به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه علمیه خراسان، حجتالاسلام محمدی هوشیار، مدرس حوزه و دانشگاه، در کارگاه «مهدویت و نقد جریانهای انحرافی» که در مدرسه تابستانه «دارالعلم» و در محل مدرسه علمیه میرزا جعفر(دانشگاه علوم اسلامی رضوی) برگزار شد، با اشاره به مسئله هدایت در قرآن کریم، اظهار کرد: در مسئله هدایت، از آغاز قرآن و آیات ابتدایی سوره بقره که بحث «هدایت» و «متقین» مطرح میشود تا آیات مختلفی که به صراحت درباره هدایت سخن میگویند، با مسئلهای محوری مواجه هستیم که فلسفه ارشاد و بعثت رسولان را نیز دربرمیگیرد؛ همه انبیا برای هدایت بشر آمدهاند.
وی افزود: وقتی به منابع مختلف مراجعه میکنیم، دال مرکزی نقل را هدایت مییابیم و دال مرکزی عقل نیز هدایت است. بنابراین، هنگامی که میخواهیم علوم اسلامی و علوم انسانی را بنا کنیم، این علوم باید با دال مرکزی نقل و عقل منطبق باشند؛ بهگونهای که از آنها علومی شکل بگیرد که انسان را به سعادت رهنمون کند. اگر علمی انسان را به سعادت رهنمون نکند، آیا میتوان آن را علم دینی، علم اسلامی یا علم انسانی دانست؟
حجتالاسلام محمدی هوشیار با بیان اینکه دامنه مسئله هدایت بسیار گسترده است، تصریح کرد: خداوند هدایت انسان را از آغازین روز خلقت در همه عالم گسترش داده و در همه چیز میتوان نشانههای هدایت را مشاهده کرد. در آیات آفاقی، هر جا نگاه کنیم، چیزی غیر از هدایت نمییابیم؛ گویا دنیا سراسر هدایت است و زمین و زمان در شبکه هدایت نقشآفرینی میکنند.
وی ادامه داد: بنابراین، مهدویت چیزی نیست که فقط به سه روز پایانی دنیا، ده سال آخر دنیا یا پایان تاریخ و آیندهای دور مربوط باشد. اگر مهدویت را با نگاه هدایتی ببینیم، این مسئله از «یومالنشأة» آغاز میشود.
مهدویت؛ امتداد مسیر هدایت انسان در طرح کلی آفرینش
مدرس حوزه و دانشگاه با تشریح مراحل مختلف هدایت انسان، گفت: در بحث هدایت، از «یومالنشأة» شروع میکنیم؛ از زمانی که انسان خلق میشود و خداوند هدایت تکوینی و تشریعی را برای او قرار میدهد. سپس به «یومالتکوین» میرسیم که دوران جنینی انسان است و در طول تاریخ، پیامبران الهی برای هدایت انسان در مراحل مختلف آمدهاند.
وی افزود: پس از آن به «یومالمیلاد» میرسیم؛ یعنی دوران تولد انسان که با بعثت پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) همراه است. انسان متولد میشود و پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهوآله) این انسان را تربیت میکند و تحویل نظام امامت میدهد. سپس «یومالاکمال» آغاز میشود که با امام اول، امام دوم و امام سوم ادامه پیدا میکند و این منزل با آغاز غیبت امام(عج) به پایان میرسد و وارد منزل چهارم، یعنی «یومالتکلیف» میشویم.
حجتالاسلام محمدی هوشیار با تشبیه دوران غیبت به مرحلهای از رشد انسان، اظهار کرد: تصور کنید انسانی در دوران شکلگیری خود، در مرحلهای به بلوغ میرسد. وقتی انسان به سن بلوغ رسید، تکلیف او آغاز میشود. در این مرحله، نحوه تربیت نیز تغییر میکند. پدر و مادر فرزند را به مدرسه میفرستند و او بخشی از روز را در فضایی خارج از خانه و در محیطی دیگر به تربیت و آموزش میپردازد.
وی ادامه داد: این فاصله گرفتن از پدر و مادر به معنای ظلم به انسان نیست، بلکه اقتضای سن اوست. اقتضای رشد انسان این است که وارد جامعه شود، تا حدودی از پدر و مادر فاصله بگیرد، تجربه کند، کنشگر باشد و با چالشهای مختلف مواجه شود. بنابراین، دوران غیبت، چه غیبت صغری و چه غیبت کبری، میتواند به عنوان مرحله «تکلیف» در نظر گرفته شود.
مدرس حوزه و دانشگاه با نقد این نگاه که دوران غیبت را دوران بدبختی و تاریکی میداند، گفت: گاهی چنین بیان میشود که غیبت امام، دوران بدبختی، تاریکی و حیرت است؛ در حالی که روایات چنین چیزی را نمیگویند. شاید در برخی منبرها و نوشتهها چنین مطالبی گفته شود و گفته شود که وقتی امام غایب شده، همه ما بدبخت و بیچاره هستیم، اما روایات عکس این مسئله را بیان میکنند.
وی با اشاره به روایتی از امام سجاد(علیهالسلام) اظهار کرد: در این روایت درباره مردم زمان غیبت آمده است که اهل زمان غیبت که به امامت قائل هستند، از اهل هر زمان دیگری برترند؛ چراکه خداوند به آنان عقلها، فهمها و معرفتی عطا کرده است که غیبت برای آنان به منزله مشاهده است.
حجتالاسلام محمدی هوشیار افزود: این روایت نشان میدهد که دوران غیبت، دوران تاریکی نیست. دوران غیبت روز است، اما مدل آن متفاوت است؛ خورشید پشت ابر است. گفته نمیشود شب است یا خورشید از بین رفته، بلکه خورشید پشت ابر است. این تفاوت در مدل بهرهمندی از خورشید است.
وی ادامه داد: امام زمان(عج) نیز درباره نحوه انتفاع از وجود خود به خورشید پشت ابر تشبیه شده است. بنابراین، غیبت به معنای نبود لطف نیست؛ همانگونه که خورشید پشت ابر همچنان روز را رقم میزند، غیبت نیز نوعی لطف است و ظهور نیز نوع دیگری از لطف الهی است.
این مدرس حوزه و دانشگاه با انتقاد از برخی برداشتهای نادرست درباره فلسفه غیبت، تصریح کرد: گاهی به جامعه چنین القا میشود که امام از ما قهر کرده، امام فرار کرده یا از ترس جان خود رفته است و اکنون باید آنقدر گریه کنیم تا امام دلش به رحم بیاید و ظهور کند. این برداشت با سیره معصوم و سنت الهی سازگار نیست.
وی گفت: ماجرا، ماجرای تربیت است. غیبت اتفاق افتاد، چون باید اتفاق میافتاد. خداوند منفعل نیست و هیچگاه منفعل قرار نمیگیرد. اگر طرح کلی آفرینش را بهدرستی بشناسیم و رشته هدایت را از ابتدا دنبال کنیم، میبینیم که خداوند دائماللطف است و لطف خود را ناقص به انسانها نمیدهد و از لطف خود منصرف نمیشود؛ چه لطف محصل باشد و چه لطف مقرب.
حجتالاسلام محمدی هوشیار خاطرنشان کرد: بنابراین، اگر مهدویت را از ابتدا با دقت و در امتداد طرح کلی آفرینش بفهمیم، هیچگاه نمیگوییم که اصل غیبت، عصر حیرت است یا اینکه امام از ما قهر کرده است. هیچ قهری در اینجا وجود ندارد.
وی با اشاره به دوران امام حسن عسکری(علیهالسلام)، بیان کرد: دوران ایشان دورهای بسیار طلایی برای شیعه بود و شیعیان زمان امام یازدهم(علیهالسلام) از بهترین شیعیان بودند. در این زمینه نیز سخنانی از رهبر شهید منتشر شده که بر همین مسئله تأکید دارد و دوران امام دهم و یازدهم(علیهالسلام) را از نظر معرفت شیعه، دوران طلایی معرفی کرده است.
مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: اگر امام زمان(عج) از شیعه قهر کرده بود، چنین وضعیتی معنا نداشت. دشمنان میخواستند امام را به شهادت برسانند، اما مسئله قهر امام از ما نیست. نهایتاً میتوان گفت خداوند حفظ جان امام را در ظرف غیبت قرار داده است؛ اگرچه به باور بنده، حفظ جان، فلسفه و حکمت اصلی غیبت نیست.
وی تصریح کرد: در ظرف غیبت، حفظ جان امام میتواند مطرح باشد، اما فلسفه و حکمت غیبت نمیتواند تنها همین مسئله باشد. فلسفه غیبت، این است که انسان به سنی رسیده بود که باید غیبت را درک میکرد.
حجتالاسلام محمدی هوشیار با اشاره به تکامل تدریجی انسان و جامعه شیعی، اظهار کرد: هرچه این انسان مکلف و فرهیخته مهدوی به مسیر خود ادامه میدهد، از وظایف فردی به سمت وظایف اجتماعی و نهادی حرکت میکند. وظایف تکلیفی فردی، بهتدریج جای خود را به وظایف اجتماعی و نهادی میدهد.
وی افزود: اگر دورههای مختلف تاریخ را مقایسه کنیم، میبینیم هرگاه امامی به شهادت رسید، شیعیان در مقطعی با بحران مواجه شدند و گاهی زعیم شیعه یا عالمی بزرگ به شهادت رسید و شیعیان پراکنده شدند؛ اما در دوران غیبت، شیعه با همه افتان و خیزان، تمرین کرد و از نظر معرفتی کاملتر شد.
مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: شیعه در این مسیر فهمید که باید از وظایف فردی به وظایف اجتماعی و نهادی قدم بگذارد. به این دوران رسیدیم که رهبر ما را به شهادت رساندند و فرماندهان متعددی نیز به شهادت رسیدند، اما شیعه از هم نپاشید، بلکه مستحکمتر شد. شیعه عراق و ایران نیز نهتنها پیوند خود را از دست نداد، بلکه این پیوند در تشییعی باشکوه، عمق بیشتری پیدا کرد.
وی گفت: در حالی که مدل تاریخی این بود که با شهادت زعیم، بسیاری از امور پایان مییافت، در اینجا دیدیم که با شهادت زعیم، پیوندها محکمتر شد. این یعنی شیعه روزبهروز که در مسیر بلوغ مهدوی پیش میرود، از وظایف فردی به سمت وظایف نهادی حرکت کرده و کاملتر میشود.
حجتالاسلام محمدی هوشیار با اشاره به بیانات رهبر معظم انقلاب درباره نقشآفرینی مردم در تحولات اخیر، بیان کرد: در بیانیه رهبر عزیزمان دیدیم که فرمودند در این ایام مردم رهبری کردند. اینکه مردم رهبری کردند، یعنی همان «اعطا من العقول و الافهام و المعرفه» که در روایت آمده است، به نحو اتم و اکمل خود را نشان میدهد.
وی افزود: این نکته مقدماتی ما درباره مهدویت است. درباره انتظار نیز باید به این مسئله توجه کنیم؛ چراکه نگاهها درباره انتظار متفاوت است.
مدرس حوزه و دانشگاه با نقد دیدگاههایی که انتظار را به نشستن و دست روی دست گذاشتن تفسیر میکنند، اظهار کرد: عدهای میگویند فعلاً بنشینیم و منتظر باشیم، با ظالم درگیر نشویم؛ چون اگر با ظالم درگیر شویم، آنها جوانهای ما را میکشند و دیگر به حد نصاب نمیرسیم و امام زمان(عج) دیرتر ظهور میکند. در این نگاه، تصور این است که امام منتظر رسیدن ما به یک حد نصاب عددی است.
وی افزود: اگر چنین باشد، سؤال این است که حد نصاب چند نفر است؟ صد نفر، دویست نفر، پانصد نفر، ششصد نفر یا بیشتر؟ آیا واقعاً میتوان تصور کرد که امام بخواهد با پشتوانه چند صد نفر یا چند میلیون نفر، کل عالم را در تسخیر خود قرار دهد؟ مسئله عدد و رقم نیست؛ مسئله این است که خداوند اراده کرده این پیروزی اتفاق بیفتد. این وعده حق الهی است و محقق خواهد شد.
حجتالاسلام محمدی هوشیار ادامه داد: هر کسی که سوار بر قطار لشکر امام شود، خودش جا نمانده است و خوش به حال کسی که جایگاه خود را پیدا کند و بدا به حال کسی که عقب بماند. این وعده الهی محقق خواهد شد، چه همه ما بخواهیم و چه نخواهیم.
وی با اشاره به روایتی درباره تحقق وعده الهی ظهور، گفت: روایت میگوید اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد، خداوند مهدی خود را برمیگرداند و آن یک روز را طولانی میکند و کل عالم در تسخیر امام(عج) قرار خواهد گرفت.
مدرس حوزه و دانشگاه با بیان اینکه انسان در تحقق این وعده الهی نقش دارد، تصریح کرد: نقش ما در ماجرای پیروزی امام این است که هرکسی جایگاه خود را پیدا کند. امام زمان(عج) نیز در خطبهای که با سند صحیح در منابع معتبر شیعه آمده است، مردم را به سوار شدن بر کشتی نجات دعوت میکند؛ یعنی هرکس سوار شود، نجات پیدا میکند و هرکس سوار نشود، جا میماند.
وی خاطرنشان کرد: این مسئله شبیه نامههایی است که امام حسین(علیهالسلام) پیش و در جریان کربلا برای افراد مختلف نوشتند. مسئله این است که دعوت صورت گرفته و انسان باید جایگاه خود را پیدا کند؛ اگر سوار کشتی نشود، جا میماند.
حجتالاسلام محمدی هوشیار با انتقاد از رواج برخی مطالب مشهور اما بیاساس در حوزه مهدویت، گفت: در مسئله مهدویت گاهی مطالبی که مشهور هستند، اما اساس و سند محکمی ندارند، بیشتر گفته و منتشر میشوند؛ در حالی که مطالب مستند و معتبر کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
وی افزود: برای نمونه، خطبهای با این مضمون که «الا یا اهل العالم ان جدی الحسین...» در کتاب «الزام الناصب» آمده است، اما این کتاب مربوط به حدود یکصد و بیست تا یکصد و سی سال پیش است و نویسنده آن نیز این مطلب را از کتابی دیگر نقل کرده که آن منبع نیز پیدا نشده است. بنابراین، این مطلب اساس معتبری ندارد و یکی از مشکلاتی که در مباحث مهدوی با آن مواجه هستیم، همین نقل و انتشار مطالب بیاساس است.
مدرس حوزه و دانشگاه ادامه داد: در مقابل، خطبهای وجود دارد که با سند صحیح و با چند طریق در منابع معتبر شیعه آمده است، اما کمتر درباره آن سخن گفته میشود. این خطبه در «الغیبه» شیخ طوسی آمده و در آن، امام مهدی(عج) مردم را به کشتی نجات تشبیه میکند.
وی تصریح کرد: بنابراین، اگر مهدویت را بر اساس طرح کلی آفرینش دنبال کنیم، به این نتیجه میرسیم که دوران غیبت امام، دوران بدبختی و گمراهی نیست؛ بلکه خداوند به مردم زمان غیبت، عقل، فهم و معرفتی عطا کرده که غیبت برای آنان به منزله مشاهده است.
حجتالاسلام محمدی هوشیار گفت: در همین دوران میبینیم که چه اقداماتی توسط شیعیان و یاران حضرت رقم میخورد و انسانهایی که خسته نمیشوند، در صحنه حاضر میشوند. این همان رشد و تکامل عقل و معرفت است و این مسئله شوخی نیست.
وی با تأکید بر اینکه انتظار در مهدویت به معنای نشستن و دست روی دست گذاشتن نیست، اظهار کرد: انتظار در مهدویت حالت نشستن نیست، بلکه حالت برخاستن است. در روایتی از امام علی(علیهالسلام) نیز درباره پدران ایشان آمده است که هرکدام از آنان به نحوی با طاغوت بیعت داشتند و ناچار به این کار بودند، اما زمانی که امام مهدی(عج) قیام میکند، هیچ بیعتی از طاغوت بر عهده او نیست.
حجتالاسلام محمدی هوشیار افزود: این مسئله باید برای ما نیز مورد توجه قرار گیرد و ثمره این نگاه را در زندگی و وظایف خود ببینیم؛ چراکه مسئله انتظار، صرفاً نشستن و منتظر ماندن نیست، بلکه مسئله حضور، نقشآفرینی و برخاستن است.