به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، سخنان مدیر حوزه علمیه خراسان در آیین آغاز سال تحصیلی جدید، صرفاً ناظر به آغاز یک سال آموزشی نبود؛ بلکه تلاشی برای ترسیم افق حرکت حوزه در مقطعی ویژه از تاریخ و بازخوانی مسئولیتهایی بود که امروز پیش روی حوزههای علمیه قرار دارد. از همین رو، مدیریت رسانه و فضای مجازی حوزه علمیه خراسان این سخنان را در قالب ۱۰ محور بههمپیوسته بازتنظیم و بهمرور منتشر میکند تا مجموعهای از ایدهها، دغدغهها و جهتگیریهای مطرحشده در این مراسم، در قالب یک «منشور حرکت علمی، تربیتی و انقلابی حوزه» در اختیار مخاطبان قرار گیرد؛ منشوری که از هویت و رسالت حوزه آغاز میشود، به آیندهنگری، تولید علم و نظریهپردازی میرسد و در نهایت، نقش روحانیت در جامعه، مسجد و عرصه بینالمللی را دنبال میکند.
این مجموعه در ده بخش، از «هویت، رسالت و آینده حوزه» و نسبت آن با «سند حوزه پیشرو و سرآمد» آغاز میشود و سپس به مسئولیتهای روحانیت در دوره پساجنگ، جنگ ترکیبی و جهاد تبیین، رسالت جهانی حوزه، بازگشت به اجتماع علمی و سنت اجتهادی، مسئلهشناسی و نظریهپردازی، تربیت طلبه تراز، اخلاق و معنویت و در نهایت احیای کارکرد اجتماعی روحانیت و مسجد میپردازد؛ ده محوری که در کنار یکدیگر، تصویری از حوزهای فعال، مسئلهشناس، آیندهنگر، مردمپایه و برخوردار از هویت علمی و انقلابی ترسیم میکنند.
بخش چهارم:
روایت؛ میدان اصلی جنگ امروز
جنگ امروز فقط در میدانهایی اتفاق نمیافتد که صدای انفجار در آنها شنیده میشود. بخشی از مهمترین نبردها در جایی شکل میگیرد که چشم دیده نمیشود؛ در ذهن انسانها، در برداشت آنان از واقعیت، در تصویری که از یک حادثه در ذهن جامعه ساخته میشود و در روایتی که در نهایت، جای خودِ واقعیت مینشیند.
جنگ شناختی؛ نبرد بر سر تصویر واقعیت
به همین دلیل است که جنگ ترکیبی دشمن را نمیتوان صرفاً در قالب یک مواجهه نظامی یا اقتصادی فهم کرد. امروز در کنار میدان نظامی و اقتصادی، میدان شناختی نیز به یکی از مهمترین عرصههای تقابل تبدیل شده است؛ میدانی که در آن، دشمن تلاش میکند ادراک جامعه را تغییر دهد، واقعیتها را جابهجا کند و از رخدادهایی که در میدان اتفاق افتاده، روایتی مطابق با اهداف خود بسازد.
در این میدان، دشمن بیش از آنکه به تغییر واقعیت بیندیشد، به تغییر تصویری میاندیشد که مردم از واقعیت دارند. اگر واقعیت یک رخداد به یک سو برود اما روایت آن در جهت دیگری ساخته شود، آنچه در ذهن جامعه باقی میماند، الزاماً خودِ واقعیت نیست؛ بلکه تصویری است که از آن واقعیت ارائه شده است. از همین جاست که «روایت» به یک مسئله راهبردی تبدیل میشود.
دشمن امروز تلاش میکند برای خود دستاوردسازی کند، مقاومت ملت ایران را کوچک نشان دهد و ناامیدی را در جامعه گسترش دهد. حتی اگر در میدان نظامی با شکست مواجه شده باشد، میکوشد در میدان روایت، تصویر دیگری از نتیجه نبرد ارائه کند. در میدان اقتصادی نیز اگر نتواند واقعیت را آنگونه که میخواهد تغییر دهد، تلاش میکند ادراک مردم از وضعیت اقتصادی را تحت تأثیر قرار دهد.
این همان نقطهای است که جنگ شناختی اهمیت پیدا میکند. هدف، فقط انتقال یک خبر نادرست نیست؛ مسئله عمیقتر است. هدف آن است که جامعه بهتدریج واقعیتها را از زاویهای ببیند که دشمن برای آن طراحی کرده است. وقتی این اتفاق رخ دهد، حتی یک شکست میتواند در روایت دشمن به پیروزی تبدیل شود و یک مقاومت بزرگ، کوچک و بیاثر جلوه داده شود.
جهاد تبیین؛ بازگرداندن جامعه به واقعیت
از این رو، جهاد تبیین را نباید صرفاً مجموعهای از سخنرانیها، پاسخها یا تولیدات رسانهای دانست. تبیین، تلاش برای بازگرداندن جامعه به واقعیت است؛ کمک به اینکه مردم بتوانند آنچه را اتفاق افتاده، درست ببینند، درست بفهمند و تحت تأثیر روایتسازیهای تحریفشده قرار نگیرند.
در چنین شرایطی، روایت درست اهمیت بسیار زیادی دارد. جامعه نیازمند آن است که موفقیتها و واقعیتهای میدان را بشناسد و بتواند میان واقعیت و تصویری که از واقعیت ساخته میشود، تفاوت بگذارد. اگر روایت واقعی به موقع و دقیق ارائه نشود، روایتهای رقیب جای آن را پر خواهند کرد.
اما تبیین صرفاً گفتنِ آن چیزی نیست که ما میخواهیم جامعه بشنود. تبیین زمانی اثرگذار است که بتواند واقعیت را برای مخاطب روشن کند و به پرسشها و ابهامهای او پاسخ دهد. مردم باید احساس کنند آنچه میشنوند، با واقعیتی که تجربه میکنند ارتباط دارد. از همین رو، حضور در کنار مردم و فهم دغدغهها و مسائل آنان، بخشی از فرایند تبیین است.
روحانیت و رسانه؛ پیوند روایت درست با اعتماد اجتماعی
روحانیت در این میدان مسئولیتی ویژه دارد. سرمایه اجتماعی روحانیت، امکان مهمی برای ایجاد انسجام در جامعه است. در شرایط بحران، جامعه بیش از همیشه به کسانی نیاز دارد که بتوانند میان بخشهای مختلف آن پیوند ایجاد کنند، از افزایش شکافها جلوگیری کنند و اجازه ندهند فشارهای بیرونی به گسستهای درونی تبدیل شود.
این نقش البته با فاصله گرفتن از مردم امکانپذیر نیست. روحانیت باید در کنار مردم باشد؛ مسائل آنان را بشناسد، نگرانیهایشان را بشنود و برای فهم و حل مسائل واقعی جامعه تلاش کند. جهاد تبیین از همین ارتباط واقعی با جامعه نیرو میگیرد.
در این میان، رسانه جایگاهی ویژه پیدا میکند. کسانی که در حوزه رسانه فعالیت میکنند، بیش از دیگران با سازوکار روایتسازی، شکلگیری افکار عمومی و نحوه اثرگذاری پیامها بر مخاطب مواجهاند. آنان میتوانند در انتقال روایت درست از موفقیتها، تبیین واقعیتهای میدان و مقابله با روایتهای تحریفشده نقش مهمی ایفا کنند.
اما برای حضور مؤثر در این میدان، صرفاً داشتن ابزار رسانه کافی نیست. روایتگر باید خود، مسئله را فهمیده باشد. نمیتوان درباره موضوعی روایت ساخت که ابعاد آن را نمیشناسیم یا درباره مسئلهای سخن گفت که از واقعیتهای آن فاصله داریم. روایت درست، پیش از آنکه به مهارت انتقال وابسته باشد، به فهم درست واقعیت وابسته است.
تربیت طلبه تحلیلگر؛ ضرورت حضور مؤثر در میدان روایت
از همین رو، حوزه علمیه باید نسلی از طلاب را تربیت کند که فقط راوی نباشند؛ تحلیلگر نیز باشند. طلبهای که میخواهد در میدان امروز نقشآفرینی کند، باید بتواند مسائل را بفهمد، تحولات را رصد کند، حرکت دشمن را بشناسد و سپس آنچه را فهمیده است، به زبان قابل فهم برای جامعه منتقل کند.
این نیاز، اهمیت مهارتهایی مانند سواد رسانهای، ارتباطات، روایتگری، گفتوگو و شناخت مسائل را دوچندان میکند. حوزه نمیتواند نسبت به ابزارها و زبان جدید ارتباط با جامعه بیتفاوت باشد. مخاطب امروز با مخاطب گذشته تفاوت دارد و میدان ارتباط نیز تغییر کرده است. اگر قرار است پیام به جامعه برسد، باید زبان، ابزار و منطق ارتباط با آن را شناخت.
در عین حال، نباید تصور کرد که همه مسائل با تولید بیشتر محتوا حل میشود. مسئله اصلی، تولید «محتوای مؤثر» و «روایت معتبر» است؛ روایتی که بتواند با واقعیت پیوند برقرار کند و مخاطب را به فهمی روشنتر از شرایط برساند.
امیدآفرینی؛ تبیین واقعیتها و ظرفیتهای پیش رو
در این میان، امیدآفرینی نیز بخشی از مسئولیت تبیین است. دشمن تلاش میکند ناامیدی را در میان مردم گسترش دهد و مقاومت جامعه را بیثمر نشان دهد. پاسخ به این تلاش، نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه نشان دادن واقعیتها، ظرفیتها، موفقیتها و امکانهای پیش روست. امیدی که بر واقعیت استوار نباشد، پایدار نخواهد بود؛ اما تبیین درست واقعیت میتواند به جامعه برای عبور از دشواریها توان و امید بدهد.
ملت ایران در جریان حوادث اخیر نشان داد که شهادت امام عزیز نتوانسته است حرکت آن را متوقف کند. این واقعیت، خود بخشی از روایت این دوره است؛ روایتی که باید دیده و فهمیده شود. این حرکت حتی ابعاد جهانی پیدا کرده و مردم بسیاری در نقاط مختلف جهان نسبت به مسئله مقاومت و مقابله با تجاوز واکنش نشان دادهاند.
تحولات پساجنگ؛ بازخوانی جایگاه ایران و جبهه مقاومت
در کنار این، باید تحولات پیرامون خود را نیز دقیق رصد کنیم. موفقیتهای راهبردی جبهه مقاومت، تحولات منطقه و جایگاه جدید ایران در افکار عمومی، بخشی از واقعیتهایی است که نباید از کنار آنها ساده عبور کرد. جهان پیرامون ما در حال تغییر است و حوزه باید بتواند این تغییرات را بشناسد و نسبت خود را با آنها پیدا کند.
امروز ایران پس از جنگ، همان ایران پیش از جنگ نیست. جایگاه ملت ایران در افکار عمومی تغییر کرده و این تغییر، سرمایهای است که باید آن را شناخت و از آن استفاده کرد. نباید روایت دشمن را روایت نهایی دانست. واقعیت، گستردهتر از تصویری است که رسانههای مخالف ارائه میکنند و وظیفه ما این است که روایت واقعی را با دقت، صداقت و قدرت به میدان بیاوریم.
میدان روایت؛ مسئولیت حوزه و حوزویان
در نهایت، میدان روایت را نمیتوان به رسانهها واگذار کرد و از دیگران خواست که کار تبیین را انجام دهند. این میدان، مسئولیت مشترک حوزه و حوزویان است. استاد، طلبه، مبلغ، پژوهشگر و فعال رسانهای، هرکدام به اندازه توان و جایگاه خود در این میدان مسئولیت دارند.
جهاد تبیین، در حقیقت تلاش برای حفظ حقیقت در میدان رقابت روایتهاست؛ برای آنکه واقعیت قربانی روایتهای ساختهشده نشود، مقاومت در سایه تحریف قرار نگیرد و جامعه تصویر خود را از جهان، از مسیر روایت دشمن دریافت نکند.
امروز کسی که روایت را میسازد، فقط یک پیام را منتقل نمیکند؛ در شکل دادن به فهم جامعه از واقعیت سهم دارد. از همین رو، حوزهای که میخواهد در این مقطع تاریخی نقشآفرین باشد، باید میدان روایت را جدی بگیرد؛ واقعیت را بشناسد، آن را درست تحلیل کند، به زبان جامعه سخن بگوید و اجازه ندهد روایت تحریفشده، جای حقیقت را بگیرد.