مقابله با جنگ شناختی در گرو تقویت بنیان‌های فکری و تعمیق ادراک جامعه است

مقابله با جنگ شناختی در گرو تقویت بنیان‌های فکری و تعمیق ادراک جامعه است
مدیر مدرسه علمیه فقاهت عالم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با بیان اینکه جنگ شناختی با هدف تغییر چارچوب فکری و شیوه تصمیم‌گیری افراد دنبال می‌شود، تقویت هوشیاری معرفتی، مدیریت هیجانات، تحکیم هویت اجتماعی و تعمیق ادراک را چهار محور اساسی ایجاد مقاومت شناختی در جامعه برشمرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، حجت‌الاسلام حسن ادبی، مدیر مدرسه علمیه فقاهت عالم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، امروز یکشنبه ۱۰ آبان‌ماه، در نشست علمی پدافند غیرعامل با موضوع «سواد، سپر مقاومت جنگ شناختی» که در تالار شیخ طوسی بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی برگزار شد، با تبیین ماهیت جنگ شناختی و تفاوت آن با جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی اظهار داشت: آنچه امروز در عرصه جنگ شناختی تجربه می‌کنیم، پدیده‌ای جدید نیست، بلکه شیوه‌ها و تکنیک‌های آن در طول تاریخ بارها تکرار شده و تنها ابزارهای مورد استفاده در آن تغییر کرده است.

وی با اشاره به نمونه‌های تاریخی جنگ شناختی در صدر اسلام افزود: در مواجهه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با مشرکان، کفار و یهودیان و همچنین در دوران حکومت امیرالمؤمنین علی(ع) و تقابل آن حضرت با معاویه، نمونه‌های روشنی از فضاسازی‌های شناختی و دستکاری ادراک جامعه قابل مشاهده است.

استاد حوزه علمیه مشهد با اشاره به کتاب صفین و گزارش‌های تاریخی مربوط به آن تصریح کرد: با مطالعه دقیق این منابع می‌توان دریافت که بسیاری از تکنیک‌های ارتباطی و فضاسازی‌های شناختی که امروز با ابزارهای جدید تجربه می‌کنیم، در دوره‌های تاریخی گذشته نیز وجود داشته است.

حجت‌الاسلام ادبی ادامه داد: در دوران امام حسن مجتبی(علیه‌السلام)، به‌ویژه در اوج التهاب جنگ با معاویه و پیوستن برخی سرداران و گروه‌های متعدد به سپاه معاویه، نمونه‌های آشکاری از دستکاری شناختی و تغییر ادراک مشاهده می‌شود؛ همچنین در دوره‌های بعد، از جمله جریان واقفیه و دوران امام رضا(علیه‌السلام)، می‌توان مراحل و شیوه‌های جنگ شناختی میان جبهه حق و باطل را ردیابی کرد.

وی با بیان اینکه برای شناخت دقیق جنگ شناختی باید تفاوت آن با جنگ متعارف، جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی مشخص شود، خاطرنشان کرد: اگرچه درباره جنگ شناختی تعاریف متعددی ارائه شده و تعریف واحد و مورد اجماعی وجود ندارد، اما وجه مشترک این تعاریف آن است که جنگ شناختی اقدامی عامدانه و هم‌افزاست که با برنامه‌ریزی و از طریق یک زنجیره ارتباطی برای تغییر ادراک، شیوه استدلال و در نهایت تصمیم‌گیری افراد انجام می‌شود.

مدیر مدرسه علمیه فقاهت عالم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) افزود: در جنگ شناختی، هدف صرفاً تغییر یک باور یا گزاره فکری نیست، بلکه مهاجم تلاش می‌کند ریشه‌های اندیشیدن افراد را تغییر دهد؛ به‌گونه‌ای که فرد با همان ذهنیت و شیوه تفکر جدید، به‌صورت خودکار به نتایجی برسد که طراحان این جنگ دنبال می‌کنند.

حجت‌الاسلام ادبی با اشاره به تحولات فضای رسانه‌ای و موضع‌گیری‌های مختلف در جامعه بیان کرد: گاهی یک گزاره از سوی فردی مطرح می‌شود که در ظاهر به نفع جبهه‌ای خاص است و مورد استقبال قرار می‌گیرد، اما وقتی مجموعه سخنان و مبانی فکری او بررسی می‌شود، مشخص می‌شود که آن گزاره در بستری از اندیشه قرار دارد که کلیت مجموعه را ناکارآمد و فاقد اعتبار معرفی می‌کند.

وی تأکید کرد: نباید تصور کنیم هر فردی که چنین گزاره‌هایی را مطرح می‌کند، لزوماً مغرض یا معاند است؛ چه‌بسا افرادی که خود را مدافع جامعه می‌دانند، اما شیوه اندیشیدن آنان دچار تغییر بنیادین شده است؛ هنگامی که بستر تفکر آسیب ببیند، حتی گزاره‌های مثبت نیز در نهایت به نتایج منفی منتهی می‌شوند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به ضرورت پرهیز از نگاه‌های افراطی در تحلیل مسائل کشور گفت: از یک سو افرادی بر ادامه جنگ بدون توجه به محدودیت‌ها و پیامدهای آن تأکید می‌کنند و از سوی دیگر، گروهی تمام ظرفیت مقاومت را نادیده می‌گیرند و صرفاً بر خسارت‌ها تمرکز دارند؛ در حالی که تصمیم‌گیری صحیح نیازمند نگاه جامع، بررسی توانمندی‌ها و محدودیت‌ها و توجه هم‌زمان به ابعاد نظامی و دیپلماسی است.

وی افزود: جنگ شناختی زمانی موفق می‌شود که بستر فکری افراد را تغییر دهد؛ در این شرایط، دیگر نیازی نیست مهاجم برای هر موضوعی گزاره مستقلی درباره خوب یا بد بودن آن تولید کند، زیرا فرد با همان چارچوب فکری تغییریافته، خود به نتایجی می‌رسد که حتی ممکن است ابزارهای قدرت و توانمندی جامعه را نادیده بگیرد.

حجت‌الاسلام ادبی با تشریح سطوح مختلف ادراک انسانی اظهار داشت: ادراک دارای لایه‌های سطحی و عمیق است و جنگ شناختی تلاش می‌کند فرصت رسیدن افراد از شناخت‌های ابتدایی به فهم عمیق را از بین ببرد؛ زیرا مهم‌ترین مانع در برابر این جنگ، قدرت تفکر عمیق و نقادانه مخاطب است.

وی تصریح کرد: اگر افراد به ابزار تفکر نقادانه مجهز شوند، در مواجهه با هر گزاره‌ای پرسش‌هایی مانند چرا و به چه دلیل را مطرح می‌کنند و تناقض‌های احتمالی را مورد بررسی قرار می‌دهند. در چنین شرایطی، امکان اثرگذاری جنگ شناختی کاهش می‌یابد.

این استاد حوزه علمیه با بیان اینکه شدت و عمق جنگ شناختی متناسب با سطح ادراک مخاطب تغییر می‌کند، گفت: برای تأثیرگذاری بر عموم مردم ممکن است از شایعه‌سازی و عملیات روانی استفاده شود، اما مواجهه با جامعه نخبگانی و فرهیختگان نیازمند روش‌های پیچیده‌تر و استدلال‌های عمیق‌تر است.

وی افزود: انتشار یک شایعه از طریق فعالان فضای مجازی و گسترش سریع آن در شبکه‌های اجتماعی می‌تواند بخشی از جامعه را تحت تأثیر قرار دهد، اما برای تغییر نگرش و شیوه تفکر نخبگان، طراحان جنگ شناختی ناچارند به لایه‌های عمیق‌تر ادراک نفوذ کنند.

مدیر مدرسه علمیه فقاهت عالم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ادامه به تشریح تفاوت جنگ شناختی با عملیات روانی و جنگ اطلاعاتی پرداخت و اظهار داشت: برای شناخت این تفاوت باید به ساختار فرهنگ و ارتباط میان باورها، ارزش‌ها، هنجارها و رفتارهای انسانی توجه کرد.

وی با اشاره به هرم فرهنگ بیان کرد: باورها و اعتقادات در لایه‌های بنیادین فرهنگ قرار دارند و بر اساس آن‌ها ارزش‌های انسانی شکل می‌گیرد. ارزش‌ها نیز هنجارها و قوانین را ایجاد می‌کنند و در نهایت رفتارهای افراد تحت تأثیر همین هنجارها شکل می‌گیرد.

حجت‌الاسلام ادبی برای تبیین این موضوع به باور توحیدی اشاره کرد و گفت: باور به اینکه خداوند خالق و مدبر یگانه هستی است، ارزش‌هایی مانند توکل را در انسان ایجاد می‌کند. توکل نیز در رفتار فرد به‌صورت تلاش، پشتکار و اعتماد به خداوند ظهور می‌یابد؛ بنابراین باورها، ارزش‌ها را می‌سازند، ارزش‌ها به شکل‌گیری هنجارها منجر می‌شوند و هنجارها رفتار انسان را جهت می‌دهند.

وی افزود: عملیات روانی معمولاً تلاش می‌کند یک باور، نگرش یا موضع مشخص را تغییر دهد، اما جنگ شناختی فراتر از این سطح عمل می‌کند و به دنبال تغییر شیوه اندیشیدن و چارچوب ادراکی افراد است.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به نمونه‌هایی از محتوای تولیدشده با هوش مصنوعی در فضای مجازی گفت: انتشار انیمیشن‌هایی که در آن‌ها شخصیت‌هایی با پوشش سپاه پاسداران به‌عنوان گرگ و موجوداتی بی‌رحم نمایش داده می‌شوند، نمونه‌ای از تلاش برای ایجاد یک تصویر منفی و تثبیت یک برداشت خاص در ذهن مخاطب است؛ در چنین محتوایی، مخاطب پیش از آنکه فرصت بررسی و تحلیل پیدا کند، با یک تصویرسازی هدفمند مواجه می‌شود.

وی ادامه داد: در عملیات روانی، تمرکز بر تغییر قضاوت و نگرش نسبت به یک موضوع مشخص است، اما جنگ شناختی به دنبال تغییر چارچوبی است که فرد بر اساس آن قضاوت می‌کند.

حجت‌الاسلام ادبی همچنین درباره جنگ اطلاعاتی گفت: کنترل، محدودسازی، مختل‌کردن یا تحریف جریان اطلاعات از مهم‌ترین ابزارهای جنگ اطلاعاتی است؛ گاهی اطلاعات به‌صورت ناقص در اختیار مخاطب قرار می‌گیرد و همین مسئله موجب خطای محاسباتی می‌شود و گاهی نیز اطلاعات نادرست از طریق شبکه‌های گسترده و با انتشار انبوه در فضای مجازی و رسانه‌ها بازنشر می‌شود.

وی با اشاره به انتشار آمارهای متفاوت و تأییدنشده درباره شمار جان‌باختگان حوادث ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه اظهار داشت: در چنین مواردی ممکن است ابتدا اعداد متفاوتی از سوی منابع مختلف مطرح شود و سپس با تکرار و انتشار گسترده، یک عدد مشخص در ذهن مخاطب تثبیت شود؛ در حالی که ممکن است مبنای معتبر و دقیقی برای آن وجود نداشته باشد.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به نقش مدیریت جریان اطلاع‌رسانی در مقابله با جنگ اطلاعاتی افزود: محدودسازی ناقص اطلاعات و باقی‌ماندن ابهامات می‌تواند زمینه سوءاستفاده جریان‌های رسانه‌ای را فراهم کند؛ در مقابل، اطلاع‌رسانی دقیق، به‌موقع و شفاف می‌تواند از شکل‌گیری برداشت‌های نادرست جلوگیری کند.

وی با بیان اینکه جنگ روانی، جنگ اطلاعاتی و جنگ شناختی با یکدیگر ارتباط دارند، خاطرنشان کرد: دو مقوله جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی از ابزارها و اجزای پازل جنگ شناختی هستند، اما نباید این مفاهیم را یکسان دانست؛ زیرا هدف اصلی جنگ شناختی تغییر شیوه اندیشیدن و تصمیم‌گیری افراد است.

حجت‌الاسلام ادبی با تأکید بر مسئولیت جامعه علمی و نخبگانی در شرایط جنگ شناختی گفت: یکی از چالش‌های امروز جامعه فرهیخته این است که افراد با تخصص‌های مختلف، از پزشکی و علوم انسانی گرفته تا پژوهش‌های تاریخی و متون خطی، ناگهان با مسئله‌ای مشترک و فراگیر مواجه می‌شوند و گاهی در واکنش به آن دچار سردرگمی می‌شوند.

وی افزود: در چنین شرایطی، برخی به رفتارهای روبنایی و اقدامات ظاهری بسنده می‌کنند؛ در حالی که جامعه برای عبور از این وضعیت به خوراک فکری و بستر اندیشه نیاز دارد، نه صرفاً مجموعه‌ای از گزاره‌های پراکنده.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به ضرورت تولید محتوای فکری متناسب با نیاز جامعه تصریح کرد: حضور در تجمعات مردمی، فعالیت‌های رسانه‌ای و اقدامات نمادین می‌تواند مفید باشد، اما این اقدامات به‌تنهایی پاسخگوی نیاز جامعه نیست؛ افراد حاضر در میدان، فعالان فضای مجازی و مخاطبان رسانه‌ها به محتوای عمیق و چارچوب فکری منسجم نیاز دارند.

وی با اشاره به برخی فضاسازی‌های رسانه‌ای درباره مفاهیم دینی و تاریخی اظهار داشت: اگر بستر فکری مخاطب به‌درستی شکل نگرفته باشد، حتی مفاهیم مقدس نیز می‌توانند در معرض تحریف و برداشت‌های نادرست قرار گیرند؛ برای نمونه، ممکن است با استفاده از یک تصویر تاریخی یا صحنه‌ای از آثار نمایشی مرتبط با واقعه عاشورا، شبهه‌ای درباره استفاده از سپر انسانی مطرح شود و مخاطب بدون شناخت زمینه تاریخی و مبانی اعتقادی موضوع، تحت تأثیر آن قرار گیرد.

حجت‌الاسلام ادبی تأکید کرد: وظیفه جامعه علمی و فرهیخته این است که زمینه صحیح اندیشیدن را برای مردم فراهم کند تا مخاطب بتواند با شناخت ابعاد مختلف یک موضوع، به تحلیل و قضاوت درست برسد.

وی با اشاره به ضرورت تحکیم باورهای اجتماعی گفت: هنگامی که باور و شیوه اندیشیدن در فرد به ثبات برسد، فضاسازی‌های رسانه‌ای و گزاره‌های متناقض نمی‌توانند به‌آسانی او را از موضع خود خارج کنند؛ ازاین‌رو، تقویت بنیان‌های فکری جامعه باید در اولویت فعالیت‌های علمی و فرهنگی قرار گیرد.

مدیر مدرسه علمیه فقاهت عالم آل محمد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در ادامه با اشاره به ضرورت ایجاد مقاومت شناختی در برابر جنگ شناختی دشمن، چهار محور هوشیاری معرفتی، تنظیم هیجانات، تقویت هویت اجتماعی و تعمیق ادراک را از الزامات این عرصه برشمرد و اظهار داشت: جامعه فرهیخته و نخبگانی باید در این چهار محور نقش‌آفرینی کند؛ زیرا این اقدامات ظرفیت‌هایی هستند که به‌راحتی از عهده دیگر بخش‌های جامعه برنمی‌آیند.

وی با اشاره به پیام‌های رهبر شهید انقلاب اسلامی در ماه‌های اخیر گفت: محتوای این پیام‌ها با دقت و توجه به شرایط جامعه تنظیم شده و در راستای تقویت مقاومت شناختی و ایجاد سپر در برابر جنگ شناختی قابل تحلیل است؛ جامعه علمی می‌تواند با تبیین و بازخوانی این پیام‌ها، در تقویت بنیان‌های فکری و افزایش آگاهی عمومی نقش‌آفرینی کند.

حجت‌الاسلام ادبی نخستین محور را هوشیاری معرفتی دانست و افزود: هوشیاری معرفتی فراتر از شناخت معمول است و با قدرت تشخیص، تحلیل و جلوگیری از خطاهای فکری و محاسباتی ارتباط دارد؛ علم منطق نیز به‌عنوان دانش صحیح اندیشیدن، برای جلوگیری از خطاهای فکری اهمیت دارد؛ اما در شرایط جنگ شناختی، باید بستر اندیشیدن صحیح در جامعه تقویت شود.

وی با تأکید بر نقش گفت‌وگو در تحقق این هدف بیان کرد: باید فضایی فراهم شود که افراد بتوانند در بستری شفاف و آزادانه درباره مسائل مختلف گفت‌وگو کنند و شیوه استدلال و مبانی فکری آنان در معرض بررسی و ارزیابی قرار گیرد.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به برخی گفت‌وگوهای رسانه‌ای و بازتاب آن‌ها در فضای مجازی خاطرنشان کرد: گاهی بدون نیاز به برخوردهای احساسی یا نقدهای مستقیم، وقتی مبانی فکری افراد در یک گفت‌وگوی شفاف در معرض دید عموم قرار می‌گیرد، مخاطبان خودشان می‌توانند درباره درستی یا نادرستی استدلال‌ها قضاوت کنند.

وی دومین محور مقاومت شناختی را تنظیم هیجانات عنوان کرد و گفت: جامعه در شرایط بحرانی با هیجانات و احساسات متعددی مواجه می‌شود و لازم است برای مدیریت صحیح این وضعیت، برنامه‌ریزی و طراحی مناسبی صورت گیرد.

حجت‌الاسلام ادبی افزود: بخشی از این مدیریت از طریق اطلاع‌رسانی درباره تحولات و دستاوردها و بخشی دیگر از طریق ایجاد فرصت‌های مناسب برای بروز و مدیریت احساسات اجتماعی انجام می‌شود؛ اما نمی‌توان همواره به چند الگوی محدود مانند انتشار اخبار یا برگزاری تجمعات و اقدامات نمادین بسنده کرد. جامعه نخبگانی باید برای مدیریت هیجانات، الگوهای متنوع و متناسب با شرایط طراحی کند.

وی سومین محور را تقویت هویت اجتماعی و انسجام ملی دانست و اظهار داشت: از ابتدای تحولات اخیر، بر ضرورت حفظ اتحاد و انسجام ملی تأکید شده و تلاش‌هایی نیز برای تضعیف این همبستگی صورت گرفته است؛ با این حال، توجه به اشتراکات هویتی ایرانیان توانسته است زمینه شکل‌گیری همدلی گسترده‌تری را فراهم کند.

این استاد حوزه علمیه با اشاره به همراهی گروه‌هایی از ایرانیان داخل و خارج از کشور در مخالفت با اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی تصریح کرد: این همبستگی نشان داد که یادآوری بنیان‌های مشترک هویتی و اجتماعی می‌تواند بخش‌هایی از جامعه را که پیش‌تر از یکدیگر فاصله گرفته بودند، دوباره به یکدیگر نزدیک کند.

وی افزود: باید به جای برجسته‌سازی مرزبندی‌های اجتماعی و تقسیم‌بندی‌های خودی و غیرخودی، بر اشتراکات هویتی و سرمایه اجتماعی جامعه تمرکز کرد و زمینه تقویت پیوندهای ملی را فراهم آورد.

حجت‌الاسلام ادبی تأکید کرد: اگر جنگ شناختی به‌درستی شناخته نشود، ممکن است آن را با عملیات رسانه‌ای یا جنگ روانی یکسان بدانیم و تصور کنیم مسئولیت مقابله با آن صرفاً بر عهده رسانه‌هاست؛ در حالی که شکل‌دهی به بستر اندیشیدن و تقویت بنیان‌های فکری جامعه، وظیفه اصلی نخبگان و فرهیختگان است.

وی خاطرنشان کرد: جنگ روانی و جنگ اطلاعاتی بخش‌هایی از پازل جنگ شناختی هستند و مقاومت در برابر آن نیز با تقویت هوشیاری معرفتی، تنظیم هیجانات، تحکیم هویت اجتماعی و تعمیق ادراک تحقق می‌یابد؛ هرچه سطح فهم و ادراک جامعه عمیق‌تر شود، میزان اثرگذاری جنگ شناختی دشمن کاهش پیدا می‌کند و زمینه حفظ انسجام و همبستگی اجتماعی برای عبور از شرایط دشوار فراهم‌تر خواهد شد.

در ابتدای این نشست، علی‌جان سکندری، عضو هیئت علمی پژوهشکده معارف اسلامی در جهان معاصر، با اشاره به فرارسیدن هفته پدافند غیرعامل، موضوع سواد رسانه‌ای و نقش آن در مقاومت برابر جنگ شناختی را متناسب با نیازهای روز جامعه دانست و اظهار داشت: رسانه در حقیقت به معنای واسطه یا کانال ارتباطی است که از طریق آن محتوا به مخاطب منتقل می‌شود.

وی با اشاره به انواع رسانه‌ها افزود: رسانه‌های اکتسابی یا اشتراکی، پلتفرم‌های دیجیتال و شبکه‌های اجتماعی مانند اینستاگرام و ایکس را شامل می‌شوند که زمینه تعامل سریع و تولید محتوا توسط کاربران را فراهم می‌کنند. در مقابل، رسانه‌های تحت مالکیت، بسترهایی هستند که اشخاص یا سازمان‌ها برای تولید و انتشار محتوای اختصاصی خود در اختیار دارند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده معارف اسلامی در جهان معاصر با اشاره به سیر تاریخی شکل‌گیری رسانه‌ها گفت: رسانه از دوران باستان و از طریق نقاشی‌های دیواری، نشانه‌ها و شیوه‌های نوشتاری برای انتقال مفاهیم و خواسته‌های انسانی مورد استفاده قرار گرفته است.

سکندری ادامه داد: در قرون وسطی، از قرن پنجم تا پانزدهم میلادی، توسعه کاغذ و شیوه‌های چاپ بلوکی و چوبی در چین باستان و شرق آسیا زمینه گسترش ابزارهای انتقال پیام را فراهم کرد. در دوره مدرن اولیه، از قرن پانزدهم تا هجدهم میلادی نیز اختراع دستگاه چاپ و گسترش روزنامه‌ها و نشریات در اروپا، به‌ویژه آلمان، تحول مهمی در عرصه رسانه ایجاد کرد.

وی افزود: با وقوع انقلاب صنعتی، ابزارهایی مانند تلگراف و تلفن گسترش یافتند و در قرن بیستم، رادیو و تلویزیون به‌عنوان رسانه‌های ارتباط جمعی نقش گسترده‌ای در انتقال اطلاعات و ارتباط با مخاطبان پیدا کردند.

عضو هیئت علمی پژوهشکده معارف اسلامی در جهان معاصر در پایان با اشاره به ورود جهان به عصر دیجیتال از اواخر قرن بیستم تاکنون، این دوره را از مهم‌ترین مراحل تحول رسانه دانست و بر ضرورت شناخت ظرفیت‌ها و چالش‌های رسانه‌های نوین در مواجهه با فضاسازی‌های رسانه‌ای تأکید کرد.


كد خبر: 66535  |  تاریخ درج خبر: 1405/08/10  |  کد خبرنگار: 185854  |  نام خبرنگار: فهيمه قربانيان
ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید.
 
نام:
اطلاعات تماس: (تلفن همراه یا ایمیل)
متن:
کد امنیتی:     
footer slimi
بالا