و خوداتکایی اقتصادی خاطرنشان کرد: خوداتکایی به معنای تقویت توان درونی برای تأمین نیازها و حرکت به سمت تعالی است. در این مسیر، خانواده نیز میتواند با اصلاح شیوههای مصرف، استفاده مناسب از امکانات و توجه به تولید، سهم خود را در تقویت توان اقتصادی ایفا کند.
طلوع با اشاره به تفاوت میان احکام جزئی اقتصادی و نظام اقتصادی اسلام اظهار داشت: احکامی مانند حرمت ربا و ضرورت پرداخت خمس و زکات، بخشی از آموزههای اقتصادی اسلام هستند؛ اما هنگامی که از نظام اقتصادی سخن میگوییم، بحث به مجموعهای هماهنگ از اصول، سیاستها و سازوکارها مربوط میشود که باید در کنار یکدیگر قرار گیرند.
وی افزود: تحقق کامل نظام اقتصادی اسلام به فراهم شدن زمینه اجرای هماهنگ این اصول و سازوکارها نیاز دارد. در این مسیر، حرکت به سمت تحقق آموزههای اقتصادی اسلام اهمیت دارد و ظرفیتهای موجود میتوانند در این زمینه مورد استفاده قرار گیرند.
این پژوهشگر در ادامه به موضوع اسراف و تبذیر در آموزههای قرآن کریم اشاره کرد و گفت: یکی از نشانههای مدیریت صحیح اقتصادی، پرهیز از مصرف بیرویه و جلوگیری از هدررفت امکانات است. قرآن کریم در آیات متعددی از اسراف نهی کرده و انسان را به رعایت اعتدال در بهرهگیری از نعمتها فراخوانده است.
وی با اشاره به تفاوت اسراف و تبذیر بیان کرد: اسراف به معنای زیادهروی و فراتر رفتن از حد نیاز است؛ برای نمونه، هنگامی که فرد بیش از نیاز واقعی خود لباس تهیه میکند، باید نسبت میان میزان مصرف و نیاز واقعی را مورد توجه قرار دهد. تبذیر نیز به معنای هدر دادن و نابجا مصرف کردن امکانات است.
طلوع با بیان اینکه مدیریت اقتصادی خانواده به شناخت نیازها و رعایت تناسب میان منابع و مصارف وابسته است، خاطرنشان کرد: دور ریختن مواد غذایی و باقی گذاشتن مقدار زیادی غذا در ظرفها، از نمونههای اتلاف امکانات است. توجه به این مسائل روزمره میتواند به اصلاح رفتار اقتصادی کمک کند و زمینه استفاده بهتر از منابع را در خانواده فراهم آورد.